آنتی ویروس جدایی!


ماهنامه دنیای زنان: گاهی تصمیم تغییر در سبک زندگی مان می تواند ما را از یک شکست بزرگ نجات دهد؛ برای همین توصیه می کنیم قبل از ازدواج، عوامل موثر در طلاق را بشناسید و درمانش کنید. گاهی یکسری ویروس هایی به جان زندگی مشترک ما می افتد که باعث می شود لبه پرتگاه خیلی نزدیکتر از چیزی که ما تصورش را داریم به نظر برسد؛ ویروس هایی که بیشتر به نوع نگاه ما و سبک زندگی مان ربط دارد.

مدتی پیش رئیس کارگروه پیشگیری از طلاق و آسیب های خانواده قوه قضاییه اعلام کرد که بر اساس یک تحقیق ملی انجام شده، ۵ علت اصلی درخواست طلاق از بین ۳۶ علت طلاق «اعتیاد به مواد مخدر، دخالت اطرافیان، ضرب و شتم، تنفر و بی علاقگی، سوءظن به همسر» گزارش شده است. البته علل دیگری مانند عدم انتخاب درست و عدم شناخت کافی زوجین از یکدیگر قبل از اقدام به ازدواج هم می تواند بین این عوامل قرار بگیرد؛ به همین خاطر ما در این بخش تلاش کردیم عوامل مهم و موثری که می توانند بر تصمیم زوجین برای طلاق تاثیرگذار باشند را مورد بررسی قرار دهیم.

آنتی ویروس جدایی!

رقابت بستگان داماد و عروس

متاسفانه جامعه ما را نه می توان سنتی و پدرسالارانه نامید و نه جامعه ای مدرن و امروزی. زندگی زوج جدید میدان رقابت بستگان داماد و عروس است که هر کدام می کوشند بر اساس طرز فکر خود در زندگی و حتی تربیت کودکان دخالت کنند. بنابراین متاسفانه گاهی چنین پیش می آید که اگر زن یا شوهر به طور کامل از والدین شان جدا نشوند، احتمال بروز مشکلات بیشتر در زندگی زناشویی آنها وجود خواهد داشت؛ مثلا بعضی از والدین دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج از آنها دور شود و ترجیح می دهند که در کنارشان زندگی کند. آنها به این مسئله توجه ندارند که در این صورت ممکن است باعث به وجود آوردن مشکل در زندگی مشترک فرزندشان شوند.

برای حل این مشکل چاره ای نیست به غیر از افزایش مهارت های ارتباطی با دیگران، چون به هر حال بعد از ازدواج اگر زن یا شوهر به طور کامل از والدین خود جدا نشده باشند احتمال بروز این مشکل در زندگی زناشویی آنها بیشتر است. خانواده های تک فرزند معمولا دوست ندارند فرزندان شان بعد از ازدواج از آنها جدا شوند و بدون توجه به این نکته که این کار ممکن است باعث به وجود آمدن مشکلاتی در زندگی زناشویی آنها شود سعی می کنند همسر فرزند خود را مجبور به زندگی در خانه مشترک کنند. ممکن است این موضوع در سال های اول به دلیل جذابیت های مالی مشکلی ایجاد نکند اما در دراز مدت در مواردی مشکل ساز می شود؛ مثلا بعید نیست روابط بین مادرشوهر – عروس، خواهرشوهر – عروس و مادرزن – داماد که در فرهنگ ما اغلب از دیدگاه خوبی نسبت به هم برخوردار نیستند، بالاخره کار خودش را بکند.

جوگیر نشو، مشورت کن

قطعا ابتلای یکی از زوجین یا هر دو نفر آنها به اختلالات روانی می تواند موجب از هم پاشیدگی یک زندگی مشترک شود. اختلالات روانی می تواند طیف گسترده ای از شدت و ضعف را دربر گیرد؛ مثلا ابتلا به افسردگی از حالت خفیف تا حالت شدید آن، می تواند موجب اختلال در روابط زناشویی شود ولی گاهی اختلالاتی مانند اختلالات شخصیت که به طور مشهود در مبتلایان آن دیده نمی شود از عوامل ناسازگاری و تنش های زندگی زناشویی خواهد شد و بعد از مدتی به مشاجره و در نهایت، تنفر زیاد از همدیگر و طلاق و متارکه می انجامد. بنابراین هنگام ازدواج اگر دختر و پسر از مشاوره های پیش از ازدواج استفاده کنند با شخصیت یکدیگر بیشتر آشنا می شوند و چنانچه یکی از زوجین دچار مشکلات روانی باشد یا از ازدواج جلوگیری می شود و یا در صورت امکان قبل از ازدواج درمان می شود و بعدا اقدام به ازدواج می کنند.

من را ببین لطفا!

مهارت های ارتباطی که شامل مهارت های عاطفی، کلامی و … است از چنان اهمیتی برخوردار بوده که حتی اگر دو نفر به هم علاقه مند هم نباشند با تسلط بر مهارت های ارتباطی می توانند به یکدیگر علاقه مند شوند و با هم زندگی کنند، ولی ما اغلب با افراد علاقه مندی مواجه می شویم که از مهارت های ارتباطی بهره مند نیستند یا در یکی از آنها ضعف دارند؛ از همین رو زندگی شان دچار اختلال می شود و هر قدر هم دامنه این اختلال گسترده تر شود امکان طلاق بیشتر می شود.

صحبت نکردن از احساسات و مهارت گفتگو یکی از مسائلی است که زن و شوهر را به سمت تخریب ارتباطات شان می کشاند زیرا از طبیعی ترین انتظارات هم نیز باخبر نیستند. متاسفانه ما برای هر کاری و برای کسب مهارت، دوره های خاص و آموزش های ویژه می گذرانیم، در حالی که در ناآگاهی و جهل سراغ این پدیده پیچیده (ازدواج) می رویم و آن را خیلی سهل تصور می کنیم

و فکر می کنیم با علاقه صرف قادر به تشکیل و ادامه زندگی هستیم. فراگیری آموزش های مهارت های زندگی مشترک آن قدر با اهمیت است که اگر کسی آنها را کسب نکند نباید وارد زندگی مشترک شود. یکی از راه های کاهش طلاق در جامعه آگاهی بخشی به جوانان است تا بدانند زندگی مشترک عرصه ای است که باید در آن با مسائل و مشکلات بیشتری مواجه شوند و در عین حال راه های حل آن را از طریق تعامل و کنش متقابل فراهم کنند. به بیان دیگر در جامعه ما مهارت های زندگی زیر یک سقف آموزش داده نمیشود و افراد در فرایند مسائلی که پیش می آید به دلیل اینکه تمرینی برای حل مسئله نداشته اند درصدد پاک کردن صورت مسئله و جدا شدن برمی آیند.

یک کام، دو کام و … طلاق

اعتياد نه تنها باعث از بین رفتن فرد می شود بلکه کانون زندگی مشترک را نیز از بین می برد. البته باید توضیح داد که موضوعی مانند اعتیاد تنها یک علت خاص ندارد بلکه معلول چند علت است. حتی باید گفت گاهی خود طلاق علت اعتیاد است و رابطه علت و معلولی و مستقیمی با یکدیگر دارند؛ یعنی همانگونه که اعتیاد دلیل طلاق است، گاهی طلاق موجب اعتیاد می شود؛ مانند بچه هایی که نتیجه طلاق هستند یا همسرانی که از یکدیگر جدا شده اند.

به دلیل تبعاتی که طلاق دارد موجب افزایش اعتیاد می شود. بنابراین باید بدانیم که جامعه سنتی ما در حال گذار به مدرنیته است و زنان دیگر مثل گذشته نیستند که به قول معروف بسوزند و بسازند و چون خودشان توانایی مالی دارند، به خاطر دسترسی به امکانات حاضر نیستند به هر شکلی در یک زندگی دوام بیاورند. از سوی دیگر، آسیب های اجتماعی همانطور که مردها را تحت تأثیر قرار می دهد، زنان را هم در معرض خطر قرار می دهد. وقتی طلاق برای یک خانم رخ می دهد، زیرساخت مناسبی برای بعد از جدایی اش وجود ندارد.

این درست نیست که زندگی مشترک فقط به بهانه اعتیاد همسر به طلاق منتهی شود. در اعتیاد یک شخص عوامل مختلفی نقش دارد. بهترین کمکی که کسی می تواند به همسر معتاد خود بکند این است که به جای اینکه او را در این زمان طرد کند به او فرصتی بدهد تا سلامتی خودش را بازیابد. طلاق در زمان اعتیاد نه تنها وضعیت را بهتر نمی کند بلکه سبب پیچیده تر شدن درمان برای همسر بیمار می شود. فراموش نکنید همسرانی که در لحظات بیماری و سختی همسر خود را رها نمی کنند و او را عاشقانه دوست می دارند همسران واقعی هستند.


«ام اس» را بیشتر بشناسیم


هفته نامه سلامت – سیما اخلاقی: طبق گزارش انجمن «ام اس» ایران، در کشور ما از هر ۱۰۰ هزار نفر ۱۲۰ نفر به این بیماری مبتلا هستند. متاسفانه شیوع این بیماری در کشور ما رو به افزایش است و حتی بین کشورهای خاورمیانه بالاترین شیوع را داریم. حدود ۱۵ تا ۲۰ سال قبل شیوع بیماری در هر ۱۰۰ هزار نفر تنها ۲۶ نفر بود اما اکنون با توجه به سیر این روند افزایشی کشور ما در ردیف کشورهای اسکاندیناوی قرار می گیرد.

بیماری از آنجا اهمیت زیادی پیدا می کند که بیشتر افراد جوان بین ۲۰ تا ۴۰ سال را درگیر می کند و این سنی است که فرد وارد مرحله کار، ازدواج و فعالیت های اجتماعی می شود و به این ترتیب بخش مهمی از جامعه توانایی خود را از دست می دهند و بار روانی و اقتصادی قابل توجهی متوجه خانواده های این بیماران و جامعه بهداشت کشور می شود، اما این بیماری چیست و آیا می توان بار آن را از روی دوش جامعه و افراد برداشت؟ بیماری «ام اس» یا تصلب چندگانه (Multiple Sclerosis)، یک بیماری مزمن است که روی مغز، نخاع و اعصاب بینایی اثر می گذارد و موجب بروز مشکلات بینایی، تعادلی، کنترل عضلانی و عملکرد سایر ارگان های بدن می شود.

«ام اس» را بیشتر بشناسیم

بروز علائم بیماری در همه افراد یکسان نیست و طیف گسترده ای دارد. در نوع خفیف آن فرد نیاز به درمان ندارد اما در حالات شدید بیماری فرد از انجام کارهای روزانه خود عاجز می شود. بیماری زمانی رخ می دهد که سیستم ایمنی بدن فرد به بافت چربی که دور رشته های عصبی مغز و نخاع کشیده شده، حمله می کند. وظیفه این بافت چربی که «میلین» نامیده می شود، حفاظت از رشته های اعصاب است، مانند لایه پلاستیکی که دور رشته های سیم برق کشیده می شود و در صورت نبود این غلاف رشته های عصب آسیب می بینند.

آسیب رشته های عصب به این معناست که دیگر مغز نمی تواند به طور مناسب سیگنال های عصبی را به سایر اعضای بدن بفرستد یا پاسخ های حسی و حرکتی از اعضای بدن به مغز بر نمی گردد و در نتیجه فرد دچار مشکلات حسی و حرکتی می شود. اولین علائم بیماری اغلب بین ۲۰ تا ۴۰ سالگی آغاز می شود. در سال های اخیر دانشمندان راه های جدیدی برای درمان بیماری پیدا کرده اند که می تواند از عود مجدد بیماری جلوگیری و روند بیماری را کندتر کند.

علائم بیماری

اشکال در راه رفتن
گرفتگی و ضعف عضلات
دوبینی
بی حسی و گزگز دست و پا
مشکلات جنسی
اختلال در کنترل ادرار و ضعف عضلات مثانه
درد
افسردگی

طبقه بندی بیماری «ام اس»

بیماران مبتلا به «ام اس» معمولا با بیماری های مختلفی دست و پنجه نرم می کنند ولی در هر صورت آسیب های عصبی یک بخش عمده از بیماری شان را تشکیل می دهد. علائم بیماری در هر فرد با فرد دیگر متفاوت است. با این حال پزشکان بیماری را طبقه بندی کرده اند که اهمیت زیادی هم دارد زیرا به آنها کمک می کند که بفهمند شدت بیماری تا چه حد است و چه نوع درمانی برای بیمار مناسب تر است.

نوع عود کننده و فرو کش یابنده

حدود ۸۵ درصد بیماران مبتلا به این نوع هستند. اولین علائم بیماری در ۲۰ سالگی ظاهر می شود و پس از آن حمله های بیماری به صورت دوره ای تکرار می شود و بیمار پس از هر یک از حمله ها یک دوره بهبود و بدون علائم را سپری می کند که ممکن است هفته ها یا ماه ها و حتی سال ها طول بکشد. در نهایت بیماری وارد فاز پیشرفته خواهد شد.

نوع پیشرونده اولیه

در این نوع بیماری سپر پیشرونده دارد و با گذشت زمان بدتر می شود. حمله های بیماری مشخص نیست و دوره بهبود یا وجود ندارد یا کوتاه است. به علاوه درمان های متداول روی این نوع تاثیری ندارد. حدود ۱۰ درصد از بیماران به این نوع مبتلا هستند. ویژگی که این نوع را از دیگر انواع مشخص می کند این است که بروز بیماری در ۴۰ سالگی و بالاتر رخ می دهد و برعکس انواع دیگر که تعداد زنان مبتلا بیشتر است، این نوع در هر دو جنس برابر است و بیمار زودتر از انواع دیگر وارد فاز ناتوانی خواهد شد.

نوع پیشرونده ثانویه

همان طور که ذکر شد، نوع اول تبدیل به این نوع می شود. این اتفاق معمولا ۱۰ تا ۲۰ سال بعد با تثبیت علائم بیماری بدون عود و فروکش مجدد شروع می شود. درمان این نوع مشکل است و بیمار از انجام فعالیت های روزانه خود عاجز می شود.

راه های تشخیص بیماری

تشخیص بیماری «ام اس» دشوار است زیرا علائم بیماری بسیار شبیه سایر اختلالات عصبی است. بنابراین در مرحله اول پزشک نورولوژیست به صورت بالینی و باگرفتن تاریخچه فامیلی و معاینه فرد بیمار برای یافتن علائم احتمالی آسیب های مغزی، نخاعی و بینایی، بیماری را تشخیص می دهد. هیچ تست تخصصی آزمایشگاهی برای پی بردن به بیماری وجود ندارد. آزمایش هایی که پزشک می تواند انجام دهد شامل:

آزمایش خون برای کنار گذاشتن احتمال بیماری های دیگر مانند ایدز و تب پونجه

آزمایش پتانسیل برانگیخته روی حواس، در این آزمایش اعصاب حسی و حرکتی بیمار تحریک می شود و سپس سرعت انتقال پیام الکتریکی اندازه گیری و بررسی وضعیت بینایی می شود.

عکسبرداری MRI برای پی بردن به وضعیت پوشش میلین اعصاب

آزمایش مایع نخاع زیرا در مایع مغزی – نخاعی چنین بیمارانی پروتئین های خاصی وجود دارد.

انجام الكتروانسفالوگرافی که نشانگر فعالیت های الکتریکی مغز است.

درمان بیماری

تاکنون هیچ درمان قطعی ای برای بیماری شناخته نشده اما به کمک بعضی روش ها می توان تحمل بیماری را برای فرد آسان تر کرد.

درمان شامل تجویز دارو است؛ از جمله داروهای استروئیدی برای اینکه شدت و زمان حمله های «ام اس» را کمتر کند، داروهای آرامبخش، داروهای شل کننده عضلانی و تزریق بوتاکس برای برطرف کردن گرفتگی عضلات.

همچنین به کمک فیزیوتراپی ورزش هایی برای بیمار تعیین می شود تا تعادل و قدرت عضلات حفظ شود و درد و خستگی بیمار را کمتر کند. پزشک متخصص کاردرمانی هم نحوه انجام کارهای روزانه و چگونگی مراقبت از خود را به بیمار آموزش می دهد.

مشاوره با دوستان و مشاور برای مدیریت استرس و اضطراب و ارتباط با سایر بیمارن مبتلا به «ام اس»، راه های دیگری است که به بیمار کمک می کند با شرایط خود کنار بیاید.

آینده امیدبخشی در انتظار بیماران است

محققان به دنبال یافتن راه درمان بیماری سرگرم مطالعه روی سلول های بنیادی هستند، شاید از این طریق بتوان با ترميم غلاف سلول های عصبی از پیشرفت بیماری جلوگیری کرد با مانع آسیب عصب شد.

همچنین آنها در پی یافتن داروهای جدیدی هستند که هم موثر و ایمن و هم برای همگان قابل دسترس باشد.

موضوع پویش امسال سازمان بهداشت جهانی این است #bringinguscloser و شعار امسال هست؛ تحقيق.

هدف از برگزاری این پویش این است که ارتباط بین این بیماران را با محققان، دانشجویان سرمایه گذاران و داوطلبان کمک به این بیماران بیشتر کند.

منابع:

WebMD
Medicine Net


خبرگزاری آريا – مراقب «هايپرتنشن» باشيد / عارضه اي شايع در ايراني ها


مراقب «هايپرتنشن» باشيد / عارضه اي شايع در ايراني ها

خبرگزاري آريا – مصرف زياد نمک مهم ترين عامل فشارخون بالاست، اين در حالي است که سرانه مصرف نمک در کشورمان ۲ برابر ميانگين جهاني است.
به گزارش خبرگزاري آريا از مهر، بر اساس آمار وزارت بهداشت، در سال ۱۳۸۰ حدود ۲۶٫۸ درصد از بار بيماري ها مربوط به بيماري هاي واگير و ۵۷٫۲ مربوط به بيماري هاي غيرواگير بود، اما در آخرين آمار نرخ بيماري هاي غيرواگير به ۷۶٫۴ افزايش يافته که همه اينها به نوع تغذيه بر مي گردد.
رژيم غذايي ناسالم، فشارخون بالا، چاقي، تحرک بدني کم، دخانيات، ديابت، آلودگي هوا، کلسترول خون، حوادث شغلي و اعتياد، ۱۰ عامل خطرناک بيماري هاي غيرواگير هستند.
بررسي هاي وزارت بهداشت نشان مي دهد؛ از هر ۱۰ روستايي ۲ نفر چربي خون بالا دارند و در شهر اين آمار بالاتر است. بيش از نيمي از جمعيت ما کم تحرک هستند. در روستاها حدود ۵۰ درصد جمعيت دچار اضافه وزن و چاقي و در شهرها بيش از ۶۲ درصد گرفتار اضافه وزن و چاقي هستند.
فرزانه فربخش رئيس گروه پيشگيري و کنترل بيماري هاي غير واگير دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، در خصوص بيماري فشار خون بالا، گفت: هايپرتنشن يک بيماري مزمن شايع است که در آن مقدار فشارخون از حد طبيعي بالاتر مي‌رود و منجر به آسيب اندام‌هاي حياتي مثل قلب، مغز، کليه و چشم مي‌شود.
وي ادامه داد: بسياري از افراد سال‌ها مبتلا به فشار خون بالا هستند بدون اينکه از بيماري خود مطلع باشند. کنترل، خود مراقبتي و درمان مي‌تواند در ابتلا به بيماري افزايش فشار خون بسيار تأثيرگذار باشد.
فربخش اظهار کرد: براي جاري شدن خون در شريان هاي اعضاي بدن و رساندن مواد غذايي به اعضاي مختلف بدن، نياز به نيرويي دارد که آن را به گردش درآورد و اين نيرو فشارخون ناميده مي شود. زماني که قلب منقبض مي‌شود، خون وارد شريان‌ها شده و فشارخون به حداکثر مقدار خود مي‌رسد که به آن فشارخون «سيستول» مي‌گويند.
محققان دريافتند به ازاي افزايش هر ۱۰ mm Hg در ميانگين فشار شرياني، خطر سقط جنين تا ۱۷ درصد افزايش مي يابد. افزايش فشارخون در بين افراد بزرگسال با افزايش خطر بيماري قلبي در سنين بالاتر مرتبط است و اين مطالعه نشان مي دهد که ممکن است بر سلامت باروري هم تاثير داشته باشد.
محققان تاکيد مي کنند کمک به درمان فشارخون بالا قبل از بارداري مي تواند از بروز بيماري قلبي در آينده پيشگيري کرده و همچنين سلامت باروري زنان را بهبود بخشد.
به گفته رئيس گروه پيشگيري و کنترل بيماري هاي غير واگير معاونت امور بهداشتي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، در زمان استراحت قلب، با خروج تدريجي خون از اين شريان‌ها و جريان آن به سوي مويرگ‌ها فشارخون کاهش يافته و به حداقل مقدار خود مي‌رسد که به آن فشارخون «دياستول» مي گويند.
فربخش با اشاره به اينکه بهترين راه براي پي بردن به مقدار فشارخون هر فرد، اندازه‌گيري منظم آن با دستگاه فشارسنج است، بيان کرد: مقدار فشارخون بايد بر اساس چند نوبت اندازه گيري در موقعيت‌هاي جداگانه، در طول يک دوره زماني تعيين شود. اگر فشارخون به‌طور دائمي بالاتر از حد طبيعي باشد، به آن فشارخون بالا مي‌گويند.
وي عوامل زيادي نظير وضعيت بدن، فعاليت مغز، فعاليت گوارشي، فعاليت عضلاني، تحريکات عصبي، تحريکات دردناک، مثانه پر، عوامل محيطي مثل دماي هوا و ميزان صدا، مصرف دخانيات، مصرف الکل و قهوه، چاي و دارو را در افزايش فشارخون موثر دانست و گفت: سابقه فشار خون بالا در افراد درجه يک خانواده از عوامل بسيار مهم در افزايش احتمال بروز اين بيماري در فرد است. در کساني که سابقه خانوادگي بيماري را دارند انجام مشاوره ژنتيک در پيشگيري و کنترل اين بيماري مؤثر است.
فربخش ادامه داد: شيوع فشار خون بالا در مردان قبل از سن ۵۰ سالگي بيشتر از زنان هم سن آنها مشاهده مي شود، اما بعد از ۵۰ سالگي به دليل يائسگي، شيوع فشارخون بالا در زنان افزايش مي‌يابد.
رئيس گروه پيشگيري و کنترل بيماري هاي غير واگير معاونت امور بهداشتي دانشگاه، افزود: مصرف نمک بيش از نياز بدن با فشار خون بالا ارتباط دارد. واکنش افراد به ميزان نمک رژيم غذايي متفاوت است و افراد سالمند نسبت به نمک حساس‌تر هستند.
فربخش در خصوص تاثير چربي خون در بروز فشار خون بالا، تصريح کرد: چربي خون به‌طور مستقيم در افزايش فشارخون دخيل نيست، اما به دليل تغييراتي که در جدار رگ به ‌وجود مي‌آورد ممکن است بيماري فشارخون بالا را تشديد کند. اگر مقدار LDL کلسترول در خون بالا باشد، در جدار عروق رسوب کرده و منجر به تصلب شرايين و در نتيجه فشارخون بالا مي‌شود.
وي اظهار کرد: مصرف دخانيات و الکل از ديگر عوامل زمينه‌ساز ابتلا به تصلب شرايين است. نيکوتين سيگار به ‌طور موقتي منجر به افزايش ضربان قلب و فشارخون مي‌شود و در دراز مدت تأثير قابل توجهي در افزايش فشارخون خواهد داشت.
به گفته فربخش، احتمال بروز فشار خون بالا در کساني که به اندازه کافي تحرک ندارند، بيشتر است.
وي ادامه داد: چاقي يکي از عوامل مهمي است که در شيوع فشار خون بالا نقش به سزايي دارد. فشار خون بالا در افراد چاق ۲ تا ۶ برابر بيشتر از افرادي است که افزايش وزن ندارند. هر ۱۰ کيلوگرم افزايش وزن موجب افزايش فشار سيستولي ۲ تا ۳ ميلي‌متر جيوه و فشار دياستولي ۱ تا ۳ ميلي ‌متر جيوه مي‌شود.
به گفته فربخش، چاقي‌ هاي مرکزي يعني چاقي‌ هايي که در قسمت شکم متمرکز است، در ايجاد فشار خون بالا اهميت بيشتري دارند. چاقي‌هاي مرکزي منجر به مقاومت به انسولين طبيعي خون مي‌شود و مانع از پاسخ بافت‌هاي بدن به انسولين مي‌شود.
محققان دانشگاه هاروارد دريافتند ابتلا به فشارخون بالا در بين افرادي که گوشت ماهي، مرغ يا گوساله کباب شده، سرخ شده يا بريان شده بيش از ۱۵ بار در ماه مصرف مي کنند در مقايسه با کساني که اين نوع غذاها را کمتر از چهار بار در ماه مصرف مي کنند، ۱۷ درصد بيشتر است. تحقيقات نشان مي دهد زماني که پروتئين گوشت نيم سوز شده يا در معرض دماي بالا قرار مي گيرد، ماده شيميايي موسوم به HAA (آمين هاي آروماتيک هتروسايکليک) توليد مي شود که خطر فشارخون بالا را هم افزايش مي دهد.
رئيس گروه پيشگيري و کنترل بيماري هاي غير واگير معاونت امور بهداشتي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، بيماري ديابت را نيز زمينه ساز فشار خون بالا دانست و افزود: ديابت خطر بيماري هاي قلبي عروقي را چند برابر مي‌کند، بنابراين کنترل فشار خون در افراد مبتلا به ديابت و تنظيم قند خون در افرادي که مبتلا به فشار خون بالا هستند، اهميت زيادي دارد
وي عنوان کرد: وراثت، شرايط محيطي، ميزان واکنش به نمک، سطح رنين پلاسما، ميزان حساسيت به انسولين و يون‌هايي مثل سديم، کلر، کلسيم و عواملي مثل نژاد نيز مي‌توانند بر فشارخون تأثير به سزايي داشته باشند.
فربخش براي پيشگيري از ابتلا به فشارخون بالا، توصيه کرد: فشارخون خون خود را به طور منظم در منزل اندازه گيري کنيد و اگر از حد طبيعي بالاتر است به پزشک مراجعه کنيد.
وي گفت: براي اطلاع از وضعيت فشارخون خود در هر ملاقات با کارکنان بهداشتي و يا پزشک، از آنها درخواست کنيد، فشارخون شما را اندازه گيري کنند.
فربخش ادامه داد: در اندازه‌گيري فشارخون يادتان باشد بايد نيم ساعت قبل از اندازه گيري آن، از مصرف غذا و نوشيدني بالاخص قهوه و چاي خودداري کنيد و فعاليت بدني نداشته باشيد. مثانه کاملاً خالي باشد. سيگار هم مصرف نکرده باشيد. تحت فشارهاي عصبي هم قرار نگرفته باشيد.
به گفته وي، مصرف ميوه و سبزي را در وعده‌هاي غذايي روزانه قرار دهيد. زيرا اين مواد به علت داشتن پتاسيم در کنترل فشارخون بالا موثر هستند.
فربخش تاکيد کرد: در صورتي که شيوه زندگي نامناسب داريد، با کاهش مصرف سديم يا نمک و چربي در رژيم غذايي، ترک مصرف دخانيات، کاهش چاقي به خصوص چاقي شکمي، حفظ وزن مطلوب، افزايش فعاليت بدني، کنترل قند خون و کنترل اختلالات چربي خون آن را اصلاح کنيد. با اصلاح شيوه زندگي نامناسب، فشارخون خود را در حد طبيعي حفظ خواهيد کرد.


خبرگزاری آريا – راه هاي پيشگيري از خشکي پوست


راه هاي پيشگيري از خشکي پوست

خبرگزاري آريا – عمدتا با تغيير فصل، خشکي پوست شيوع بيشتري پيدا مي کند.
به گزارش خبرگزاري آريا از مهر، آکادمي درماتولوژي آمريکا در مورد نحوه درمان و پيشگيري از خشکي پوست راهکارهاي زير را توصيه مي کند:
– در طول مدت دوش گرفتن، درب حمام را ببنديد.
– مدت زمان دوش گرفتن را به ۱۰ دقيقه محدود کنيد و به جاي آب داغ از آب ولرم استفاده نماييد.
– با پاک کننده هاي ملايم و بدون عطر پوست تان را شستشو دهيد. براي پاک کردن گرد و غبار و چربي، به قدر کافي از پاک کننده ها استفاده کنيد، اما نه به اندازه اي که يک کف ضخيم بر روي پوست ايجاد شود.
– پوست تان را بعد از استحمام با يک حوله نرم خشک کنيد و به ميزان زياد از مرطوب کننده استفاده نماييد.
– از بالم لب براي برطرف کردن خشکي لب هايتان استفاده کنيد.
– از محصولات ملايم و بدون عطر مراقبت پوست استفاده کنيد. از مصرف صابون هاي معطر و محصولات پوستي حاوي الکل، عطر، رتينوئيد يا اسيدهاي آلفا هيدروکسي اجتناب نماييد.
– لباس هاي نرم از جنس پنبه يا ابريشم بپوشيد. و براي شستشوي لباس هايتان از پودرهاي ملايم و ضدآلرژي زا استفاده نماييد.
– در طول زمستان، از دستگاه هاي بخار براي مرطوب سازي فضاي محل زندگي تان استفاده نماييد.


خبرگزاری آريا – خرمشهر تنها ۳۵ متخصص دارد / «سرطان» دومين عامل مرگ و مير در خرمشهر


خرمشهر تنها 35 متخصص دارد / «سرطان» دومين عامل مرگ و مير در خرمشهر

خبرگزاري آريا – رئيس شبکه بهداشت و درمان خرمشهر گفت: خرمشهر تنها يک بيمارستان آن هم با ۳۵ پزشک متخصص و ۱۳۰ پزشک عمومي دارد. مهم ترين و حادترين معضل فعلي بهداشت و درمان مربوط به کمبود متخصص و کمبود امکانات پزشکي از قبيل آنژيوگرافي و ام آر اي است.
دکتر فرشيد بهشتي در گفت و گو با جام جم آنلاين بيان کرد: خرمشهر با داشتن ۲۲ خانه بهداشت و ۷ مرکز خدمات جامع سلامت شهري و ۴ مرکز خدمات جامع سلامت روستايي جمعيتي بالغ بر ۱۷۰۰۰۰ نفر را پوشش مي دهد که در روستاهاي تابعه، ۴۲ بهورز خدمات سطح يک را ارائه مي کنند و همچنين در منطقه شهري ۷۶ مراقب سلامت مشغول انجام خدمت هستند.
وي ادامه داد: از آنجا که خرمشهر داراي مرز مشترک با کشور عراق است اين خدمات در منطقه مرزي هم مرز خشکي و هم مرز آبي با داشتن دو پست مراقبت بهداشتي زميني و دريايي بصورت فعال انجام ميشود.
به گفته رئيس شبکه بهداشت و درمان خرمشهر، اين منطقه تنها يک بيمارستان آن هم با ۳۵ پزشک متخصص و ۱۳۰ پزشک عمومي دارد. مهم ترين و حادترين معضل فعلي بهداشت و درمان مربوط به کمبود متخصص و کمبود امکانات پزشکي از قبيل آنژيوگرافي و ام آر اي است.
بهشتي در رابطه با مشکلات بهداشت و درمان خرمشهر به جام جم آنلاين گفت: از اهم مشکلات مرکز بهداشت خرمشهر کمبود پزشک رسمي در مناطق شهري است، از ديگر مشکلات بهداشتي شهرستان بوي بد کارخانه الکل سازي است که با هماهنگي با دادستان و مسئولين اداره محيط زيست نسبت به پلمپ کارخانه فوق اقدامات بايسته صورت گرفته است. از آنجا که کشور با بحران کم آبي رو به رو شده و متاسفانه شوري آب به دليل EC(سختي آب) بالا باعث نگراني مردم شده است ولي در حال حاضر آب منطقه از نظر آزمايشات ميکروبيولوژي مشکلي ندارد.
رئيس شبکه بهداشت و درمان خرمشهر در خصوص مهم ترين بيماري هاي موجود در منطقه خاطرشان کرد: بيماري هاي قلبي بالاترين ميزان را دارد که همچون ساير مناطق کشور بالاترين علت فوت را نيز به خود اختصاص داده است. در رتبه دوم علل مرگ شهرستان خرمشهر که از برنامه ثبت مرگ استخراج شده، سرطان ها و تومورها قرار دارند. که در خصوص علل ايجادشان نياز به بررسي دقيق تر است که حاصل تشخيص کارشناسان، پزشکان براساس نتايج آزمايشات پاراکلينيکي و کلينيکي است.
به گفته وي، جهت پيشگيري از بيماري هاي ناشي از کمبود ويتامين دي و کلسيم توزيع اين قرص ها در خرمشهر انجام مي شود. در حال حاضر در قسمت مرگ کودکان زير ۵ سال در نوزادان مهم ترين علت نارسي است و در کودکان ناهنجاري و سوانح و حوادث بالاترين علت مرگ را به خود اختصاص داده است.
بهشتي در پايان گفت: ارتقا در وضع سلامت يک جامعه منوط همکاري کليه سازمان ها، ارگان ها و حتي مردم عامه است. به عبارتي ساده تر ۲۵ درصد وضعيت بهداشتي منطقه به شبکه بهداشت و درمان خرمشهر مرتبط بوده و ۷۵ درصد به ساير ارگانها، ادارات و مردم، لذا نياز است که در خصوص وضعيت بهداشتي، درماني منطقه، دست به دست هم دهيم تا بتوانيم مردم شريف شهر و روستاهاي خرمشهر خدمت رساني کنيم.


خبرگزاری آريا – سراميک را جايگزين فرش نکنيد


سراميک را جايگزين فرش نکنيد

خبرگزاري آريا – در گذشته‌هاي نه چندان دور ارزش يک خانه به فرش‌هاي دستبافت پشمي و ابريشمي و رنگ‌ها و طرح‌هاي خاص آن بود.
به مرور زمان و با تغيير نسل‌ها فرش‌هاي ماشيني با الياف و مواد شيميايي جايگزين فرش‌هاي دستبافت شدند و بعد از آن طولي نکشيد کفپوش‌هاي سراميکي و پارکت‌ها جايگزين فرش‌ها شده و ماندگار شدند.
مضرات سنگ و سراميک از ديدگاه طب سنتي
طب سنتي با فرش‌هاي ماشيني و کفپوش‌هاي سراميکي و پارکت‌ها رابطه خوبي ندارد. از ديدگاه طب سنتي طبيعت سراميک و سنگ سرد است البته پارکت‌هاي چوبي نسبت به سراميک از سردي کمتري برخوردارند.
راه رفتن و نشستن روي اين کفپوش‌ها در سالمندان و کودکان براي مفاصل و استخوان‌ها و رشد اندام‌ها بسيار مضر دانسته شده است.
ورود سرما از کف پا بيش از کف دست مي‌تواند اثرات نامطلوبي روي اعضاي بدن بگذارد. متخصصان بر اين باورند که گرمي توليد حرارت و انرژي مي‌کند و بهتر است حرارت نسبي فرد را حفظ کرده و سرد کردن زياد بدن منع شده است بنابراين هيچ‌گاه سراميک و سنگ را جايگزين فرش نکنيد.
در هواي سرد هنگام راه رفتن روي اين نوع کفپوش‌ها جوراب نخي، پنبه‌اي و پشمي به پا کنيد يا دمپايي بپوشيد.
فرش ماشيني بهتر از سراميک است‌؟
فرش‌ هاي ماشيني بر‌خلاف دستبافت از الياف و رنگ‌هاي مصنوعي تهيه شده اند که مي‌تواند سبب حساسيت‌هاي پوستي، بثورات جلدي، سرفه، خارش و سوزش چشم در دراز مدت شود. بزرگ‌ترين صدمه ناشي از راه رفتن روي فرش‌هاي ماشيني و موکت‌هاي با الياف مصنوعي توليد الکتريسيته ساکن در بدن در حين راه رفتن است.
زماني که تجمع بارهاي يوني در بدن زياد شود در سر انگشتان تخليه را به صورت جرقه احساس خواهيم کرد که مي‌تواند موجب بي قراري، سردرد، تنگي نفس و… شود.
ايراد ديگري که اين فرش‌ها دارند اين است که گرد و خاک را بسادگي جمع کرده و بر اثر عبور و مرور افراد در فضا پخش مي‌شوند که بسيار حساسيت زا هستند.
از ديدگاه طب سنتي مزاج اين فرش‌ها سرد است و مي‌تواند باعث بروز بيماري‌هاي سرد همچون دردمفاصل و استخوان‌ها و آرتروز شود.
فقط فرش دستباف وطني!
فرش دستباف طبيعت گرم دارد و راه رفتن، چهار دست و پا رفتن و غلتيدن روي آن بخصوص براي سالمندان و کودکان ضرري ندارد.
خانواده‌هايي که مي‌توانند قسمت‌هايي را که بيشتر در معرض رفت و آمد، نشستن و خوابيدن است با قاليچه‌هاي دستباف کوچک مفروش کنند.
فاخره بهبهاني – جام جم


خبرگزاری آريا – با کساني که پارانوئيد دارند، چه کنيم؟


با کساني که پارانوئيد دارند، چه کنيم؟

خبرگزاري آريا –
پارانويا
بدبيني و سوءظن جزو علائم بيماري پارانويا است
پارانويا همان بيماري اي است که خيلي ها از آن با نام بدبيني و سوءظن ياد مي کنند که يک تفکر غلط است که در ذهن بسياري از افراد جاافتاده. اگرچه بدبيني و سوءظن جزو علائم اين بيماري است ولي اين همه ماجرا نيست. اين بيماري زيرمجموعه اختلالات شخصيتي قرار مي گيرد و بااينکه بيمار پارانويا نقاط مشترکي با بيمار اسکيزوفرني دارد ولي از خيلي جهات با يکديگر تفاوت دارند.
متاسفانه در حال حاضر بسياري از افراد زندگي مشترک خود را به دليل ابتلاي يکي از زوجين به پارانويا از دست مي دهند و مجبور به جدايي مي شوند. البته بايد دقت کرد که هر نوع بدبيني و بدگماني پارانويا نيست و نبايد هرگونه شک و گمان و سوءظن را با پارانويا يکي دانست.
نکته مهم درخصوص پارانويا اين است که اين بيماري در بسياري از اوقات قابل درمان است و فرد مي تواند با رعايت يکسري اصول رفتاري به زندگي معمولي خود ادامه دهد. در مطلب پيش رو با ويژگي هاي اين بيماران، چگونگي رفتار با آن ها و ساير مسائل مرتبط با اين بيماري بيشتر آشنا مي شويد.
بيماري پارانويا از زمان قبل از بقراط در يونان وجود داشته است ولي با اين نام شناخته نمي شده و اغلب اين بيماري را نوعي ديوانگي مي دانستند. پارانويا در زبان يوناني از دو بخش پارا (Para) و نوس (nos) تشکيل شده و معني ديوانگي مي دهد. در قرن هجدهم اصطلاح پارانوييد براي اختلالاتي که علائمي مثل هذيان و توهم داشتند، استفاده مي شد تااينکه در سال ۱۸۹۳ اميل کريپلين (emil Kraepelin) اصطلاح مستقل پارانويا را به کار برد و آن را از پارافرنيا که در اروپا استفاده مي شد، تفکيک کرد.
يکي ديگر از کارهايي که کرپلين انجام داد جداکردن پارانوييد از اسکيزوفرني است چون بسياري از علائم اين دو بيماري شبيه يکديگرند. اين روان پزشک آلماني توهم را جزو اصلي ترين ويژگي هاي بيماري پارانويا دانست. او براساس معناي يوناني پارانويا هرگونه افکار توهمي را جزو اين بيماري قرار داد.
به اين ترتيب از نظر کرپلين کسي که با خودش فکر مي کند يک شخصيت سياس يا ادبي- هنري مهم است نيز جزو بيماران پارانويا محسوب مي شود. ويژگي اصلي بيماري پارانويا يا بيماران مبتلا به اختلال شخصيت بدگماني، شک و بي اعتمادي به همه افراد است.
مبتلايان به اين بيماري در بيشتر مواقع خشمگين هستند و نسبت به ديگران دشمني دارند. آن ها به هر بهانه اي دعوا و مرافعه راه مي اندازند و به بقيه به خصوص همسر خود سوءظن دارند. علاوه بر اين، افراد مبتلا به پارانويا اغلب مواقع تصور مي کنند تحت تعقيب هستند يا شخصي با آن ها دشمني دارد و آن ها را مسموم يا بيمار کرده است. در بعضي موارد، فرد دچار اين توهم مي شود که داراي يک قدرت ماورايي يا برگزيده خداست که توسط يکسري نيروهاي خارجي کنترل مي شود.
علت چيست؟
با اينکه هنوز هيچ دليل و علت قطعي براي اين بيماري مشخص نشده اما نقش ژنتيک و وراثت را در ابتلا به اين بيماري نمي توان ناديده گرفت. تحقيقات متعددي نشان داده که وقتي يکي از دوقلوهاي يک تخمکي همسان مبتلا به بيماري اسکيزوفرني، علائم پارانويا دارند، ديگري هم به اين بيماري مبتلا مي شود. همچنين تحقيقات نشان داده که ميزان ابتلا به بيماري پارانويا دارند، ديگري هم به اين بيماري مبتلا مي شود. همچنين تحقيقات نشان داده که ميزان ابتلا به بيماري پارانويا در افرادي که به بيماري اسکيزوفرني مبتلا هستند، بيش از بقيه است.
علاوه بر ژنتيک که متهم اصلي اين بيماري به شمار مي آيد، مصرف داروهايي که داراي آمفتامين هستند، همچنين مصرف قرص هاي روان گردان، ماري جوانا، کوکائين و امثال اين ها هم در ابتلا به اين بيماري تاثيرگذار است. از ديگر عواملي که براي علت بيماري پارانويا ذکر شده، استرس و نگراني است.
بعضي از تحقيقات ثابت کرده اند که وقتي فرد در شرايط سخت و تحت فشار باشد، رفتار پارانوياگونه انجام مي دهد، به بيان ديگر اين رفتار مي تواند واکنشي نسبت به سختي و فشارهاي زندگي باشد؛ بنابراين تحقيقات بيماري پارانويا در بيشتر گروه هاي اقليت، مهاجران، اسيران و زندانيان شايع است. نکته قابل ذکر ديگر در رابطه با بيماري پارانويا اين است که مردان از زنان بيشتر به اين بيماري مبتلا مي شوند.
علائم پارانويا
اگر مي خواهيد با علائم يک بيمار پارانوييد آشنا شويد به رفتار او دقت کنيد و ببينيد کدام يک از اين علائم را دارد؛ توهم هاي ديداري، شنيدن صداهاي غيرواقعي، کژانگاري، مانند گمان اشتباه مبني بر اينکه همکار شما مي خواهد شما را مسموم يا صداي شما را ضبط کند، بيزاري، خشم، گوشه گيري، خشونت، دشواري هاي گفتاري، رئيس وار رفتار کردن و انديشه و کنش خودکشي.
پارانويا در جامعه
تا به اينجا درخصوص بيماران مبتلا به پارانويا، علت ابتلاي آن ها و علائمشان صحبت کرديم ولي به يک موضوع خيلي مهم نپرداختيم و آن هم اينکه پارانويا علاوه بر اينکه مي تواند يک فرد را بيمار کند، مي تواند يک جامعه را هم بيمار و مبتلا کند.
پارانوئيد
پارانويا علاوه بر اينکه مي تواند يک فرد را بيمار کند، مي تواند يک جامعه را هم بيمار کند
درمان چيست؟
از آنجايي که هنوز علت قطعي ابتلا به اين بيماري مشخص نشده، درمان قطعي هم براي اين بيماري تعيين نشده است، اما به طور کلي شيوه هاي درماني اين بيماري را مي توان به دو بخش دارودرماني و روان درماني تقسيم کرد. پيش از اينکه به مبحث درمان اين بيماري بپردازيم، بايد گفته شود که اغلب مبتلايان به پارانويا معتقدند که بيمار نيستند، به همين خاطر کمتر حاضر مي شوند نزد درمانگر بروند. اين افراد به دليل توهمي که دارند فکر مي کنند خودشان مشکلي ندارند و اين بقيه هستند که بيمارند و مشکل دارند.
در بخش دارودرماني، بيمار با استفاده از داروهاي آرام بخش مثل ديازپام تسکين پيدا مي کند. البته در برخي مواقع داروهاي ضد روان پريشي براي فرد تجويز مي شود که تجويز داروها بستگي به تشخيص پزشک و حد و اندازه بيماري فرد دارد. با وجود اينکه خيلي از بيماران پارانوييد تحت روش دارودرماني هستند، روش روان درماني در اغلب مواقع از دارودرماني موفق تر است. در اين روش درمانگر بيش از هر چيز تلاش مي کند تا حساسيت ها و شک و سوءظن هاي بيمار رفع شود؛ ضمن اينکه در طول درمان تلاش مي شود که توانايي هاي اجتماعي فرد نيز تقويت شود.
نکته مهم در مورد اين روش درماني آن است که درمانگر بايد صبر و حوصله فراواني براي پروسه درماني داشته باشد چون معمولا سر و کار داشتن با اين دسته از بيماران کار بسيار سختي است، آن ها بسيار زودرنج هستند، رفتار خصمانه و تندي دارند و به سرعت عصباني مي شوند. درمانگر در روش روان درماني ابتدا تلاش مي کند شک و بدگماني را از فرد دور و پس از آن با انجام تمرين هاي آرامش بخش او را از حالت انزوا و گوشه گيري خلاص کند.
علاوه بر اينکه در مرحله روش درماني، درمانگر نقش بسيار مهمي دارد، خانواده بيمار هم بسيار تاثيرگذارند، طوري که امروز يکي از روش هاي درماني پارانويا خانواده درماني است. به اين معني که آن ها مي توانند با آموزش ديدن درخصوص برخورد با بيماران و کمک به آن ها بر سير بهبودي بيمار تاثير بسزايي داشته باشند. با اينکه پارانويا بيماري است که فرد را تا آخر عمر درگير مي کند ولي با اجراي پروسه هاي درماني به موقع و درست مي توان اين بيماري را مديريت و کنترل کرد.
چگونه با بيماران پارانوييد رفتار کنيم؟
اگر در دور و بري ها يا نزديکان خود با يک بيمار پارانوييد سر و کار داريد، اين توصيه ها را جدي بگيريد.
• سعي نکنيد رفتار آن ها را تغيير دهيد، اين کار تقريبا غيرممکن است.
• سعي کنيد ارتباطتان با بيمار را نزديک تر کنيد تا از شما راضي باشد، ولي هرگز سوءظن هايش صحه نگذاريد و در اين بحث ها اصلا شرکت نکنيد.
• هنگامي که بيمار سوءظن نسبت به همسرش پيداکرده، مواظب باشيد تا از همسر او جانبداري نکنيد، اين کار باعث به وجود آمدن پيش فرض هاي جديد در او شده و ممکن است فکر کند شما با همسرش ارتباط داريد و به شما هم بدگمان شود.
• هرچه اختلال پارانوييد شديدتر باشد، احتمال دست زدن به خشونت در اين گونه بيماران بيشتر مي شود. در اين مواقع حتما از پزشک کمک بخواهيد.
• از آن ها انتظار روابط عاطفي نداشته باشيد. برقراري اين رابطه تقريبا غيرممکن است.
• بهتر است براي جلوگيري از لوس شدن يا طلبکار بار آمدن بيمار، گاهي که از او ناراحت هستيم، او را با محروميت مواجه کنيم.
چه افراد مشهوري پارانويا داشتند؟
فرويد، اختلال پارانويا را بيماري مختص روشنفکران و طبقه تحصيل کرده جامعه مي داند. به عقيده فرويد افراد معروف و مشهور به دليل شهرتشان همواره توهم توطئه دارند؛ به نظر او روشنفکران چون بلندپرواز هستند، گاهي دچار اين توهم مي شوند که موقعيتشان خيلي با مردم عادي فرق دارد، پس هر آن ممکن است تحت تعقيب يا توطئه يک نفر باشند. اگرچه اين نظر فرويد را نمي توان تعميم داد ولي افراد مشهوري بوده اند که در طول زندگي شخصي و حرفه اي خود از بيماري پارانويا رنج مي بردند.
بسياري از افراد مشهور هم به اين بيماري مبتلا نبوده اند ولي تفکراتشان پارانوياگونه بوده است. به عنوان مثال، استالين، رهبر و سياستمدار شوروي در دوران حکومت خود همواره توهم اين را داشت که دشمنان بسياري در کمين و عليه او هستند يا مثلا گاليه به اندازه اي جاه طلبي بيهوده و تکبر داشت که فکر مي کرد همه به فکر سرقت آثار او هستند، طوري که يک بار کاپرا را آن چنان به سرقت از کتاب ها و اطلاعاتش متهم کرد که پاي او را به دادگاه کشاند و يک مطلب تند و تيز هم عليه او نوشت.
نيچه يکي ديگر از افرادي است که به محض جدايي از محبوبه اش به همه زنان بدبين و دچار نوعي جنون شد؛ اين موضوع در بسياري از آثار او هم ديده مي شود، اما توهم توبيخ و تحت تعقيب بودن در کافکا به اندازه اي بود که يک روز صبح وقتي از خواب برخاست احساس کرد که قرار است محاکمه شود و بايد به دادگاه برود، در حالي که اصلا اين گونه نبود؛ اما نقطه اوج اين داستان جايي است که خود فرويد هم که ماجراي ابتلاي روشنفکران به پارانويا را طرح مي کند، به اين بيماري مبتلاست. او در حدي دچار توهم شده بود که در دوره اي از زندگي خود ادعا مي کرد مي تواند بشريت را زير سلطه فکري خود دربيارود.
ارنست همينگوي از نويسندگان معروف هم از پارانويا در امان نبود. او علاوه بر پارانويا از بيماري افسردگي هم رنج مي برد، به همين خاطر تاب زندگي با اين اختلالات روحي را نياورد و يک روز تصميم گرفت خودش را با يک تفنگ شکاري خلاص کند. به اين ترتيب مي توان گفت که بيماري پارانويا مختص قشر يا گروه خاصي از مردم نيست و هرکسي ممکن است به اين بيماري مبتلا شود اگرچه وجود يکسري شرايط، زمينه ابتلا به اين بيماري را فراهم مي کند ولي مي توان گفت هيچ کس از فکر و رفتارهاي پارانوياگونه در امان نيست.
منبع: ماهنامه همشهري تندرستي



خبرگزاری آريا – ۸ کار ساده اي که بايد در روزهاي تعطيل انجام دهيد


8 کار ساده اي که بايد در روزهاي تعطيل انجام دهيد

خبرگزاري آريا –
انجام کار در روزهاي تعطيل
برنامه ريزي هفته در روز تعطيل يکي از مهم ترين کارها براي برنامه ريزي هفته ي شماست‎
برنامه ريزي هفته در روز تعطيل يکي از مهم ترين کارها براي برنامه ريزي هفته ي شماست. روزهاي جمعه نبايد خسته کننده ترين و دردآورترين روز هفته باشد.
امروز شما تصميم مي گيريد چطور هفته اي را سپري کنيد. اولويت هاي خود را تنظيم مي کنيد. اهداف خود را يادآوري مي کنيد. عادت هاي خود را به کار ميندازديد تا شما را زودتر به اهدافتان برسانند.
ليستي از کارهايي که در هفته مي خواهيد انجام دهيد تهيه کنيد و کارهاي مشابه را گروه بندي کنيد
من اين را از توني رابينز دزديده ام . اين يک تکنيک فوق العاده است و خوب جواب مي دهد. کارهاي از يک گروه را در يک زمان مشخص و پشت هم انجام دهيد. از نظر ذهني اينکار بهترين جواب را براي شما مي دهد.
صبح جمعه، سريعا يک کار راحت را انجام بدهيد
اينکار براي اينست که شما حس خوبي براي انجام وظايفتان در اول صبح داشته باشيد. شما ممکن است کار راحتتان جواب دادن به يک ايميل و يا آپلود کردن پستي در بلاگ باشد. کاري را بکنيد که ناخودآگاه شما را حالت خوبي قرار بدهد.
برنامه هاي اجتماعي خود را براي هفته تنظيم کنيد، از قبل
اگر قرار است کاري اجتماعي را انجام دهيد، آنرا بايد برنامه ريزي کنيد و اجازه ندهيد چيزي خارج از برنامه ي شما اتفاق بيفتد. بسياري از مردم اجازه مي دهند برنامه ها به آنها ديکته شوند، در حالي که بايد ما آنها را تنظيم کنيم. کار اشتباه بسياري اينست که زمان زيادي را قرار مي دهند که ديگران هر جوري خواستند آنرا پر کنند. مسئوليت را بعهده ي کس ديگري واگذار نکنيد.
کارهاي ساده در روزهاي تعطيل
روزهاي جمعه نبايد خسته کننده ترين و دردآورترين روز هفته باشد‎
يک هدف اصلي را براي هفته ي بعد در نظر بگيريد و موفقيت خود را بر اساس آن بسنجيد
اين هدف نبايد يک هدف بزرگ باشد. نگويئد اين هفته مي خواهم يک کتاب بنويسم. يک فصل را براي نوشتن تعيين کنيد. ممکن است هدف شما مرتب کردن کمد لباستان باشد. مهم اين نيست که هدف شما چيست، مهم اينست که عادت درست کنيد براي خود. عادت به اينکه اول هفته براي خود هدفي معين کنيد. اول آن يک هدف کوچک است. اما وقتي عادت شد، شما مي توانيد آنرا بزرگتر کنيد و به اهداف بزرگتري برسيد. از کوچک شروع کنيد.
خريد هاي فروشگاهي خود را روز جمعه انجام بدهيد
”شکست براي آمادگي در واقع آمادگي براي شکست است”. براي نمونه در مورد غذا. به جاي اينکه برنامه ي شما بگويد کي غذا بخوريد برنامه ي غذايي خود را تنظيم کنيد. به فروشگاه برويد و براي غذاي هفته ي خود خريد کنيد.
يک قهوه ي سرد بنوشيد
نوشيدن قهوه توان و کارآيي شما را به صورت تواني بالا ميبرد. اين يک قانون است.
ايميل خود را تا قبل از بعدازظهر چک نکنيد
صبح جمعه ي شما بسيار پربازده است. بايد آنرا با يک کار سخت شروع کنيد. به جاي اينکه صبح نتوانيد چند ايميل را پاسخ بدهيد و شکست بخوريد.
هر ۱/۵ ساعت براي خود آلارم ۵ يا ۱۰ دقيقه اي تنظيم کنيد
هر کسي که مي گويد براي کار کردن بايد بي وقفه بدون در نظر گرفتن ساعت کار کرد کارآيي را کشته است. براي اينکه بتوانيد جمعه هاي خود را کارآتر بکنيد بايد بتوانيد از کارهاي روتين هر روزه ي خود دور شويد. تا بتوانيد ذهن خود را خالي کنيد. در ضمن بايد در نظر داشته باشيد که نبايد کلا کامپيوتر خود را رها کنيد و به تلفن همراه خود بچسبيد. وگرنه کل هدف ارا از دست داده ايد. برويد و مقداري پياده روي کنيد، وقتي برگشتيد آماده ايد به سر کار خود برگرديد.
منبع : ibazaryabi.com


خبرگزاری آريا – زندگي بر اساس حرف مردم


زندگي بر اساس حرف مردم

خبرگزاري آريا –
حرف مردم,حرف و قضاوت مردم ,قضاوت مردم
مدام نگران حرف و قضاوت مردم است. دوستانش را هم بر همين اساس انتخاب مي کند؛ اگر چند خودرو مدل پايين جلوي خانه اش پارک کنند يا موقع رفتن مهمان ها ناچار شود براي يکي از آنها به مقصدي که فکر مي کند در شأن خانواده او نيست از آژانس محل ماشين بگيرد، به خيالش آبروريزي مي شود.
از دردسرهاي انتخاب مهمان و استفاده از خودروي شخصي هم که بگذريم، انتخاب لباس، ميوه و شيريني، گوشت، مرغ، ماهي و نوع چيدمان خانه را نمي شود ناديده گرفت. اگر شما هم زندگي چنين فردي را ديده باشيد، حتما مي دانيد چقدر سخت است که زندگي شخصي تان را با نوع نگاه و نظر مردم تطبيق دهيد و بر اين اساس دائم تغيير کنيد.
تجمل گرايي يا ترس از رفتن آبرو
شايد فکر کنيد کسي که دائم به فکر حرف مردم است و رفتارش را مطابق با نظرات آنها تغيير مي دهد، حتما بايد آدم افاده اي، کمي تا قسمتي پولدار و به فکر تجملات زندگي باشد، اما اين طرز فکر اشتباه است؛ چراکه آقاي نعمتي با اين که از نظر اقتصادي وضع متوسطي دارد و اصلا اهل پزدادن و اين جور کارها و حرف ها نيست، باز هم دائم به حرف مردم فکر مي کند و حتي خريد مايحتاجش را بر آن اساس تغيير مي دهد.
او مي گويد: اگر براي پذيرايي از مهمانم چند نوع ميوه نخرم، آبرويم مي رود البته ميوه ها هم بايد طوري باشد که خودش داد بزند آنها را از بازار ميوه و تره بار نخريده ام وگرنه آبرويي که اين همه سال براي به دست آوردنش زحمت کشيده ام، يکشبه به باد فنا مي رود.
به اعتقاد اين آقاي هفتاد و هشت ساله، با اين کارها حداقل مي توان صورت را با سيلي سرخ نگه داشت، اما آيا واقعا لازم است صورتمان را با سيلي سرخ کنيم و سال ها با چنين دردسري روزگار بگذرانيم؟
شايد خيلي از ما اين سوال را از خودمان بپرسيم؛ اما آنچه اهميت دارد پاسخ و عمل درست است.
اين عادت، هميشه هم بد نيست
آيا مي شود مثل شخص ديگري رفتار کنيد و اين نحوه برخوردتان مثبت تلقي شود؟ خيلي ها فکر مي کنند تقليدکردن از ديگران و هماهنگ شدن با عقايد آنها هميشه موضوعي منفي است، در حالي که دکتر پروين ناظمي، روان شناس و مدرس دانشگاه در گفت وگو با «جام جم» نظر ديگري را مطرح مي کند و مي گويد: غريزه پيروي از ديگران، يکي از مسائلي است که ميان افراد مختلف يک جامعه هميشه وجود داشته و دارد. افراد با توجه به اين نوع غريزه براي همرنگي با جماعت و طردنشدن از سوي جامعه اي که در آن در حال رشد و زندگي هستند، خودشان را به دست محيط مي سپارند و عقايد رنگارنگ و گاه متضاد را تا حدي مي پذيرند.
وي تاکيد مي کند: نکته بسيار مهم اين است که بتوانيم به درستي تشخيص دهيم هماهنگي با افراد جامعه در چه شرايطي و تا چه حدي مثبت است و چه هنگام اين رفتار منفي مي شود. به اين معنا که پذيرفتن عقايد ديگران و عمل کردن براساس آن، گاهي به نفع انسان است و گاهي هم مي تواند مخرب و مضر باشد.
الگوبرداري از ديگران و اهميت دادن به نظرات و قضاوت آنها اگر به شکلي باشد که فوايدش نصيب فرد مي شود و آرامش او را مختل نکند، مفيد است و مي تواند موجب پيشرفت شود؛ اما در صورتي که قضيه همرنگي با جماعت يا پيروي از ديگران موجب شود فرد بر زندگي خودش تسلط نداشته و احساس آرامشش هم از دست برود، نه تنها فايده اي ندارد بلکه مضراتش نيز او را درگير خواهد کرد
البته شايد تصور مثبت بودن پذيرفتن نظرات ديگران کمي دشوار باشد، اما آن طور که دکتر ناظمي مي گويد ما در زندگي گاهي نياز داريم از ديگران الگوبرداري کنيم؛ البته الگوهاي صحيح، منطقي، سالم و مثبت که اگر بتوانيم در زندگي آنها را پيدا کنيم به رشد، موفقيت و پيشرفت مان کمک مي کند.
حالا که موضوع روشن تر شد، بهتر متوجه مي شويم و مي بينيم که بسياري از ما نيز در انتخاب رشته تحصيلي يا شغل مورد علاقه مان نظر ديگران را پرسيده ايم و الگويي براي خودمان انتخاب کرده ايم. به عنوان مثال بارها از زبان دانش آموزي شنيده ايم که مي گويد خيلي دوست دارم مثل اين معلمم باشم؛ هم در رشته تخصصي اش مهارت دارد و هم اخلاق و رفتارش خوب است. پس من هم تمام تلاشم را مي کنم که در همين رشته درس بخوانم و ادامه تحصيل دهم. اين دانش آموز با چنين ايده اي مي تواند تا جايي پيش برود که واقعا همان رشته معلمش را انتخاب کند و ادامه دهد و در نهايت هم شغل تدريس را انتخاب کند.
حرف مردم,حرف و قضاوت مردم ,قضاوت مردم
به گفته اين روان شناس، الگوبرداري از ديگران و اهميت دادن به نظرات و قضاوت آنها اگر به شکلي باشد که فوايدش نصيب فرد مي شود و آرامش او را مختل نکند، مفيد است و مي تواند موجب پيشرفت شود؛ اما در صورتي که قضيه همرنگي با جماعت يا پيروي از ديگران موجب شود فرد بر زندگي خودش تسلط نداشته و احساس آرامشش هم از دست برود، نه تنها فايده اي ندارد بلکه مضراتش نيز او را درگير خواهد کرد.
اين حس از کجا مي آيد؟
بعضي ها مي ترسند دوستان شان را از دست بدهند، گروهي هم نگران قضاوت ديگران در مورد خود و خانواده شان هستند. چشم و همچشمي هم که داستان خودش را دارد و خيلي ها را درست و حسابي درگير کرده است، عده اي هم هر کاري از دست شان برمي آيد انجام مي دهند تا ديگران تائيدشان کنند، اما اگر بخواهيم سرنخ اين احساسات را پيدا کنيم، موضوع خيلي پيچيده مي شود، چون اين شرايط به دلايل متفاوتي ايجاد خواهد شد.
ولي يک نکته کلي وجود دارد و آن اين که همه انسان ها از تنهايي و طردشدن مي ترسند؛ ولي اين که چنين ترسي تا چه حد مي تواند روي رفتارشان تاثيربگذارد، موضوع مهم تري است که دکتر ناظمي به آن اشاره و خاطرنشان مي کند: اين که افراد تصميم مي گيرند يک عمر براي خودشان زندگي کنند يا براي رضايت ديگران، به قدرت رهبري و تسلط شان بر زندگي و همچنين ميزان صاحب نظر بودن آنها ارتباط پيدا مي کند. بنابراين نبايد فراموش کنيم، ويژگي شخصيتي انسان ها تعيين کننده چگونه زندگي کردن آنهاست.
به گفته اين روان شناس همه اين موارد موضوعاتي است که در ذهن افراد و براساس نحوه رشد و پرورش شان در خانواده اتفاق مي افتد. به اين معنا که وقتي فرزند خانواده اي ياد مي گيرد فقط در پي تائيدگرفتن از والدينش باشد و براي خوب بودن و تائيدشدن، در حقيقت با کارهايش به آنها التماس مي کند که او را دوست داشته باشند، بعدها و در جامعه هم نمي تواند خودِ واقعي اش را نشان دهد. يادمان باشد همه بچه ها شيطنت مي کنند و اگر قرار باشد ما آنها را با قيد و شرط دوست داشته باشيم و اين مطلب را به آنها هم تاکيد کنيم، به طور حتم بچه ها تائيدطلب و مهرطلب مي شوند و از قضاوت ديگران مي ترسند، چون هيچ وقت نياموخته اند مستقل زندگي کنند و هميشه به نوعي به نظرات ديگران وابسته بوده اند. البته در دوران نوجواني موضوع فرق مي کند. هنگامي که هويت فرد در حال شکل گرفتن است، ارزيابي ديگران در مورد او برايش بسيار مهم است و نحوه نگرش ديگران در ايجاد تصويري که نوجوان از خودش در ذهن دارد، اهميت خاصي خواهد داشت.
دکتر ناظمي مي گويد: شايد در دوران کودکي چگونگي برخورد با افکار مختلف در جامعه چندان مهم نباشد، اما نبود آموزش اين مهارت در دوران نوجواني مي تواند مشکل آفرين شود بنابراينيکي از مهم ترين مهارت هايي که نوجوانان بايد آن را از خانواده شان بياموزند، قدرت ابراز وجود است. يعني نوجوان بايد بداند حتي اگر نظراتش مخالف جمعي خاص باشد يا آنها بايد او را متقاعد کنند يا اين که نوجوان بايد قادر باشد به شيوه صحيحي مخالفتش را بيان و نتيجه مورد نظرش را کسب کند.
سخت است، اما مي شود
خانم مفرّح هميشه مي گويد: سني از من گذشته؛ چطور مي توانم خودم را تغيير دهم؟ او که حدود ۷۰ سال دارد، فکر مي کند اين تغيير غيرممکن است. دکتر ناظمي ضمن بيان اين که انسان ها هميشه در مقابل تغيير مقاومت مي کنند، يادآور مي شود: اين مقاومت بويژه در افرادي ديده مي شود که زندگي شان شکل گرفته و سال هاست به يک شيوه خاص رفتار کرده اند. بنابراين نمي توانيم از اين افراد خيلي انتظار تغيير داشته باشيم، اما در هر حال بايد بدانيم تغييرات مثبت جزء مهمي از زندگي است که بايد از يک زمان شروع شود و شايد حالا وقتش باشد.
به گفته اين روان شناس، افراد مي توانند با توجه به هنجارها و ضمن رعايت قوانين اجتماعي براساس خواسته ها و سلايق شان زندگي کنند. بنابراين تاجايي که ديگران از رفتار ما آسيب نبينند و مشکلي براي شان ايجاد نشود، مي توانيم و خوب است به ميل خودمان زندگي را پيش ببريم.
اگر هميشه با خودتان فکر مي کنيد در طول زندگي هيچ لذتي نبرده ايد و آرامش را احساس نکرده ايد، دائم در تلاطم بوده ايد و نگران تائيدشدن يا نشدن از طرف ديگران، آن وقت است که به توصيه دکتر ناظمي بايد سبک زندگي تان را تغيير دهيد
اما زندگي خيلي ها تحت تاثير نظر ديگران است؛ بنابراين طبيعي است آنها نگران نحوه نگرش افراد نسبت به زندگي شخصي شان باشند و بخواهند ديگران رفتارشان را تائيد کنند.
او به اين افراد توصيه مي کند: کسب اعتماد به نفس يکي از مهم ترين نکاتي است که بايد آن را در نظر داشته باشيد. فردي که خودش را قبول دارد و از وضع زندگي اش راضي است، بي شک درگير مسائل ظاهري نمي شود و با شخصيت مستقلش اين مشکلات را گاه براحتي و گاهي با تلاشي بيشتر کنار مي گذارد.
کساني که اعتماد به نفس کافي ندارند و ديگران را بهتر از خودشان مي دانند، هميشه نگران نحوه تفکر مردم هستند. اين گروه ممکن است با خود چنين بينديشند که شيوه پذيرايي، نوع چيدمان خانه و مدل اتومبيل ديگران بهتر از آنهاست و در نتيجه فکر مي کنند اگر مثل آنها از مهمانان خود پذيرايي نکنند حتما مورد قضاوت منفي آشنايان قرار خواهند گرفت. به همين دليل ترس از قضاوت ها و تائيدنشدن از طرف ديگران يکي از مهم ترين عواملي است که موجب چنين رفتاري مي شود؛ اما مطمئن باشيد اگر گام اول را درست برداريد، بقيه موارد ساده خواهد بود.
از زندگي تان لذت برده ايد؟
تا به حال از خودتان پرسيده ايد آيا از زندگي لذت برده و مي بريد، يا نه؟ جواب اين سوال مي تواند به من و شما کمک بزرگي کند. يعني اگر هميشه با خودتان فکر مي کنيد در طول زندگي هيچ لذتي نبرده ايد و آرامش را احساس نکرده ايد، دائم در تلاطم بوده ايد و نگران تائيدشدن يا نشدن از طرف ديگران، آن وقت است که به توصيه دکتر ناظمي بايد سبک زندگي تان را تغيير دهيد. اما چنانچه پس از بررسي سال هاي عمر تان متوجه شديد واقعا لذت و آرامش را حس کرده ايد و از زندگي تان راضي بوده ايد، مي توانيد به همين شيوه ادامه دهيد.
منبع : سايت آفتاب



خبرگزاری آريا – در ايران، دشمن شادي کيست؟


در ايران، دشمن شادي کيست؟

خبرگزاري آريا –
در ايران، دشمن شادي کيست
کارشناسان سلامت روان بر نقش و اهميت شادکامي در زندگي تاکيد کرده و آن را از مهم ترين علل ارتقاي سلامت روان در افراد جامعه مي دانند؛ با اين حال، به نظر مي رسد شادي، حلقه مفقوده سلامت روان در جامعه ماست؛ جامعه اي که در آن، روش هاي گوناگوني براي سوگواري به رسميت شناخته شده اما روش هاي ابراز شادماني، بسيار محدود و مبهم است. به نظر روان پزشکان و کارشناسان اکثر مردم ما شاد نيستند. درحالي که در کشورهاي حتي بسيار فقيرتر از نظر اقتصادي که شايد قابل مقايسه با ايران نباشند، شادي در تمام جوانب زندگي، خودش را نشان مي دهد. اين موضوعي است که دکتر محمد علي شهرکي، روان پزشک در اين گفت وگو درباره آن توضيح داده است.
● اصلا شادي چيست؟
شادي از نظرلغوي عبارت است از، يک حالت هيجاني که نشانگر رضايتمندي فرد در ابعاد مختلف به ويژه ابعاد رواني است. ما شخصي را شاد مي گوييم که احساس کند بر اوضاع مسلط است و سرنوشتش به عهده خودش است و به اندازه تلاشش نتيجه مي گيرد و رخدادهاي پيش بيني نشده او را غافلگير نمي کند.
احساس رضايتمندي ۳ سطح دارد: سطح اول فردي است؛ يعني فرد از وجود خود و از عملکردش رضايت داشته باشد. سطح دوم اين است ، شخص از ديگران احساس رضايت کند و اينکه ديگران او را دوست دارند و برايش ارزش قائلند؛ اين ديگران مي تواند شامل افراد حقيقي باشد يا نهادهاي حقوقي و يا حتي حکومتي. سطح سوم رضايتمندي اين است، شخص احساس کند ديگران هم از او راضي هستند. در اين ميان وقتي از نظر ۳ سطح فرد اقناع مي شود، احساس افسردگي و اضطراب از او خارج مي شود و مي تواند اين احساس را به جامعه و خانواده هم تسري دهد. پس بحث رضايتمندي و شادي در همه ابعاد زندگي مي تواند حضور داشته باشد.
● شبکه هاي سرگرم کننده در اولويت اند
اتفاقي که در مورد رسانه هاي ما افتاده اين است؛ زماني که ما نمي توانيم مردم را از طريق رسانه اقناع کنيم، مردم به رسانه هاي خارج از کشور روي مي آورند چون اين شبکه ها فيلم هايي را نشان مي دهند که بيشتر جنبه شادي دارند درحالي که بسيار آسيب زا و تخريب کننده فرهنگ ما هستند اما چون جنبه شادي دارند و در چهارچوب هاي حاشيه اي قرار نگرفته اند و تنوع زيادي هم دارند، حتي در سنين خيلي پايين هم مخاطبان زيادي را جلب مي کنند. اين فيلم ها با بودجه اي خيلي کمتر از بودجه صدا و سيماي ما ساخته مي شوند ولي صدا و سيماي ما با اين وسعت هنوز نتوانسته مخاطب را جذب کند. اين درحالي است که صدا و سيماي ما شايد يکي از معدود رسانه هاي قابل اعتماد به خصوص براي خانواده هايي باشد که کودک خود را پاي آن نشانده اند اما متأسفانه کمتر جنبه شادي دارد.
● ارتباط سطح توقع با احساس شادي
البته خيلي از کشورها از نظرمادي و اقتصادي در وضعيت بسيار پايين تري از کشورما هستند ولي ميزان شادي در آنها بالاست چون ميزان رضايتمندي آنها در سطوح بالايي قرار دارد. ما ميزان رضايتمندي را با ميزان رفاه ظاهري افراد نمي توانيم بسنجيم؛ چون رضايتمندي يک مقوله دروني در افراد است. اصلا بهتر است اين طور بگويم که سطح ارضاي نيازهاي دروني و رواني در جامعه ما بالاتر از جوامع مشابه مان است.
به نظر مي رسد که ما از نظر جغرافياي سياسي در خاورميانه قرار گرفته ايم اما از نظر سطح توقعات مان بيشتر نزديک به کشورهاي اروپايي و پيشرفته هستيم. پس اين ميزان دستاوردهاي مان، مردم کشورمان را ارضا نمي کند ولي شايد در کشورهاي مشابه مردم را شاد کند. مثال ديگر اين است که در برخي از کشورهاي اروپايي بسيار پيشرفته ميزان شادي از کشور ما هم کمتر است چون توقع آنها از زندگي بالاتر است.
نکته : جامعه بايد به سمتي پيش برود که فرد احساس شادي کند. واقعيت اين است که همه اين مولفه ها در جامعه اجرا نمي شود
● ما بايد ديگران را شاد کنيم يا ديگران مارا؟
درست است که احساس شادي بايد از درون آدمي بجوشد اما خيلي اوقات عکس اين قضيه هم وجود دارد؛ يعني مولفه هاي شادي بايد تحقق پيدا کنند تا احساس شادي ايجاد شود. به عبارت ديگر؛ جامعه بايد به سمتي پيش برود که فرد احساس شادي کند. واقعيت اين است که همه اين مولفه ها در جامعه اجرا نمي شود و به طور حتم باعث کاهش شادي خواهد شد، براي همين است که ما بايد عواملي را براي شاد کردن فرد به جامعه تزريق کنيم. اين تزريق مي تواند به صورت گفتاري، نوشتاري، رسانه اي يا هر چيز ديگر باشد. طنز، موسيقي، هنر و مطالعات مثبت مي تواند اين شادي را ايجاد کند. اين ابزار هر چند مصنوعي هستند ولي لازمند.
● وقتي شادي از بين مي رود، بايد منتظر اختلالات رواني باشيم
در اين زمان انگار ما سر يک چهارراه قرار گرفته ايم؛ چهارراهي که ممکن است به سمت هر گونه اختلالي حرکت کنيم. نه اين که نداشتن شادي باعث اختلال روان پزشکي مي شود ولي به عنوان يک ماشه شليک کننده مي تواند ما را به سمت اضطراب سوق بدهد که شايع ترين اختلال ناشي از آن است. همچنين شيوع افسردگي و اختلالات ارتباطي هم زاييده همين کاهش سطح شادي در جامعه است. درحال حاضر اضطراب شايع ترين اختلال در جامعه ماست و ما مي توانيم با بالا و پايين شدن تغييرات در جامعه کاملا سطح اضطراب را در جامعه ببينيم. مشکلات ارتباطي هم در نتيجه اين اضطراب و کاهش شادي به وجود خواهد آمد.
● چرا شاد نيستيم؟
عواملي هستند که باعث کاهش حس شادي در جامعه مي شوند. مسلما کاهش ايده آل هاي شخصي و ايده آل هايي که خانواده و جامعه براي فرد مشخص کرده، در رأس همه عوامل است که از آن جمله مي توان به کاهش خودکفايي شغلي، مسکن، عدم کنترل زمان به دليل عوامل محيطي، احساس دست نيافتن به حقوق شهروندي و اجتماعي، احساس درماندگي، سرخوردگي هاي معنوي و القاي حس عدم کفايت اشاره کرد.
● نقش رسانه ها در هيجان مردم
در رأس تمام رسانه ها، رسانه هاي ديداري و در رأس رسانه هاي ديداري تلويزيون در اين ميان مي تواند بيشترين نقش را داشته باشد. صدا و سيما و در رأس آن تلويزيون، خودش نبايد به کاهش شادي دامن بزند و با سريال ها و فيلم هايي که پخش مي کند، ميزان شادي را در مردم پايين بياورد. ما با جامعه اي سر و کار داريم که به طور طبيعي ميزان شادي در آن پايين است. پس صدا و سيما و رسانه ها بايد سعي کنند سريال هايي نسازند که فقط به مشکلات جامعه دامن بزنند. چون هرچيزي که پرطرفدار باشد مسلما شادي آور نيست. ولي گاهي به نظر مي رسد ما اصولا غمگين بودن را ستايش مي کنيم و شادي را گناه مي دانيم.
مثلا خيلي ها از ترس بدشان مي آيد يا از اينکه اضطراب داشته باشند، متنفرند اما بخشي از پرطرفدارترين فيلم ها در ميان افراد، فيلم هاي ترسناک است. از طرف ديگر درام هايي که به صورت سريال پخش مي شود، در آن خانواده اي دچار مشکلات فراوان است که کشش زيادي را هم براي مخاطب ايجاد مي کند ولي منجر به آزردگي خاطر مي شود. پس ما بايد به شکلي مسائل را گزينش کنيم که شادي کاهش پيدا نکند و تغذيه رواني منفي ايجاد نکند و همچنين بايد برنامه هايي پخش شود که شادي را تزريق کند. ولي متأسفانه اکثر اوقات شادي هاي رسانه اي رنگ و بوي حاشيه اي دارند و به تبع خود مشکلات ديگري ايجاد مي کنند.
منبع: bartarinha.ir



1 2 3 4 218