خبرگزاری آريا – زندگي بر اساس حرف مردم


زندگي بر اساس حرف مردم

خبرگزاري آريا –
حرف مردم,حرف و قضاوت مردم ,قضاوت مردم
مدام نگران حرف و قضاوت مردم است. دوستانش را هم بر همين اساس انتخاب مي کند؛ اگر چند خودرو مدل پايين جلوي خانه اش پارک کنند يا موقع رفتن مهمان ها ناچار شود براي يکي از آنها به مقصدي که فکر مي کند در شأن خانواده او نيست از آژانس محل ماشين بگيرد، به خيالش آبروريزي مي شود.
از دردسرهاي انتخاب مهمان و استفاده از خودروي شخصي هم که بگذريم، انتخاب لباس، ميوه و شيريني، گوشت، مرغ، ماهي و نوع چيدمان خانه را نمي شود ناديده گرفت. اگر شما هم زندگي چنين فردي را ديده باشيد، حتما مي دانيد چقدر سخت است که زندگي شخصي تان را با نوع نگاه و نظر مردم تطبيق دهيد و بر اين اساس دائم تغيير کنيد.
تجمل گرايي يا ترس از رفتن آبرو
شايد فکر کنيد کسي که دائم به فکر حرف مردم است و رفتارش را مطابق با نظرات آنها تغيير مي دهد، حتما بايد آدم افاده اي، کمي تا قسمتي پولدار و به فکر تجملات زندگي باشد، اما اين طرز فکر اشتباه است؛ چراکه آقاي نعمتي با اين که از نظر اقتصادي وضع متوسطي دارد و اصلا اهل پزدادن و اين جور کارها و حرف ها نيست، باز هم دائم به حرف مردم فکر مي کند و حتي خريد مايحتاجش را بر آن اساس تغيير مي دهد.
او مي گويد: اگر براي پذيرايي از مهمانم چند نوع ميوه نخرم، آبرويم مي رود البته ميوه ها هم بايد طوري باشد که خودش داد بزند آنها را از بازار ميوه و تره بار نخريده ام وگرنه آبرويي که اين همه سال براي به دست آوردنش زحمت کشيده ام، يکشبه به باد فنا مي رود.
به اعتقاد اين آقاي هفتاد و هشت ساله، با اين کارها حداقل مي توان صورت را با سيلي سرخ نگه داشت، اما آيا واقعا لازم است صورتمان را با سيلي سرخ کنيم و سال ها با چنين دردسري روزگار بگذرانيم؟
شايد خيلي از ما اين سوال را از خودمان بپرسيم؛ اما آنچه اهميت دارد پاسخ و عمل درست است.
اين عادت، هميشه هم بد نيست
آيا مي شود مثل شخص ديگري رفتار کنيد و اين نحوه برخوردتان مثبت تلقي شود؟ خيلي ها فکر مي کنند تقليدکردن از ديگران و هماهنگ شدن با عقايد آنها هميشه موضوعي منفي است، در حالي که دکتر پروين ناظمي، روان شناس و مدرس دانشگاه در گفت وگو با «جام جم» نظر ديگري را مطرح مي کند و مي گويد: غريزه پيروي از ديگران، يکي از مسائلي است که ميان افراد مختلف يک جامعه هميشه وجود داشته و دارد. افراد با توجه به اين نوع غريزه براي همرنگي با جماعت و طردنشدن از سوي جامعه اي که در آن در حال رشد و زندگي هستند، خودشان را به دست محيط مي سپارند و عقايد رنگارنگ و گاه متضاد را تا حدي مي پذيرند.
وي تاکيد مي کند: نکته بسيار مهم اين است که بتوانيم به درستي تشخيص دهيم هماهنگي با افراد جامعه در چه شرايطي و تا چه حدي مثبت است و چه هنگام اين رفتار منفي مي شود. به اين معنا که پذيرفتن عقايد ديگران و عمل کردن براساس آن، گاهي به نفع انسان است و گاهي هم مي تواند مخرب و مضر باشد.
الگوبرداري از ديگران و اهميت دادن به نظرات و قضاوت آنها اگر به شکلي باشد که فوايدش نصيب فرد مي شود و آرامش او را مختل نکند، مفيد است و مي تواند موجب پيشرفت شود؛ اما در صورتي که قضيه همرنگي با جماعت يا پيروي از ديگران موجب شود فرد بر زندگي خودش تسلط نداشته و احساس آرامشش هم از دست برود، نه تنها فايده اي ندارد بلکه مضراتش نيز او را درگير خواهد کرد
البته شايد تصور مثبت بودن پذيرفتن نظرات ديگران کمي دشوار باشد، اما آن طور که دکتر ناظمي مي گويد ما در زندگي گاهي نياز داريم از ديگران الگوبرداري کنيم؛ البته الگوهاي صحيح، منطقي، سالم و مثبت که اگر بتوانيم در زندگي آنها را پيدا کنيم به رشد، موفقيت و پيشرفت مان کمک مي کند.
حالا که موضوع روشن تر شد، بهتر متوجه مي شويم و مي بينيم که بسياري از ما نيز در انتخاب رشته تحصيلي يا شغل مورد علاقه مان نظر ديگران را پرسيده ايم و الگويي براي خودمان انتخاب کرده ايم. به عنوان مثال بارها از زبان دانش آموزي شنيده ايم که مي گويد خيلي دوست دارم مثل اين معلمم باشم؛ هم در رشته تخصصي اش مهارت دارد و هم اخلاق و رفتارش خوب است. پس من هم تمام تلاشم را مي کنم که در همين رشته درس بخوانم و ادامه تحصيل دهم. اين دانش آموز با چنين ايده اي مي تواند تا جايي پيش برود که واقعا همان رشته معلمش را انتخاب کند و ادامه دهد و در نهايت هم شغل تدريس را انتخاب کند.
حرف مردم,حرف و قضاوت مردم ,قضاوت مردم
به گفته اين روان شناس، الگوبرداري از ديگران و اهميت دادن به نظرات و قضاوت آنها اگر به شکلي باشد که فوايدش نصيب فرد مي شود و آرامش او را مختل نکند، مفيد است و مي تواند موجب پيشرفت شود؛ اما در صورتي که قضيه همرنگي با جماعت يا پيروي از ديگران موجب شود فرد بر زندگي خودش تسلط نداشته و احساس آرامشش هم از دست برود، نه تنها فايده اي ندارد بلکه مضراتش نيز او را درگير خواهد کرد.
اين حس از کجا مي آيد؟
بعضي ها مي ترسند دوستان شان را از دست بدهند، گروهي هم نگران قضاوت ديگران در مورد خود و خانواده شان هستند. چشم و همچشمي هم که داستان خودش را دارد و خيلي ها را درست و حسابي درگير کرده است، عده اي هم هر کاري از دست شان برمي آيد انجام مي دهند تا ديگران تائيدشان کنند، اما اگر بخواهيم سرنخ اين احساسات را پيدا کنيم، موضوع خيلي پيچيده مي شود، چون اين شرايط به دلايل متفاوتي ايجاد خواهد شد.
ولي يک نکته کلي وجود دارد و آن اين که همه انسان ها از تنهايي و طردشدن مي ترسند؛ ولي اين که چنين ترسي تا چه حد مي تواند روي رفتارشان تاثيربگذارد، موضوع مهم تري است که دکتر ناظمي به آن اشاره و خاطرنشان مي کند: اين که افراد تصميم مي گيرند يک عمر براي خودشان زندگي کنند يا براي رضايت ديگران، به قدرت رهبري و تسلط شان بر زندگي و همچنين ميزان صاحب نظر بودن آنها ارتباط پيدا مي کند. بنابراين نبايد فراموش کنيم، ويژگي شخصيتي انسان ها تعيين کننده چگونه زندگي کردن آنهاست.
به گفته اين روان شناس همه اين موارد موضوعاتي است که در ذهن افراد و براساس نحوه رشد و پرورش شان در خانواده اتفاق مي افتد. به اين معنا که وقتي فرزند خانواده اي ياد مي گيرد فقط در پي تائيدگرفتن از والدينش باشد و براي خوب بودن و تائيدشدن، در حقيقت با کارهايش به آنها التماس مي کند که او را دوست داشته باشند، بعدها و در جامعه هم نمي تواند خودِ واقعي اش را نشان دهد. يادمان باشد همه بچه ها شيطنت مي کنند و اگر قرار باشد ما آنها را با قيد و شرط دوست داشته باشيم و اين مطلب را به آنها هم تاکيد کنيم، به طور حتم بچه ها تائيدطلب و مهرطلب مي شوند و از قضاوت ديگران مي ترسند، چون هيچ وقت نياموخته اند مستقل زندگي کنند و هميشه به نوعي به نظرات ديگران وابسته بوده اند. البته در دوران نوجواني موضوع فرق مي کند. هنگامي که هويت فرد در حال شکل گرفتن است، ارزيابي ديگران در مورد او برايش بسيار مهم است و نحوه نگرش ديگران در ايجاد تصويري که نوجوان از خودش در ذهن دارد، اهميت خاصي خواهد داشت.
دکتر ناظمي مي گويد: شايد در دوران کودکي چگونگي برخورد با افکار مختلف در جامعه چندان مهم نباشد، اما نبود آموزش اين مهارت در دوران نوجواني مي تواند مشکل آفرين شود بنابراينيکي از مهم ترين مهارت هايي که نوجوانان بايد آن را از خانواده شان بياموزند، قدرت ابراز وجود است. يعني نوجوان بايد بداند حتي اگر نظراتش مخالف جمعي خاص باشد يا آنها بايد او را متقاعد کنند يا اين که نوجوان بايد قادر باشد به شيوه صحيحي مخالفتش را بيان و نتيجه مورد نظرش را کسب کند.
سخت است، اما مي شود
خانم مفرّح هميشه مي گويد: سني از من گذشته؛ چطور مي توانم خودم را تغيير دهم؟ او که حدود ۷۰ سال دارد، فکر مي کند اين تغيير غيرممکن است. دکتر ناظمي ضمن بيان اين که انسان ها هميشه در مقابل تغيير مقاومت مي کنند، يادآور مي شود: اين مقاومت بويژه در افرادي ديده مي شود که زندگي شان شکل گرفته و سال هاست به يک شيوه خاص رفتار کرده اند. بنابراين نمي توانيم از اين افراد خيلي انتظار تغيير داشته باشيم، اما در هر حال بايد بدانيم تغييرات مثبت جزء مهمي از زندگي است که بايد از يک زمان شروع شود و شايد حالا وقتش باشد.
به گفته اين روان شناس، افراد مي توانند با توجه به هنجارها و ضمن رعايت قوانين اجتماعي براساس خواسته ها و سلايق شان زندگي کنند. بنابراين تاجايي که ديگران از رفتار ما آسيب نبينند و مشکلي براي شان ايجاد نشود، مي توانيم و خوب است به ميل خودمان زندگي را پيش ببريم.
اگر هميشه با خودتان فکر مي کنيد در طول زندگي هيچ لذتي نبرده ايد و آرامش را احساس نکرده ايد، دائم در تلاطم بوده ايد و نگران تائيدشدن يا نشدن از طرف ديگران، آن وقت است که به توصيه دکتر ناظمي بايد سبک زندگي تان را تغيير دهيد
اما زندگي خيلي ها تحت تاثير نظر ديگران است؛ بنابراين طبيعي است آنها نگران نحوه نگرش افراد نسبت به زندگي شخصي شان باشند و بخواهند ديگران رفتارشان را تائيد کنند.
او به اين افراد توصيه مي کند: کسب اعتماد به نفس يکي از مهم ترين نکاتي است که بايد آن را در نظر داشته باشيد. فردي که خودش را قبول دارد و از وضع زندگي اش راضي است، بي شک درگير مسائل ظاهري نمي شود و با شخصيت مستقلش اين مشکلات را گاه براحتي و گاهي با تلاشي بيشتر کنار مي گذارد.
کساني که اعتماد به نفس کافي ندارند و ديگران را بهتر از خودشان مي دانند، هميشه نگران نحوه تفکر مردم هستند. اين گروه ممکن است با خود چنين بينديشند که شيوه پذيرايي، نوع چيدمان خانه و مدل اتومبيل ديگران بهتر از آنهاست و در نتيجه فکر مي کنند اگر مثل آنها از مهمانان خود پذيرايي نکنند حتما مورد قضاوت منفي آشنايان قرار خواهند گرفت. به همين دليل ترس از قضاوت ها و تائيدنشدن از طرف ديگران يکي از مهم ترين عواملي است که موجب چنين رفتاري مي شود؛ اما مطمئن باشيد اگر گام اول را درست برداريد، بقيه موارد ساده خواهد بود.
از زندگي تان لذت برده ايد؟
تا به حال از خودتان پرسيده ايد آيا از زندگي لذت برده و مي بريد، يا نه؟ جواب اين سوال مي تواند به من و شما کمک بزرگي کند. يعني اگر هميشه با خودتان فکر مي کنيد در طول زندگي هيچ لذتي نبرده ايد و آرامش را احساس نکرده ايد، دائم در تلاطم بوده ايد و نگران تائيدشدن يا نشدن از طرف ديگران، آن وقت است که به توصيه دکتر ناظمي بايد سبک زندگي تان را تغيير دهيد. اما چنانچه پس از بررسي سال هاي عمر تان متوجه شديد واقعا لذت و آرامش را حس کرده ايد و از زندگي تان راضي بوده ايد، مي توانيد به همين شيوه ادامه دهيد.
منبع : سايت آفتاب