خبرگزاری آريا – باورهاي غلط در مورد اختلالات طيف اوتيسم


باورهاي غلط در مورد اختلالات طيف اوتيسم

خبرگزاري آريا –
بيماري اوتيسم
در بسياري از موارد کودکان مبتلا به اوتيسم دوست دارند که مورد توجه قرار گيرند‎
امروزه يافته هاي علمي نوين باور غلط قبلي مبني بر مقصر بودن والدين در ايجاد اين اختلال را رد کرده اند.
در بسياري از موارد کودکان مبتلا دوست دارند که مورد توجه قرار گيرند و گاه مشکل اساسي اين کودکان آن است که در شناخت و اعمال روش هاي ارتباطي توانمند نيستند، نه اينکه تمايلي به ارتباط ندارند.
باور غلط: کودکان مبتلا به اختلال طيف اوتيسم هرگز تماس چشمي برقرار نمي کنند.
تصحيح: اشکال در برقراري ارتباط چشمي مناسب يکي از علائم احتمالي در کودکان مبتلا است، اما اين علامت تنها يکي از علائمي است که ممکن است در اين کودکان وجود داشته باشد، بعضي از کودکان مبتلا ممکن است اصولاً فاقد اين توانمندي باشند و در بعضي ديگر ميزان توانمندي مزبور با حدي که نسبت به سن آنها انتظار مي رود هماهنگ نيست.
گاه حتي ممکن است که تماس چشمي در اين افراد از حد معمول بيشتر و نامتناسب باشد.
باور غلط: کودکان مبتلا به اوتيسم تمايلي به ابراز محبت و عاطفه ندارند.
تصحيح: در بسياري از موارد کودکان مبتلا دوست دارند که مورد توجه قرار گيرند و نيز ارتباط برقرار کنند و گاه مشکل اساسي اين کودکان آن است که در شناخت و اعمال روش هاي ارتباطي توانمند نيستند، نه اينکه تمايلي به ارتباط ندارند.
اين ناتواني گاه منجر به نشان دادن روش هاي غير معمول براي ارتباط مي شود که در علائم اختلال ذکر شده اند.
باور غلط: هيچيک از کودکان مبتلا به اختلال طيف اوتيسم قادر به حرف زدن نيستند.
تصحيح: بسياري از اين کودکان مشکلاتي در تکلم دارند. اما مشکل در تکلم تنها به معني حرف نزدن نيست.
بعضي از اين کودکان نمي توانند کلام خود را به نحو مناسب براي هدايت تعامل اجتماعي مورد استفاده قرار دهند، گروهي از آنها حتي ممکن است توانايي کلامي بالايي داشته باشند ولي در استفاده از کلام در موقعيت هاي اجتماعي مشکل داشته باشند.
گاه ممکن است نقائص ظريفي در کلام اين کودکان وجود داشته باشد که تشخيص آن از عهده فرد غير متخصص خارج است.
باور غلط: رفتارهاي کليشه اي جزء جدايي ناپذير اختلالات طيف اوتيستيک هستند.
تصحيح: هر چند وجود رفتارها و علائق تکراري يکي از معيارهاي تشخيص اوتيسم است، توجه به اين نکته لازم که اولاً شدت اين رفتارها در افراد مختلف مبتلا متفاوت است، ثانياً درک اينکه کدام رفتار کليشه اي و تکراري محسوب مي‌شود نيازمند دقت نظر فرد متخصص است و هميشه به سادگي انجام نمي‌شود و ثالثاً اينکه با گذشت زمان و بالا رفتن سن کودک، ممکن است اين رفتارها پيچيده تر و پنهان تر شوند و گاه از شدت آنها کاسته شوند.
باور غلط: تنها در صورتي مي توان اين اختلال را مطرح کرد که کودک تمام علائم را داشته باشد.
تصحيح: وجود تعدادي از علائم به تشخيص فرد متخصص براي تشخيص اختلال کافي است.
تشخيص اين اختلال (بخصوص در موارد خفيف) هميشه کار آساني نيست و به دانش و تجربه فراوان نياز دارد.
تنها يک درمانگر با تجربه مي تواند با جمع کردن تمام علائم تشخيص نهايي را مطرح کند و براي تشخيص گذاري وجود تمام علائم ضروري نيست.
باور غلط: وجود هر يک از علائم مطرح شده نشان دهندۀ وجود اختلال طيف اوتيسم است.
تصحيح: هريک از علائمي که براي تشخيص ذکر شده اند، مي توانند در کودکان عادي در سنين خاصي وجود داشته باشند.
اين علائم در صورتي غير معمول تلقي مي شوند که اولاً به ميزان زيادي وجود داشته باشند و ثانياً با مرحلۀ تکاملي کودک تناسب نداشته باشند.
تشخيص اينکه هر يک از اين علائم در يک کودک خاص عادي است يا خير طبعاً به عهده متخصص با تجربه است.
نيز بايد توجه داشت که شدت علائم به تشخيص متخصص بايد در حدي باشد که عملکرد کودک را دچار اختلال کرده باشد.
باور غلط: براي تشخيص اختلال طيف اوتيسم علائم بايد از بدو تولد يا قبل از ۳ سالگي وجود داشته باشند.
تصحيح: معيارهاي جديد براي تشخيص اختلالات طيف اوتيسم ما را متوجه اين نکته مي کند که اگرچه علائم معمولاً در اوايل کودکي شروع مي شوند٬ سن بروز علائم ممکن است بالاتر از ۳ سالگي باشد.
قاعدتاً اين علائم تا قبل از ۸ سالگي خود را نشان ميدهند. البته بايد توجه داشت که گاه علائم وجود داشته اند ولي به دلايلي مورد توجه والدين قرار نگرفته اند.
باورغلط: تشخيص اختلال طيف اوتيسم آسان است.
تصحيح: گاه اين باور منجر به اتکا والدين به شنيده ها و خوانده هاي محدود و ناکامل مي شود، از جمله بسياري از والدين ممکن است مطالب موجود در اينترنت را براي تشخيص گذاري مورد استفاده قرار دهند.
گاه افراد کم تجربه و حتي فاقد صلاحيت نيزمي توانند ما را در اين زمينه سردرگم سازند.
واقعيت آن است که تشخيص اوتيسم فرآيند پيچيده اي است که نيازمند دانش و تجربه فراوان است و اگر چه مطالب کلي مي توانند دانش ما را در اين زمينه بهبود بخشند ولي گاه مي‌توانند ما را به اشتباه بيندازند و هيچ گاه جايگزين تشخيص گذاري توسط يک فرد متخصص نمي گردند.
باور غلط: آزمون يا روش‌هايي براي تشخيص قطعي اختلال وجود دارند که دقيق تر از نظر فرد متخصص هستند.
تصحيح: در حال حاضر هيچ روش يا آزموني که بتواند بطور قطعي اختلال را تشخيص دهد وجود ندارد.
نظر نهايي در مورد تشخيص توسط فرد متخصص و صاحب صلاحيت داده خواهد شد.
گاه در موارد ابهام٬ متخصصين براي تکميل اطلاعات خود از آزمون هايي استفاده مي کنند ولي هيچيک از اين آزمونها به تنهايي در رد يا تاييد تشخيص ارزشمند نيستند.
باور غلط: روش هايي براي تشخيص اوتيسم قبل از تولد وجود دارد.
تصحيح: در حال حاضر هيچ روشي براي تشخيص اوتيسم قبل از تولد وجود ندارد. مشاوره ژنتيکي که توسط متخصصين اين امر صورت مي گيرد مي تواند در برخي از موارد احتمال ابتلا را تخمين بزند، اما هيچگاه اطلاعات قطعي در مورد يک کودک خاص به دست نمي دهد.
باور غلط: شدت اختلال در همه کودکان مبتلا يکسان است.
تصحيح: يافته هاي جديد علمي، موجب طبقه بندي تازه اي از اين اختلالات شده اند. ما امروزه از اختلالات طيف اوتيسم سخن مي گوييم و اين به معناي آن است که شدت اختلال در افراد مختلف مبتلا، متفاوت است و به اين ترتيب ميزان پاسخ به درمان ها و بهبود عملکرد نيز در آنها متفاوت است.
مقايسه کودکان با يکديگر چون ساير موارد، نيز درست نيست و هر کودک را بايد با توجه زمينه رشدي، خانوادگي و هوش خود مورد بررسي قرار داد.
باور غلط: تشخيص اين اختلالات با وجود نقص توجه-بيش فعالي منافات دارد ( ما تنها مي توانيم يکي از اين اختلالات را در هر کودک تشخيص دهيم).
تصحيح: بر اساس يافته هاي جديد علمي، امکان اينکه کودک هم به اختلال طيف اوتيسم و هم به اختلال نقص توجه-بيش فعالي مبتلا باشد وجود دارد و وجود يکي از اين موارد لزوماً وجود ديگري را نفي نمي کند. ضمنا در بسياري از موارد، کودک مبتلا ممکن است به اختلالات همزمان ديگري هم مبتلا باشد.
باور غلط: تمام کودکان مبتلا به اين اختلال نابغه هستند.
تصحيح: هرچند بعضي از کودکان مبتلا به دليل تمرکز افراطي بر يک موضوع، جزايري از توانايي غير معمول از خود نشان مي دهند، اما اين لزوماً به معناي نبوغ نيست و ضمنا تمامي اين کودکان نيز واجد اين جزاير توانايي هاي خارق العاده نيست. اما توجه به اين توانايي ها، مي تواند در کمک به اين کودکان و تسريع بهبودي به آنها کمک کند.
باور غلط: کودکان مبتلا به اوتيسم از نظر ذهني عقب مانده هستند.
تصحيح: موضوع هوش، لزوماً ارتباطي با اين اختلال ندارد. بعضي از کودکان ممکن است درجاتي از عقب ماندگي ذهني داشته باشند و بعضي از آنها ممکن است داراي بهره هوشي طبيعي باشند.
البته ميزان هوش در تعيين عاقبت و پيش آگهي اين اختلال نقش دارد و افراد مبتلا متناسب با بهره هوشي شان پيشرفت بيشتر يا کمتري خواهند داشت.
درمان اوتيسم
افراد مبتلا به اوتيسم متناسب با بهره هوشي شان پيشرفت بيشتر يا کمتري خواهند داشت‎
باور غلط: کودک مبتلا به اختلال طيف اوتيسم تنها مجموعه اي از مشکلات است .
تصحيح: اين کودکان نيز مانند ساير کودکان مجموعه اي از توانايي ها و ضعف ها هستند.
تاکيد مناسب بر نقاط قوت اين کودکان موجب بهبود اعتماد به نفس و انگيزه در آنها مي گردد و راه را براي رفع نواقص هموار مي کند.
بنابراين يکي از وظايف اصلي والدين و درمانگران شناخت و ارتقاء نقاط قوت اين افراد مي باشد.
باور غلط: کودکان مبتلا به اختلال طيف اوتيسم درمان پذير نيستند.
تصحيح: درمان هاي توانبخشي امروزه قادر به بهبودي نسبي اين کودکان هستند. طبيعي است که با توجه به شدت و وجود يا عدم وجود مشکلات همراه٬ ميزان پيشرفت مورد انتظار در اين کودکان متفاوت است.
اما اين به معناي درمان پذير بودن نيست بلکه بر نسبي بودن بهبود در افراد مختلف دلالت دارد.
ضمنا توجه به اين نکته لازم است که نشان داده شده است که هر چقدر تشخيص و درمان زودتر آغاز شود احتمال پيشرفت در اين کودکان بيشتر است.
باور غلط: دارو درماني نقشي در درمان اين اختلال ندارد.
تصحيح: اگرچه دارو درماني روش اصلي درمان اين اختلال محسوب نمي شود، ولي با تشخيص فرد متخصص گاه مي تواند در بهبود بعضي از مشکلات همراه (مثلا اضطراب، پرخاشگري، رفتارهاي کليشه اي و حتي نقص جدي در تعاملات) نقش داشته باشد.
باور غلط: داروهايي براي رفع علائم اصلي اين اختلال وجود دارد.
تصحيح: روي ديگر سکه بي اعتقادي به درمان دارويي، اعتقاد مفرط به درمان دارويي است. تاکيد مي شود که درمان دارويي نه در جهت رفع علائم اصلي، بلکه در جهت کمک به درمان مشکلات همراه و بعضي علائم فرعي اين اختلال موثرند و هيچگاه جايگزين درمان هاي توانبخشي نخواهند شد.
باور غلط: درمان هاي جادويي (جراحي يا روش هاي غيرمعمول) براي اين اختلال وجود دارد.
تصحيح: متاسفانه احساس ناخوشايندي و گاه احساس درماندگي که از نام بيماري در والدين بوجود مي آيد زمينه را براي افراد سودجو فراهم مي کند تا با ادعاهاي عجيب و غريب مژده درمان قطعي و جادو مانند اين اختلال را بدهند.
شواهد علمي نشان ميدهد که در حال حاضر بهترين روش براي کمک به بهبود اين اختلال روش هاي خاص توانبخشي مي باشند و ساير کارها مانند نوروفيد بک و ساير روش هاي غيرعلمي، تاثيري در بهبود اين اختلالات ندارند.
باور غلط: همه کودکان مبتلا به اختلال نيازمند يک نوع درمان هستند.
تصحيح: با توجه به شدت، انواع علايم و مشکلات همراه٬ درمان هاي مورد نياز براي هريک از اين کودکان متفاوت است و اين درست نيست که بطور کليشه اي يک نوع درمان را براي همه آنها انجام داد.
روش درست درمان، شخصي سازي درمان توسط تيمي از متخصصان است که منجر به ارائه روش هاي درماني منحصر به فرد براي هر يک از موارد مبتلا مي گردد.
باورغلط: انجام کارهاي طاقت فرساي آموزشي بهبود اين کودکان را تسريع مي کنند.
تصحيح: اگرچه درمان اين کودکان بايد شديد باشد٬ اين امر به معناي فراموش کردن توان واقعي کودک نيست.
بايد توجه داشت که اين کودکان نيز مانند ساير کودکان ظرفيت خاصي براي دريافت آموزش دارند. تلاش بي رويه براي فراتر رفتن ناگهاني از اين ظرفيت عملا موجب کاهش اعتماد به نفس در والدين و کودکان و نهايتاً از دست رفتن انگيزۀ بهبودي خواهد شد.
روش درست آن است که تيم درمانگران با در نظر گرفتن ظرفيت خاص هر کودک برنامه هاي درماني را به نحوي طراحي نمايند که موجب ارتقاء اعتماد بنفس و انگيزه در اين کودکان گردد .
باورغلط: کودکان مبتلا نمي توانند درس بخوانند و زندگي خود را اداره کنند.
تصحيح: اين باور نيز روي ديگر سکۀ نابغه انگاشتن همه اين کودکان است. بسياري از اين کودکان با درمان‌هاي به موقع٬ کافي و مناسب ممکن است قادر به درس خواندن و ورود به عرصۀ زندگي اجتماعي گرددند و البته بايد تاکيدکرد که اين امر وابسته به شرايط هوشي و شدت اختلال مي باشد و در نهايت نسبي است.
باور غلط: کودک مبتلا به اختلال اوتيسم يا به سرعت بهبود مي يابد يا هيچگاه بهبود نخواهد يافت.
تصحيح: تاکيد مي‌شود که کار با کودکان مبتلا به اين اختلال زمان بر و طولاني مدت است. روند بهبودي در اين افراد تدريجي و نسبي است.
روش درست آن است که ما به علايم جزيي پيشرفت توجه داشته باشيم و علل احتمالي عدم پيشرفت را به موقع و دقيق تشخيص دهيم و در انتظار تغييرات ناگهاني نباشيم.
بلکه همچون ساير فرآيندهاي رشدي تغييرات تدريجي ولي عميق را مد نظر قرار دهيم.
باور غلط: اين اختلال به دليل ناتواني والدين در تربيت کودکانشان ايجاد مي‌شود.
تصحيح: امروزه يافته هاي علمي نوين باور غلط قبلي مبني بر مقصر بودن والدين در ايجاد اين اختلال را رد کرده اند.
اما شناخت و اعمال راه‌هاي والدگري مناسب در بهبود عملکرد اين کودکان نقش دارد و جزيي اساسي از فرآيند بهبودي تلقي مي شود.
باورغلط: والدين در ايجاد اين بيماري مقصر هستند.
تصحيح: با وجود تمامي تلاش هايي که براي شناخت عوامل ايجاد کنندۀ بيماري انجام شده و نيز در حال انجام است٬ ما هنوز نمي توانيم در مورد علل ايجاد کنندۀ اين مشکل در هر فرد خاص قضاوت کاملي داشته باشيم. اما آن چه که تاکنون مي دانيم اين است که تمامي عوامل محيطي و قابل کنترل٬ حداکثر نقش تشديد کنندۀ علائم را دارند و هيچکدام عامل ايجاد کنندۀ اصلي نيستند.
از طرفي معلوم است که والدين حتي اگر نا آگاهانه رفتاري داشته اند که ممکن است باعث تشديد علائم شده باشد٬ عمدي در اين کار نداشته اند.
طبيعي و ضروري است که والدين سعي کنند رفتار درست با فرزندشان را ياد بگيرند تا بتوانند در فرآيند بهبودي کودک خود نقش موثرتري ايفا کنند؛ اما در عين حال پس از تشخيص بيماري٬ نگاه به آينده و تلاش براي کمک موثر به کودک٬ وظيفه اي مهم است و نگاه وسواس گونه به گذشته و سرزنش افراطي خود٬ ما را از انجام اين وظيفه باز مي دارد.
باورغلط: شرايط اقتصادي-اجتماعي خانواده عامل ايجاد اختلال است .
تصحيح: نقش عوامل اقتصادي-اجتماعي در بروز اين اختلال نيز با تحقيقات جديد علمي رد شده است. اين بيماري در تمام طبقات اقتصادي-اجتماعي مشاهده ميشود .
باور غلط: داشتن يک کودک مبتلا به اختلال طيف اوتيسم موجب شرمساري است.
تصحيح: کودک مبتلا در ايجاد اين بيماري نقشي نداشته٬ والدين نيز موجب اين اختلال نشده اند.
قرار گرفتن در مسير بهبودي هر چه بيشتر نيازمند وجود اعتماد به نفس بالا در والدين است و اين اعتماد به نفس ميتواند به کودکان نيز منتقل گردد.
کودک مبتلا، کودک ماست که نيازمند احترام٬ توجه و آموزش است و اين نيازها همچون ساير کودکان حقوق اساسي اوست.
والد کودک اوتيستيک بودن نه تنها شرمسار کننده نيست بلکه ميتواند افتخار آفرين باشد؛ چنانکه بسياري از والدين با شناخت نقاط قوت کودک و تلاش مثال زدني خود٬ کودکانشان را براي زندگي آينده آماده ساخته اند.
باور غلط: والدين اين کودکان نبايد به فکر رفع نيازهاي شخصي خود باشند.
تصحيح: توجه داشته باشيم که کار با کودکان اوتيستيک٬ زمانبر و گاه طاقت فرسا است.
انرژي انساني نيز طبعاً محدود و در نهايت زوال يابنده است. در صورتي که ما در زندگي از نيازهاي اساسي چون نياز به تفريح و علايق شخصي غافل شويم.
آرام آرام به سمت افسردگي و کاهش انرژي ميل خواهيم کرد و به اين ترتيب حتي کودکمان نيز قادر به بهره مندي از حمايت هاي ما نخواهند بود.
بنابراين دوست داشتن خود و توجه به نيازهاي شخصي خود نه تنها به نفع هر يک از والدين و خانواده بلکه در نهايت کمکي اساسي به کودک مبتلا به اختلال است.
منبع: زندگي آنلاين