خبرگزاری آريا – تسکين فوري ميگرن بدون دارو


تسکين فوري ميگرن بدون دارو

خبرگزاري آريا – برترين ها – ترجمه از هدي بانکي: وقتي درد ميگرن شروع مي‌شود واقعا مي‌تواند فلج کننده باشد. اين درد تند و تيز نه تنها در شقيقه‌ها بلکه در تمام سر پخش مي‌شود؛ احساس تهوع و ناراحتي گوارشي، ناتواني در تحمل نور، صدا و حتي کوچک‌ترين حرکت، از علائم شايع ميگرن هستند. به جاي اينکه تسليم درد وحشتاک ميگرن شويد، مي‌توانيد به شيوه‌هاي درستي تسکينش دهيد. در اين مطلب چند راهکار به شما توصيه مي‌کنيم که کمک‌تان مي‌کنند اين سردرد شديد را تا حدودي آرام کنيد، بدون اينکه نيازي به دارو داشته باشيد.
تسکين فوري ميگرن بدون دارو
آب انگور بنوشيد
شايد مدتها باشد که آب انگور ننوشيده باشيد اما خوب است بدانيد وقتي درد ميگرن شروع مي‌شود، نوشيدن آب انگور راهکار خوبي براي تسکين درد است. انگور يک مسکن عالي است. مي‌توانيد در خانه آب انگور طبيعي تهيه کنيد؛ انگورهاي تازه و رسيده را همراه با کمي آب در مخلوط کن بريزيد و آب انگور طبيعي در خانه درست کنيد.
آجيل بخوريد
اگر مکررا دچار ميگرن مي‌شويد بهتر است تغيير کوچکي در رژيم غذايي‌تان ايجاد کنيد: بيشتر آجيل بخوريد. مغزها هم پيشگيري کننده از درد هستند و هم تسکين دهنده‌ي درد. انواع آجيل حاوي عناصر مهمي به نام ساليسين هستند؛ ساليسين عاملي ضد درد است که در بسياري از داروهاي امروز وجود دارد. شايد فکر کنيد وقتي درد ميگرن سراغ‌تان مي‌آيد بايد حتما از داروهاي مسکن استفاده کنيد اما مي‌توانيد سراغ مغزها و آجيل برويد چون آنها نيز عناصر مهم ضد درد را دارند.
کمي فشار دهيد
هر چند وقتي درد ميگرن شروع مي‌شود احتمالا احساس مي‌کنيد که سرتان تحت فشار وحشتناکي قرار دارد اما فشار دادن قسمت‌هاي خاصي از بدن مي‌تواند درد و ناراحتي‌تان را تسکين بدهد. وقتي اولين جرقه‌ي ميگرن را حس کرديد، کمي به جمجمه‌تان فشار وارد کنيد. با فشار وارد کردن با انگشتان به نقاط خاص ميگرن مي‌توانيد مغزتان را وادار کنيد که آرام باشد و استراحت کند. فشار دادن را از نقطه‌ي بدون درد شروع کنيد. با فشار وارد کردن به جمجمه، تنشي که در مغزتان ايجاد شده به جاي ديگري فرستاده خواهد شد.
ريشه زنجبيل بجويد
آيا تا به حال جويدن يک تکه زنجبيل را تجربه کرده‌ايد؟ اگر قدرت زنجبيل را در تسکين درد بشناسيد، اين بار که ميگرن به سراغ‌تان آمد حتما ياد زنجبيل خواهيد افتاد. وقتي زنجبيل را مي‌جويد، توليد ليپيدها در درون سلول‌ها افزايش مي‌يابد؛ ليپيدها مي‌توانند عصب‌هايي را که با احساس درد واکنش نشان مي‌دهند آرام کند. ريشه زنجبيل مانع تشخيص درد توسط بدن شده و اجازه نمي‌دهد بدن به درد جواب بدهد و حتي مي‌تواند احساس تهوع را نيز برطرف کند. فقط کافيست يک تکه زنجبيل بجويد يا مقداري دمنوش زنجبيل بنوشيد.
بيشتر بوقلمون بخوريد
حتما شنيده‌ايد که خوردن بوقلمون در روز شکرگزاري مي‌تواند شما را به خواب ببرد چون تريپتوفان دارد. اما آيا مي‌دانستيد که براي تسکين فوري ميگرن نيز خوب است؟ تريپتوفان، اسيد آمينه‌ي ضروري است که دوپامين را در مغز افزايش مي‌دهد. دوپامين، هورمون شادي است و به ما کمک مي‌کند احساس خوبي داشته باشيم و ضمنا عامل مهمي در ترشح سروتونين در بدن است. سروتونين مسئول آرام کردن بدن، کاهش اضطراب و نگراني و منفي گرايي است. اما از همه‌ي اينها مهمتر اينکه تريپتوفان با کمکي که به توليد دوپامين مي‌کند باعث مي‌‌شود سروتونين، عضلات اطراف مغز را شل و آرام کند و مويرگ‌هاي پوست سر آرام شوند.
ماساژ دريافت کنيد
ماساژ گرفتن ممکن است لوکس به نظر برسد اما وقتي درد ميگرن شروع مي‌شود ماساژ مي‌تواند بهترين راه تسکين آن باشد. مي‌توانيد تکنيک‌هاي ماساژ‌هاي آرامشبخش را ياد بگيريد و خودتان مانع بدتر شدن درد ميگرن‌تان بشويد. با ماساژ و کشيدن گردن و پوست سر، جريان خون بيشتر و بهتر شده و سر دردتان آرام خواهد شد.
دماي متفاوتي را امتحان کنيد
اين روشي است که بيشتر ما وقتي دچار آسيب و درد ناشي از آن مي‌شويم به کار مي‌بريم: گرما يا سرما درماني. هر چند ممکن است کمپرس سرد يا گرم روي سر ايده‌ي جالبي به نظر نرسد اما واقعيت اين است که در عرض چند دقيقه جواب خواهد داد! کافيست ببينيد کدام‌شان (گرما يا سرما) براي ميگرن شما اثر مي‌کند. وقتي از گرما استفاده مي‌کنيد، عضلات‌تان شل شده و درد کاهش مي‌يابد. اگر از سرما استفاده کنيد، نواحي دردناک کرخت شده و در نتيجه درد کمتري حس خواهيد کرد.
دمنوش‌هاي گياهي را امتحان کنيد
هر چند حتي تصور اينکه با وجود درد ميگرن، بيرون برويد و زير نور آفتاب قرار بگيريد نيز ناخوشايند است، اما نزديک شدن به طبيعت مي‌تواند کمک‌تان کند، به شرط اينکه يک باغچه‌ي کوچک داشته باشيد. زنجبيل، نعنا فلفلي و فلفل کاين، مسکن‌هاي طبيعي هستند که شهرت خوبي در اين کار دارند و مي‌توانند سر درد و تهوع ناشي از آن را برطرف کنند. مصرف اين گياهان، سريع‌ترين روش درماني است. با ترکيب فلفل کاين، زنجبيل تازه و نعنا فلفلي و دم کردن آنها به مدت ۱۵ دقيقه، يک معجون عالي براي تسکين سر دردتان درست کنيد. اگر چاي داغ دوست نداريد مي‌توانيد با ترکيب ليموترش و اسطوخودوس، مرهم موضعي التيام بخش درست کنيد.
در تاريکي قرار بگيريد
وقتي سر درد معمولي هم داريد، نور مي‌تواند آن را تشديد کند چه برسد به درد ميگرن. پس در تاريک کردن محيط خود ترديد نکنيد. ميگرن معمولا با تحريک‌هاي حسي بوجود مي‌آيد و نور، يکي از اين محرک‌هاست. براي تسکين فوري سر درد، تا جايي که مي‌توانيد محيط خود را تاريک کنيد. بستن چشمها يا انداختن پرده‌ها ساده‌ترين کاري است که مي‌توانيد انجام دهيد. اگر باز هم نور اذيت‌تان مي‌کند عينک آفتابي بزنيد، حتي اگر در فضاي داخل هستيد.
کمي کافئين بنوشيد
هرچند کافئين خودش مي‌تواند علت سر درد باشد، اما مقدار کمي از نوشيدني‌هايي مانند قهوه يا نوشابه گازدار مي‌تواند سر دردها شديد ميگرني را تسکين بدهد. کافئين خاصيت تسکين دهندگي دارد به شرط اينکه مقدار کمي از آن مصرف کنيد. اگر به محض اينکه احساس کرديد درد ميگرن‌تان در حال شروع شدن است قهوه بنوشيد مانع پيشرفت دردتان مي‌شود، و ضمنا کافئين مي‌تواند تاثير استامينوفن، آسپرين و يا ساير مسکن‌ها را بهبود بدهد. اما اگر زياد کافئين مصرف کنيد، دردتان بيشتر خواهد شد. براي انتخاب راهکار مناسب جهت تسکين سر درد ميگرني‌تان بايد اول عامل بروز آن را پيدا کنيد. با اجتناب از يک سري از غذاها، عناصر و فعاليت‌ها مي‌توانيد از ميگرن در امان بمانيد و اين دردهاي وحشتناک را تحمل نکنيد.


تسکین فوری میگرن بدون دارو


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: وقتی درد میگرن شروع می‌شود واقعا می‌تواند فلج کننده باشد. این درد تند و تیز نه تنها در شقیقه‌ها بلکه در تمام سر پخش می‌شود؛ احساس تهوع و ناراحتی گوارشی، ناتوانی در تحمل نور، صدا و حتی کوچک‌ترین حرکت، از علائم شایع میگرن هستند. به جای اینکه تسلیم درد وحشتاک میگرن شوید، می‌توانید به شیوه‌های درستی تسکینش دهید. در این مطلب چند راهکار به شما توصیه می‌کنیم که کمک‌تان می‌کنند این سردرد شدید را تا حدودی آرام کنید، بدون اینکه نیازی به دارو داشته باشید.

تسکین فوری میگرن بدون دارو

آب انگور بنوشید

شاید مدتها باشد که آب انگور ننوشیده باشید اما خوب است بدانید وقتی درد میگرن شروع می‌شود، نوشیدن آب انگور راهکار خوبی برای تسکین درد است. انگور یک مسکن عالی است. می‌توانید در خانه آب انگور طبیعی تهیه کنید؛ انگورهای تازه و رسیده را همراه با کمی آب در مخلوط کن بریزید و آب انگور طبیعی در خانه درست کنید.

آجیل بخورید

اگر مکررا دچار میگرن می‌شوید بهتر است تغییر کوچکی در رژیم غذایی‌تان ایجاد کنید: بیشتر آجیل بخورید. مغزها هم پیشگیری کننده از درد هستند و هم تسکین دهنده‌ی درد. انواع آجیل حاوی عناصر مهمی به نام سالیسین هستند؛ سالیسین عاملی ضد درد است که در بسیاری از داروهای امروز وجود دارد. شاید فکر کنید وقتی درد میگرن سراغ‌تان می‌آید باید حتما از داروهای مسکن استفاده کنید اما می‌توانید سراغ مغزها و آجیل بروید چون آنها نیز عناصر مهم ضد درد را دارند.

کمی فشار دهید

هر چند وقتی درد میگرن شروع می‌شود احتمالا احساس می‌کنید که سرتان تحت فشار وحشتناکی قرار دارد اما فشار دادن قسمت‌های خاصی از بدن می‌تواند درد و ناراحتی‌تان را تسکین بدهد. وقتی اولین جرقه‌ی میگرن را حس کردید، کمی به جمجمه‌تان فشار وارد کنید. با فشار وارد کردن با انگشتان به نقاط خاص میگرن می‌توانید مغزتان را وادار کنید که آرام باشد و استراحت کند. فشار دادن را از نقطه‌ی بدون درد شروع کنید. با فشار وارد کردن به جمجمه، تنشی که در مغزتان ایجاد شده به جای دیگری فرستاده خواهد شد.

ریشه زنجبیل بجوید

آیا تا به حال جویدن یک تکه زنجبیل را تجربه کرده‌اید؟ اگر قدرت زنجبیل را در تسکین درد بشناسید، این بار که میگرن به سراغ‌تان آمد حتما یاد زنجبیل خواهید افتاد. وقتی زنجبیل را می‌جوید، تولید لیپیدها در درون سلول‌ها افزایش می‌یابد؛ لیپیدها می‌توانند عصب‌هایی را که با احساس درد واکنش نشان می‌دهند آرام کند. ریشه زنجبیل مانع تشخیص درد توسط بدن شده و اجازه نمی‌دهد بدن به درد جواب بدهد و حتی می‌تواند احساس تهوع را نیز برطرف کند. فقط کافیست یک تکه زنجبیل بجوید یا مقداری دمنوش زنجبیل بنوشید.

بیشتر بوقلمون بخورید

حتما شنیده‌اید که خوردن بوقلمون در روز شکرگزاری می‌تواند شما را به خواب ببرد چون تریپتوفان دارد. اما آیا می‌دانستید که برای تسکین فوری میگرن نیز خوب است؟ تریپتوفان، اسید آمینه‌ی ضروری است که دوپامین را در مغز افزایش می‌دهد. دوپامین، هورمون شادی است و به ما کمک می‌کند احساس خوبی داشته باشیم و ضمنا عامل مهمی در ترشح سروتونین در بدن است. سروتونین مسئول آرام کردن بدن، کاهش اضطراب و نگرانی و منفی گرایی است. اما از همه‌ی اینها مهمتر اینکه تریپتوفان با کمکی که به تولید دوپامین می‌کند باعث می‌‌شود سروتونین، عضلات اطراف مغز را شل و آرام کند و مویرگ‌های پوست سر آرام شوند.

ماساژ دریافت کنید

ماساژ گرفتن ممکن است لوکس به نظر برسد اما وقتی درد میگرن شروع می‌شود ماساژ می‌تواند بهترین راه تسکین آن باشد. می‌توانید تکنیک‌های ماساژ‌های آرامشبخش را یاد بگیرید و خودتان مانع بدتر شدن درد میگرن‌تان بشوید. با ماساژ و کشیدن گردن و پوست سر، جریان خون بیشتر و بهتر شده و سر دردتان آرام خواهد شد.

دمای متفاوتی را امتحان کنید

این روشی است که بیشتر ما وقتی دچار آسیب و درد ناشی از آن می‌شویم به کار می‌بریم: گرما یا سرما درمانی. هر چند ممکن است کمپرس سرد یا گرم روی سر ایده‌ی جالبی به نظر نرسد اما واقعیت این است که در عرض چند دقیقه جواب خواهد داد! کافیست ببینید کدام‌شان (گرما یا سرما) برای میگرن شما اثر می‌کند. وقتی از گرما استفاده می‌کنید، عضلات‌تان شل شده و درد کاهش می‌یابد. اگر از سرما استفاده کنید، نواحی دردناک کرخت شده و در نتیجه درد کمتری حس خواهید کرد.

دمنوش‌های گیاهی را امتحان کنید

هر چند حتی تصور اینکه با وجود درد میگرن، بیرون بروید و زیر نور آفتاب قرار بگیرید نیز ناخوشایند است، اما نزدیک شدن به طبیعت می‌تواند کمک‌تان کند، به شرط اینکه یک باغچه‌ی کوچک داشته باشید. زنجبیل، نعنا فلفلی و فلفل کاین، مسکن‌های طبیعی هستند که شهرت خوبی در این کار دارند و می‌توانند سر درد و تهوع ناشی از آن را برطرف کنند. مصرف این گیاهان، سریع‌ترین روش درمانی است. با ترکیب فلفل کاین، زنجبیل تازه و نعنا فلفلی و دم کردن آنها به مدت ۱۵ دقیقه، یک معجون عالی برای تسکین سر دردتان درست کنید. اگر چای داغ دوست ندارید می‌توانید با ترکیب لیموترش و اسطوخودوس، مرهم موضعی التیام بخش درست کنید.

در تاریکی قرار بگیرید

وقتی سر درد معمولی هم دارید، نور می‌تواند آن را تشدید کند چه برسد به درد میگرن. پس در تاریک کردن محیط خود تردید نکنید. میگرن معمولا با تحریک‌های حسی بوجود می‌آید و نور، یکی از این محرک‌هاست. برای تسکین فوری سر درد، تا جایی که می‌توانید محیط خود را تاریک کنید. بستن چشمها یا انداختن پرده‌ها ساده‌ترین کاری است که می‌توانید انجام دهید. اگر باز هم نور اذیت‌تان می‌کند عینک آفتابی بزنید، حتی اگر در فضای داخل هستید.

کمی کافئین بنوشید

هرچند کافئین خودش می‌تواند علت سر درد باشد، اما مقدار کمی از نوشیدنی‌هایی مانند قهوه یا نوشابه گازدار می‌تواند سر دردها شدید میگرنی را تسکین بدهد. کافئین خاصیت تسکین دهندگی دارد به شرط اینکه مقدار کمی از آن مصرف کنید. اگر به محض اینکه احساس کردید درد میگرن‌تان در حال شروع شدن است قهوه بنوشید مانع پیشرفت دردتان می‌شود، و ضمنا کافئین می‌تواند تاثیر استامینوفن، آسپرین و یا سایر مسکن‌ها را بهبود بدهد. اما اگر زیاد کافئین مصرف کنید، دردتان بیشتر خواهد شد. برای انتخاب راهکار مناسب جهت تسکین سر درد میگرنی‌تان باید اول عامل بروز آن را پیدا کنید. با اجتناب از یک سری از غذاها، عناصر و فعالیت‌ها می‌توانید از میگرن در امان بمانید و این دردهای وحشتناک را تحمل نکنید.


خبرگزاری آريا – کمال‌گرايي؛ هميشه «۲۰» گرفتن هم خوب نيست!


کمال‌گرايي؛ هميشه «20» گرفتن هم خوب نيست!

خبرگزاري آريا –
کمال‌گرايي
کمال گراها برخلاف چيزي که اول به نظر مي رسد، الزاما آدم هاي موفقي نيستند
کمال گرايي عنوان غلط اندازي دارد. بيشتر وقت ها وقتي به کسي مي گويي بايد کمال گرايي ات را کنار بگذاري، مي گويد مگر کمال گرايي چيز بدي است. شايد دليلش اين است که در زبان ما کمال واژه کاملا مثبتي است اما وقتي روان شناسان درباره کمال گرايي حرف مي زنند، منظورشان کمال اخلاقي و عرفاني نيست. منظورشان آدم هايي است که فقط به بهترين راضي مي شوند. رتبه تک رقمي کنکور را مي خواهند، نمره ۲۰ را مي خواهند.
بهترين سمت کاري را مي خواهند، بالاترين درآمد ممکن را مي خواهند و بدبختي اين جاست که از ديگران هم توقع دارند بهترين باشند. حتما شما هم ياد مامان ها و معلم هاي سختگير دوران مدرسه افتاديد. ذهنتان دارد درست جايي مي رود. اگر شما هم والدين يا معلم هاي سختگيري داشته ايد، احتمالا اين نوشته چيزي از درون شما را براي شما فاش مي کند. در اين مطلب مي خواهيم عمليات شناسايي کمال گراي درون را انجام دهيم.
کمال گرايي چه شکلي است؟
سه سال است پشت کنکور مانده، نه به خاطر اين که دختر باهوشي نيست يا درس نمي خواند؛ نه، هم درس مي خواند و هم باهوش است. معدل هاي دبيرستانش هم تحسين برانگيزند، مشکل اين جاست که او فقط پزشکي تهران را مي خواهد. در سه سال گذشته رتبه اش به پزشکي شهرهاي بزرگ غير از تهران مي رسيده اما او به گمان خودش نمي خواهد درجه دو باشد. اگر جواني اش هم برود برايش مهم نيست، مهم اين است که وقتي پزشکي تهران قبول شود، حس مي کند به بهترين رسيده است.
شما هم حتما دور و برتان آدم هاي اين شکلي ديده ايد، شايد خودتان هم از اين دسته باشيد. کمال گراها معيارهاي سختگيرانه اي براي موفقيت دارند. براي آنها نمره ۱۹ يک شکست تمام عيار است. متاسفانه گفتمان کتاب ها و سخنراني هاي موفقيت‌طور هم کمال گرايي را تاييد و ترغيب مي کنند. وقتي جامعه رقابت محور باشد، کمال گراها اصلا فکر نمي کنند که مشکلي دارند. اگر مي خواهيد بدانيد شما هم کمال گرا هستيد يا نه پرسشنامه پايان مطلب را روي خودتان اجرا کنيد.
کمال گرايي، انواع و اقسام
کمال گراها برخلاف چيزي که اول به نظر مي رسد، الزاما آدم هاي موفقي نيستند. کمال گرايي به سه شکل خودش را نشان مي دهد:
۱٫ تنبلم چون کمال گرايم
بله، درست خوانديد. خيلي وقت ها ما هيچ کاري انجام نمي دهيم، چون فکر مي کنيم نمي شود بهترين بود يا نمي توانيم بهترين باشيم. بي عملي يکي از شکل هاي کمال گرايي است. ممکن است يک کمال گرا سال هاي سال زندگي مرده و بي فعاليتي داشته باشد. کمال گرا مي تواند نويسنده اي باشد که چيزي نمي نويسد، چون نمي شود بهترين چيزش را بنويسد يا فارغ التحصيلي باشد که دنبال کار نمي گردد، چون حس مي کند همه مهارت هاي لازم در محيط کار را بلد نيست.
۲٫ موفق ناراضي ام چون کمال گرايم
شکل خوشايندتر کمال گرايي آدم هاي موفق يا بهتر است بگوييم زيادي موفق هستند؛ آدم هايي که چندين کار را با هم انجام مي دهند و مي خواهند به بهترين شکل ممکن آن ها را انجام دهند. اين دسته از کمال گراها رسما به کار معتادند. آن ها يک سازمان را آباد و خودشان را نابود مي کنند. اگر غير از کار مسئوليتي داشته باشند مثلا مادر باشند، سعي مي کنند آن مسئوليت را به بهترين نحو انجام دهند. کمال گراهاي اين دسته اصلا نمي توانند کار را به ديگران بسپارند، چون حدس مي زنند در اين صورت کار به بهترين نحو انجام نمي شود. تفريح در قاموس اين کمال گراها جايي ندارد. تفريح يک کار بي فايده به حساب مي آيد که با قانون اساسي کمال گراها يعني «هميشه بايد کار مفيد انجام داد» در تضاد است. مهم ترين نکته اين است که با وجود اين همه موفقيت و مسئوليت پذيري اين دسته از کمال گراها همچنان از خودشان ناراضي هستند و فکر مي کنند بهتر هم مي شود کار کرد.
۳٫ وسواسي ام چون کمال گرايم
دسته سوم کمال گراها کار را انجام مي دهند اما با خون جگر. براي آن ها ددلاين يا زمان تحويل پروژه معنايي ندارد. آنها کار را آن قدر لفت مي دهند تا حس کنند که بهترين شده است. آن ها آن قدر به جزييات بها مي دهند که اصل و هدف کار را فراموش مي کنند.
کمال گرايي براي خودم، عيب جويي از ديگران
تا اين جا فرض کرديم که کمال گراها فقط به خودشان گير مي دهند اما در واقعيت اين طور نيست. آن ها عيب جويان بالفطره اند. رفتار هيچ کس آن ها را راضي نمي کند. آن ها هم در مورد خودشان و هم درباره ديگران نداشته ها را مي بينند. در يک مهماني خوب کافي است که مزه نعناي سالاد شيرازي به طبعشان خوش نيايد. از نظر آن ها مهماني افتضاح بوده است. رعايت نکته به نکته آداب معاشرت برايشان مهم است و اگر ديگران رعايتشان نکنند، مي خواهند دارشان بزنند. در نقش رييس آن ها هميشه حس نارضايتي به کارمندانشان مي دهند و در نقش پدر يا مادر هيچ وقت از عملکرد بچه هايشان راضي نيستند. نکته مهم اين جاست که بهترين آن قدر کلمه دست نيافتني و مبهمي است که اگر کسي از نظر خودش خوب عمل کرده باشد، ممکن است از نظر کمال گرا افتضاح عمل کرده باشد.
کمال گرايي از کجا مي آيد؟
شايد پيچيده ترين سوال درباره کمال گرايي، ريشه هايش باشد. اگر در کودکي همه نيازهاي رواني مان به اندازه کافي برآورده شده باشد، احتمالا کمال گرا نخواهيم شد اما اگر اين موارد را تجربه کنيم، احتمال دارد کمال گرا شويم.
۱٫ پدر و مادر بيش از حد موفق و توي چشم
همين که پدر يا مادر ما بيش از حد موفق باشند، حتي اگر به ما گير ندهند، ما در کودکي احساس مي کنيم که فاصله زيادي بين آنچه هستيم و آنچه پدر و مادرمان هستند، وجود دارد و ممکن است بخواهيم اين فاصله را با بهترين خواهي يا کمال گرايي پر کنيم.
۲٫ پدر و مادر کمال گرا
وقتي پدر و مادر خودشان کمال گرا باشند به احتمال زياد درباره بچه هايشان هم کمال گرا هستند؛ يعني فقط وقتي راضي مي شوند که ظاهرا عملکرد بچه ها بهترين باشد. يعني فقط وقتي نمره بيست و بدتر از آن رتبه اول را براي پدر و مادر بياورند. کمال گرايي والدين باعث مي شود که آن ها مشروط محبت کنند؛ يعني اين حس را به بچه بدهند که وقتي دوست داشتني است که موفق باشد. پدر و مادر کمال گرا با نيت خير بچه ها را به فنا مي دهند.
۳٫ مدرسه کمال گرا
در معدود جاهايي که پدر و مادرها خوب عمل کرده اند، مدرسه ها نقش کمال گرا را بازي مي کنند. خوشبختانه الان در دوره ابتدايي نمره اي وجود ندارد اما بچه هاي دهه هاي ۶۰ و ۷۰ در مدرسه هاي نمره محور و بنابراين کمال گرا بزرگ شده اند. مدرسه هايي که فقط وقتي به تو توجه مي کردند که بيست مي گرفتي. مدرسه هايي که دو توهم به بيست گرفته ها مي دادند. اول اين که با ناديده گرفتن هوش هاي غيرمدرسه اي مثل هوش موسيقايي يا نقاشي فقط به بچه هايي که درسشان خوب بود بهترين مي گفتند. دوم اين که با اشل بندي کاذب ميزان يادگيري در نمره هاي صفر تا بيست به ما اين توهم را مي دادند که بهتريني وجود دارد و آن نمره ۲۰ است.
۴٫ هوش
بله. درست خوانديد. بعضي وقت ها باهوش بودن ما عليه ما عمل مي کند. مخصوصا هوش هايي که در فرهنگ ما بيشتر مورد توجه هستند، يعني هوش کلامي و هوش منطقي رياضي. همين که به بچه اي که زودتر خواندن و نوشتن ياد مي گيرد يا زودتر تا ۱۰۰ مي شمارد يا زودتر مي فهمد که باران چگونه شکل مي گيرد، توجه بيشتري شود و او را در مقايسه با ديگران در جايگاه بالاتري بنشانند، او حس مي کند حالا که در اين رقابت ها برده و بهترين شده تا آخر عمرش بايد اين بازي را ادامه دهد. اگر سري به مدرسه هاي تيزهوشان بزنيد اين ريشه کمال گرايي را با کيفيت اچ دي مشاهده مي کنيد.
۵٫ نقص و شرم در کودکي
پيچيده ترين ريشه کمال گرايي اين است که هيچ کدام از موارد بالا را تجربه نکرده باشيم اما به هر دليلي در کودکي بيش از حد از خودمان خجالت کشيده باشيم؛ مثلا حس کرده باشيم به اندازه کافي زيبا يا باهوش نيستيم يا به خاطر فقر و محروميت در خانواده طعم بعضي از امکانات را نچشيده باشيم و حالا در بزرگسالي بخواهيم با بهترين شدن همه آن نقص ها را جبران کنيم يا همه آن شرم ها را فراموش کنيم. کمال گرايي اما هرگز داروي خوبي براي فراموشي نيست.
عوامل مۆثر بر کمال گرايي
بي عملي يکي از شکل هاي کمال گرايي است
اين پرسشنامه به شما مي گويد کمال گرا هستيد يا نه؛ و اگر هستيد چقدر؟
پرسشنامه معيارهاي سختگيرانه
راهنما: هر کدام از ۱۰ جمله زير را بخوانيد و ببينيد چقدر در مورد شما درست است؟ (منبع پرسشنامه: کتاب «زندگي خود را دوباره بيافرينيد» جفري يانگ)
۱٫ هميشه بايد رتبه اول باشم. بايد در بيشتر کارها بهترين باشم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۲٫ کمتر کاري مورد رضايت و قبول من قرار مي گيرد.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۳٫ هر کاري را بايد طبق نظم خاص خودم و در حد عالي انجام دهم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۴٫ بايد از وقت هايم بهترين استفاده را ببرم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۵٫ چنان مشغول کار هستم که فرصتي براي استراحت و آرامش ندارم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۶٫ به دليل اين که تمام فکر و ذهنم سخت به کار مشغول است از روابطم با ديگران غافل شده ام.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۷٫ به دليل اين که به شدت تحت فشار زمان و استرس هستم، سلامتي من به خطر افتاده است.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۸٫ اگر اشتباه کنم، لايق بدترين انتقادها هستم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۹٫ سخت رقابت گرا و اهل چشم و هم چشمي هستم.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
۱۰٫ ثروت و منزلت اجتماعي براي من بي نهايت مهم است.
کاملا غلط (۱) تقريبا غلط (۲) بيشتر درست است تا غلط (۳)
اندکي درست (۴) تقريبا درست (۵) کاملا درست (۶)
نتيجه پرسشنامه
نمره هايي را که گرفته ايد، با هم جمع بزنيد و ببينيد در کدام دسته هستيد؟
۱۰- ۱۹ شما اصلا کمال گرا نيستيد. خوش باشيد.
۲۰- ۲۹ ممکن است رگه هاي کوچکي از کمال گرايي در شما باشد اما چندان مهم نيست.
۳۰- ۳۹ کمال گرايي مي تواند مشکلاتي براي زندگي شما به وجود بياورد.
۴۰- ۴۹ شما کمال گرايي زيادي داريد.
۵۰- ۶۰ شما کمال گرايي خيلي شديدي داريد و حتما براي رفع اين شدت از کمال گرايي به يک روان درمانگر احتياج داريد.
منبع: هفته نامه همشهري جوان


خبرگزاری آريا – زلزله با سلامت روان ما چه مي‌کند؟


زلزله با سلامت روان ما چه مي‌کند؟

خبرگزاري آريا –
تعريف سلامت روان
عقل سالم حکم مي‌کند که هميشه براي هر حادثه‌اي آماده‌ باشيم
عقل سالم حکم مي‌کند که هميشه براي هر حادثه‌اي آماده‌ باشيم. حداقل فايده اين کار آن است که ذهن‌مان از لحاظ رواني براي حوادث غيرمترقبه و اتفاقات بعد از آن آماده مي‌شود. سراغ دکتر ابراهيمي مقدم، روان‌شناس، رفته‌ايم تا از او در اين خصوص بپرسيم.
آقاي دکتر! آيا اين احساس ترسي که خيلي‌ها درباره زلزله احتمالي دارند، طبيعي است؟
ببينيد؛ ما غالبا در برابر عواطف‌مان احساس درماندگي مي‌کنيم. شايد در عين حال که مي‌دانيم در امان هستيم احساس ترس هم بکنيم و در مواجهه با تهديدهاي جزيي وحشت‌زده شويم. شايد اين را دريافته باشيد که هنگام مخالفت‌هاي جزيي و بي‌اهميت با کساني که دوست‌شان داريم، شديدا عصباني مي‌شويم.
اندک انتقادي که از سوي يک فرد ناشناس متوجه ما مي‌شود، گاهي باعث تضعيف روحيه ما مي‌شود. ممکن است به دليل گير کردن در راه‌بندان از کوره در برويم و از اينکه در کارهاي روزمره درنگي وجود داشته باشد، ناشکيبا و عصباني شويم. حالا در نظر بگيريد که خداي نکرده فرد در اثر زلزله دچار دشواري‌هاي رواني، اقتصادي و غيره شده باشد. طبيعي است که بر بهداشت روان‌اش اثر بگذارد. احساسات ما غالبا حتي از نظر خودمان نيز غيرمنطقي هستند. بنا به عقيده نظريه‌پردازان انسان‌گرا، افراد برخوردار از کارکرد آرماني، مهار زندگي خود را به صورت هوشيار در دست دارند.
يعني ما مي‌توانيم احساسات‌مان را مهار کنيم؟
خيلي‌ها معتقدند که رويدادهاي خاصي مثل زلزله، توفان، از دست دادن يک عزيز و حتي قبول نشدن در دانشگاه، به طور خودکار باعث ايجاد واکنش‌هاي عاطفي در ما مي‌شوند، درست مثل آنکه دکمه دستگاهي را فشار داده باشيم. حتي برخي روان‌شناس‌ها اين باور را دارند که ويژگي اصلي عواطف و هيجان‌ها آن است که اين امور را تحت عنوان انفعال يا تحريک عاطفي تجربه مي‌کنيم، نه کنش‌ها و اعمال، يعني به عنوان چيزهايي که بر ما حادث مي‌شوند، نه کارهايي که انجام مي‌دهيم ولي واقعيت اين است که مي‌توانيم با استفاده از روش‌هايي خيلي از اين استرس‌ها را در کنترل خود درآوريم.
پس شما معتقد به مهار واکنش‌هاي عاطفي هستيد؟
اولا واقعيت اين است که به نظر من رويدادهاي ناخوشايند، به‌طور خودکار به پريشاني منجر نمي‌شوند. مهار کلي واکنش‌هاي عاطفي ممکن است موجب کاهش انعطاف‌پذيري شود و معناي زنده بودن را مخدوش کند. حتي انسان‌هاي منفي نيز گاهي اثرات مثبتي دربردارند.
همان‌طور که درد موجب مي‌شود سريعا از خطراتي مانند بخاري داغ اجتناب کنيم، عواطف ناخوشايند نيز مي‌توانند در مورد مسايل و مشکلات هشدار داده و به ما کمک کنند تا تکاليف ضروري را انجام دهيم. احساس اضطراب مبهم به ما يادآوري مي‌کند که آپارتمان خود را ضد زلزله و براساس اصول مهندسي بسازيم.
خشم جلوي بي‌عدالتي را بگيريم. احساس گناه‌ ما را از بدرفتاري با ديگران بازمي‌دارد و ترس به ما کمک مي‌کند تا خودمان را از پس‌لرزه‌ها محافظت کنيم. حتي زماني که کاهش عواطف و هيجان‌هاي منفي کاري لازم و مناسب است، تمام روش‌ها مفيد نيستند. مثلا شايد موادمخدر و ساير داروها به طور موقتي از پريشاني کم کنند ولي اين مواد مشکل اصلي را برطرف نکرده و غالبا موجب مشکلات بيشتري مي‌شوند.
در معرض استرس‌هاي اين چنيني مثل زلزله بودن چه تاثيرات روان‌شناختي‌اي در پي دارد؟
اگر کسي براي مدتي نسبتا طولاني در معرض چنين محرک‌هاي تنشيزايي قرار بگيرد پاسخ‌هايي را نشان مي‌دهد که روي هم به نشانگان انطباق عمومي معروف است. ابتدا هنگامي که فرد ناگهان در معرض زلزله قرار مي‌گيرد، يعني محرک استرس‌زاي شديدي که در برابر آن انطباق نيافته، واکنش هشدار نشان مي‌دهد؛ يعني بدن دستخوش تغييراتي از قبيل افزايش ضربان قلب و آزاد شدن يک سري هورمون‌هايي مي‌شود که اين تغييرات بدن را براي مقابله يا فرار آماده مي‌کند. اگر فرد قادر به فرار يا مقابله با حالت به وجود آمده نبود، وارد مرحله دوم يعني مقاومت مي‌شود.
در اين مرحله ذخيره‌هاي چربي و پروتئين تبديل به قند مي‌شوند تا انرژي و نيروي اضافي براي کنار آمدن فراهم آيد. در طي اين مرحله به نظر مي‌رسد که فرد با فشار رواني درگير شده و به کارکرد بهنجار قبلي خود برگشته است ولي هنگامي که تمام منابع فرد مورد استفاده قرار گرفت، حتي قادر به مقاومت براي استرس‌هاي کوچک‌تر نيز نيست و طوري مي‌شود که فرد به شدت نسبت به گذشته آسيب‌پذيرتر مي‌شود. مقاومت نمي‌تواند براي هميشه ادامه يابد. اگر ترس از زلزله يا حالت‌هاي پس‌لرزه وجود داشته باشد، بالاخره مرحله فرسودگي به وجود مي‌آيد، فرد دچار بيماري‌هايي مي‌شود و اگر در اين حالت بماند شايد حتي وارد مرحله مرگ شود!
پس چنين استرس‌هايي مي‌توانند تاثيرات رواني بدي در پي داشته باشند؟
بله، متاسفانه وجود چنين محرک‌هاي تنش‌زايي در پديدار شدن تقريبا تمام بيماري‌ها نقش دارد؛ چون که بدن در برابر ميکروب‌هايي آسيب‌پذير مي‌شود که در حالت عادي در برابر آنها مقاوم بوده. حتي اين فشارهاي رواني مي‌توانند کارايي دستگاه ايمني را که عموما از ما در برابر بيماري‌ محافظت مي‌کند، کاهش دهد. در بسياري از موارد، بيماري نه در اثر ميکروب آسيب‌زا و نه به دليل فشار رواني، بلکه در نتيجه ترکيب اين دو عامل به وجود مي‌آيد.
فشارخون بالا، حمله قلبي، زخم معده، تنگي نفس و افزايش آمادگي ابتلا به سرطان از جمله مسايل و مشکلات پزشکي هستند که در زلزله‌هاي طبس، رودبار و بم به شدت شيوع يافت. همچنين بعد از زلزله‌هاي قبلي مشکلاتي از لحاظ واکنش‌هاي هيجاني، تفکر، رفتار و روابط بين فردي به وجود آمد. در بررسي که اينجانب بعد از زلزله بم انجام دادم متوجه شدم که حالاتاضطراب، خشم، احساس گناه و افسردگيدر بازماندگان به شدت آزاردهنده بود. علاوه بر اين، سردرگمي، دشواري در تمرکز کردن و افکار بازگشتي درباره زلزله نيز جزو تجربه‌هاي رايج بازماندگان بود. نشانه‌هاي رفتاري هم به صورت رعشه، قدم زدن و وضعيت اندامي خشک و بي‌دقت نيز به شدت به چشم مي‌خورد. تعارض‌هاي شخصي و تحريک‌پذيري افزايش چشم‌گيري پيدا کرده بود و شايد ناگفته آشکار باشد که برخي از مشکلات رواني در بين بازماندگان آشکار شد و يا کساني که مشکلاتي داشتند، حال‌شان بدتر شد.
نجات‌يافتگان اغلب با خاطرات و غم و اندوه خود زندگي مي‌کنند و تعداد زيادي از افراد به کابوس، بازگشت به گذشته و بي‌قراري دچار مي‌شوند که خود نشانگر اختلال رواني است.
داشتن چه ويژگي‌هايي و داشتن چه چيزهايي باعث مي‌شود که اين حالات رواني کمتر رخ بدهد؟
يکي از دلايلي که افراد به شدت دچار مشکلات رواني در اثر زلزله مي‌شوند، آن است که حس مي‌کنند هيچ گونه مهاري بر اين رويداد طبيعي ندارند. اگر افراد آموزش‌هايي ديده باشند که مثلا بدانند هنگام زلزله به کجا پناه ببرند و چه اقداماتي انجام دهند، حس ‌خواهند کرد که مي‌توانند تا حدودي بر موقعيت مسلط شوند لذا کمتر آسيب مي‌بينند. از طرف ديگر اگر مي‌شد وقوع زلزله را پيش‌بيني کرد، حتي اگر کار خاصي هم نمي‌توانستيم انجام بدهيم، احتمالا کمتر دچار حالات ناخوشايند رواني حاصل از زلزله مي‌شديم.
پيش‌بيني‌پذيري مي‌تواند به مهار چنين استرس‌هايي کمک کند و يا صرفا با گفتن اينکه چه زماني نبايد نگران آن محرک باشيم، ما را ياري دهد. ژاپني‌ها که به طور شديد در معرض زلزله قرار دارند علايم اضطرابي کمتري، از خودشان نشان مي‌دهند! شايد يکي‌اش به اين دليل باشد که در واحدهاي مسکوني زندگي مي‌کنند که در مقابل زمين‌لرزه‌ها مقاوم‌سازي شده‌اند و همين‌طور آموزش‌هاي ويژه را از کودکي مي‌بينند، يعني احساس مهار دارند و دوم اينکه تا حدي با بررسي نشانه‌ها و علايم وقوع برخي زلزله‌ها را پيش‌بيني مي‌کنند. از طرف ديگر، انسان موجودي اجتماعي است و به نظر مي‌رسد حمايت اجتماعي نيز، در برابر آثار استرس زلزله مثل سپر عمل مي‌کند.
رابطه سلامت روان و کيفيت زندگي
احساس اضطراب مبهم به ما يادآوري مي‌کند که آپارتمان خود را ضد زلزله بسازيم
منظورتان از حمايت اجتماعي دقيقا چيست؟
حداقل در ۵ زمينه مي‌توان حمايت اجتماعي را به کار برد:
• رابطه عاطفي: گوش دادن به مشکلات مردم، هم‌دردي کردن، گريه کردن، درک کردن و اطمينان خاطر دادن به‌آنها
• کمک ابزاري: حمايت مالي که رفتار انطباقي را تسهيل مي‌کند. براي مثال دولت مي‌تواند پس از زلزله وام‌هاي بدون بهره به بازماندگان بدهد تا خانه‌هاي خود را بازسازي کنند. سازمان‌هاي کمک‌رساني مي‌توانند غذا، چادر، پوشاک، دارو و پناهگاه موقت براي مردم فراهم کنند.
• اطلاعات: راهنمايي و هدايت مردم به منظور افزايش توانايي آنها براي مقابله با بحران.
• ارزيابي: بازخورد ديگران در مورد رفتار فرد. اين نوع حمايت به مردم کمک مي‌کند تا بتوانند رويدادهاي زندگي خود را تفسير يا درک کنند.
• تعامل اجتماعي: محاوره، تفريح، خريد کردن، بيرون رفتن با ديگران و به طور کلي اجتماعي شدن فوايد خاصي دارد حتي زماني که براي مشکلات راه‌حل نباشد.
يعني به نظر شما حمايت‌هاي اجتماعي به مردم کمک مي‌کند تا بتوانند با استرسي مثل زلزله، بهتر مقابله کنند؟
بله، تحقيقات نشان مي‌دهد که حمايت اجتماعي اهميت به‌سزايي دارد. برعکس، افرادي که مهارت‌هاي اجتماعي ندارند و آنهايي که با ديگران رابطه برقرار نمي‌کنند، وقتي با چنين استر‌س‌هايي مواجه مي‌شوند بيشتر در معرض خطر ابتلا به بيماري‌هاي عفوني نظير سرماخوردگي قرار مي‌گيرند. حمايت اجتماعي مخصوصا به کودکاني که بازمانده زلزله هستند خيلي کمک مي‌کند. پژوهش‌هاي انجام شده بعد از زلزله‌هاي قبلي نشان داد که افرادي که از حمايت اجتماعي برخوردار بودند به احتمال کمتري به فشارخون يا اعتياد دچار شدند.
اگر کسي تجربه زلزله را داشته باشد، استرس او کمتر مي‌شود يا بيشتر؟
واقعيت اين است که تجربه‌هاي قبلي ما در رابطه با محرک‌هاي تنش‌زا مي‌‌تواند آن محرک‌ها را بهتر يا بدتر کند. با محرک‌هاي تنش‌زا مثل زلزله معمولا هنگامي بهتر مي‌توان کنار آمد که با آ‌ن آشنا باشيم. مثلا قبلا هم زلزله‌اي را ديده‌ايم ولي توانسته‌ايم با استفاده از اصول علمي جان و مال خود و اطرافيان را نجات دهيم و به نوعي تجربه پيدا کرده‌ايم ولي اگر عناصر معيني از استرس نظير زلزله با تجربه‌هاي شديدا ناخوشايندي مثل از دست دادن يک عزيز همراه بوده است، آن‌گاه وقوع زلزله مي‌تواند پريشان‌کننده‌تر از آن چيزي باشد که در حالت عادي بود.
يعني با توجه به تمام مواردي که گفتيد، در شرايط يکسان افراد واکنش‌هاي يکساني به زلزله نشان مي‌دهند؟
نه! هيچ‌کس به زلزله پاسخي که ديگري به آن داده است را نمي‌‌دهد. برخي افراد در برابر عوارض چنين محرک‌هاي تنش‌زا بسيار آسيب‌پذيرترند. برخي ديگر بسيار مقاوم هستند و به نظر مي رسد که مي‌توانند حداقل تا حدي اثرات زلزله را کم کنند. برخي از عوامل شخصي که بر آسيب‌پذيري نسبت به زلزله تاثير مي‌گذارند عبارت‌اند از: مهارت‌ها، عوامل ارثي و تيپ شخصيتي.
ممکن است در مورد هر يک از اين عوامل مختصرا توضيح دهيد؟
در مورد مهارت‌ها بايد به اختصار بگويم که يک عامل موثر براي مقاومت در برابر اثرات رواني زلزله عبارت است از مجموعه توانايي‌هايي که فرد در اين موقعيت از خود نشان مي‌دهد. مثلا اينکه کجا سنگر بگيرد و چگونه از خود محافظت کند.
در مورد عوامل ارثي به اختصار مي‌توان اين را گفت که آدميان با گرايش‌هاي متفاوتي از لحاظ واکنش به فشار رواني به دنيا مي‌آيند. اين اعتقاد در بين اکثر روان‌شناسان وجود دارد که عده‌اي از انسان‌ها واکنش‌هاي فيزيولوژيک شديدتري از خود نشان مي‌دهند تا سايرين. واکنش‌دهندگان شديد ممکن است حتي در کنار آمدن با محرک‌هاي تنش‌زاي جزيي مشکل داشته باشند.
آيا تيپ شخصيتي خاصي هم داريم که بيشتر تاثير منفي بگيرد؟
بله. افراد تيپ شخصيتي A که افرادي ناشکيبا، بسيار رقابت‌جو و به‌طور وسواس‌گونه‌اي وقت‌شناس هستند و در اثر ناکامي پرخاشجو مي‌شوند، بيشتر تاثير منفي مي‌گيرند. اين افراد خود را به دليل زلزله که از اختيارشان خارج است، سرزنش مي‌کنند! دلايل متعددي براي اين حالت ذکر شده ولي بد نيست به اين هم اشاره کنيم که ممکن است افراد تيپ A به دليل ناتواني در ايجاد شبکه‌‌اي از دوستان و اعضاي خانواده که بتوانند حمايت اجتماعي را در هنگام نياز فراهم آورند، خود را‌ آسيب‌پذيرتر ‌سازند.
چه کساني در برابر چنين فشارهاي رواني مقاوم‌ترند؟
چنين افرادي که اصطلاحا افراد سرسخت ناميده مي‌شوند، خصوصيات زير را دارند:
• آنها با جنبه‌هاي منفي خود و زندگي‌شان کمتر مبارزه مي‌کنند. از عزت‌نفس بالايي برخوردارند و بيشتر بر رويدادهاي مثبت تاکيد مي‌کنند تا رويکردهاي منفي.
• اهميت مشکلات را ناديده نمي‌گيرند و در عوض، فعالانه با مسايل مواجه شده و مي‌کوشند آن را حل کنند.
• معتقدند که شخصا و از طريق اعمال خود به پاداش مي‌رسند، نه آنکه پاداش‌هايشان تحت اختيار خودشان نباشد.
• معتقدند که زندگي‌شان با معناست، يعني يک نظام ارزشي صريح و روشن دارند.
• از لحاظ اجتماعي افراد ماهري هستند و از شبکه‌هاي نيرومند خانوادگي و دوستانه برخوردارند، به طوري که مي‌توانند در زمان گرفتاري به آنها مراجعه کنند.
• و بالاخره اين که بر زندگي خود کنترل بالايي دارند.
منبع:salamat.ir



خبرگزاری آريا – کمبود منيزيم، احتمال ابتلا به کدام بيماري‌ها را افزايش مي‌دهد؟


کمبود منيزيم، احتمال ابتلا به کدام بيماري‌ها را افزايش مي‌دهد؟

خبرگزاري آريا –
کمبود منيزيم, مواد غذايي منيزيم دار
منيزيم منجر به بهبود حساسيت به انسولين مي‌شود
کمبود منيزيم، خطر ابتلا به بيماري‌هاي مزمن مانند بيماري‌هاي قلبي، سکته مغزي، ديابت نوع دو و پوکي استخوان را تشديد مي‌کند.
با دريافت ميزان کافي منيزيم در روز مي‌توانيد خطر ابتلا به بسياري از بيماري‌هاي مزمن را از خود دور کنيد.
کمبود ماده معدني منيزيم با علائمي نظير ضعف عضلاني، اسپاسم عضلاني، گرفتگي عضلات، سوزن سوزن شدن، بي‌حسي، خستگي، تهوع، افسردگي، اضطراب، تحريک پذيري، آکنه پوست و اگزما خود را نشان مي‌دهد.
بيماري قلبي: اين نکته ثابت شده که خطر ابتلا به حمله قلبي در کساني که سطوح منيزيم پاييني دارند، ۸ برابر بيشتر از سايرين است. خطر ابتلا به آترواسکلروز و آريتمي قلبي نيز با مصرف ناکافي منيزيم افزياش مي‌يابد. با اين حال، افزايش مصرف منيزيم به طور قابل توجهي کاهش خطر ابتلا به بيماري قلبي را در پي دارد. حتي افزايش ۵۰ ميلي گرمي مصرف منيزيم در روز کلسيفيکاسيون شرياني را به ميزان قابل توجهي کاهش مي دهد. منيزيم به حفظ ريتم عادي قلب کمک مي‌کند.
سکته مغزي: طبق يک مطالعه در زناني با حداقل ميزان منيزيم پلاسماتيک، خطر سکته مغزي بيش از ۵۰ درصد افزايش يافته است؛ برخي مطالعات نشان مي‌دهند ارتباط معکوسي بين منيزيم پلاسماتيک و عوامل خطر سکته مغزي مانند فشارخون بالا و ديابت وجود دارد؛ طبق گفته محققان اين مطالعه، زنان با سطح منيزيم پايين‌‌تر در معرض خطر ابتلا به سکته مغزي حاد هستند.
کمبود منيزيم, مواد غذايي منيزيم دار
خطر ابتلا به حمله قلبي در کساني که سطوح منيزيم پاييني دارند بيشتر از سايرين است
ديابت نوع ۲: سطوح پايين منيزيم با رتينوپاتي ديابتي و کوري ارتباط دارد. اين نکته ثابت شده است که مصرف کافي منيزيم، حتي براي کساني که ديابت ندارند، تاثير پيشگيرانه در برابر ابتلا به اين بيماري دارد. منيزيم کافي، منجر به بهبود حساسيت به انسولين مي‌شود، فشار خون را در محدوده سالم نگه مي‌دارد و متابوليسم را بالا مي‌برد.
سردردهاي ميگرني: طي تحقيقي که در سال ۲۰۱۲ انجام شد، محققان دريافتند که بين کمبود منيزيم و ميگرن، ارتباط نزديکي وجود دارد و ميزان منيزيم در بدن آن دسته از افرادي که به طور مرتب دچار ميگرن مي‌‌شوند، در مقايسه با افرادي که اصلا دچار سردرد يا ميگرن نمي ‌شوند، کمتر است. از آن زمان تا کنون، پزشکان توصيه کرده ‌اند تا در صورت بروز علائم ميگرن، حتما منيزيم را با مولتي ‌ويتامين مصرف کنيد.
پوکي استخوان: سطوح کم منيزيم يک عامل خطرآفرين براي ابتلا به پوکي استخوان است. در کنار مصرف مکمل‌هاي خوراکي منيزيم، شما مي‌توانيد از روغن منيزيم يا حمام نمک‌فرنگي اصل نيز براي تامين منيزيم مورد نياز بدن خود استفاده کنيد، زيرا اين ماده معدني به راحتي از طريق پوست جذب مي‌شود. حتي اگر فکر مي‌کنيد که با مصرف مغزهاي خوراکي، ماهي، گوشت قرمز، سبزيجات برگدار تيره، حبوبات، غلات کامل، و ميوه‌ها به ميزان کافي منيزيم دريافت مي‌کنيد، براي بهبود سطوح آن مي‌توانيد از مکمل نيز استفاده کنيد.
منبع:hamshahrionline.ir



خبرگزاری آريا – ضرورت ختنه پسران


ضرورت ختنه پسران

خبرگزاري آريا –
ضرورت ختنه پسران،فوايد ختنه ختنه عملي است که در آن پوست اضافه سر آلت تناسلي برداشته مي‌شود
يكي از دغدغه‌هايي كه در نخستين هفته‌هاي تولد نوزاد پسر، خانواده‌ را به خود درگير مي‌كند ختنه كردن است. سوال‌هاي بسياري ذهن اين خانواده‌ها را به خود مشغول مي‌كند. خوشبختانه در کشور اسلامي ما ختنه براي تمامي پسران انجام مي‌شود با اين وجود بسياري از خانواده‌ها درست در بزنگاهي كه بايد نوزادشان را براي ختنه آماده كنند با چرايي‌هاي مختلفي روبه‌رو مي‌شوند ، چه زماني براي ختنه پسرم اقدام كنم؟ كدام پزشك تبحر بيشتري دارد؟
چقدر احتمال بروز خطا در ختنه توسط پزشك وجود دارد؟ مبادا پسرم آسيب ببيند؟ اين پرسش‌ها در كنار ترسي كه در برخي از خانواده‌ها به دليل ناآگاهي از ضرورت ختنه‌كردن وجود دارد، موجب مي‌شود ختنه در زماني كه بايد و شايد اتفاق نيفتد و والدين در سنين بالاتر براي ختنه فرزندشان اقدام كنند.
اين در حالي است كه تاخير در ختنه فرزندان پسر يا ختنه نكردن آنها مي‌تواند عوارض و اختلال‌هايي را براي‌شان به دنبال داشته باشد. در همين رابطه دکتر علي‌اصغر حليمي، متخصص کودکان و استاد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي توضيح مي‌دهد تا نگراني‌هاي والدين برطرف شود و با آگاهي اقدام به اين کار کنند.
از ختنه بيشتر بدانيد
ختنه عملي است که در آن پوست اضافه سر آلت تناسلي برداشته مي‌شود و با وجود آنکه در کشور ما اعتقادات و توصيه‌هاي مذهبي عامل اصلي انجام آن بوده، شده اما امروزه از ختنه به‌عنوان يك جراحي علمي ياد مي‌شود و حتي در بسياري از کشورها با وجود آنکه از نظر مذهبي نيازي به اين کار نيست اما آن را انجام مي‌دهند و مثلا در آمريکا ۸۰ درصد نوزادان پسر ختنه مي‌شوندو در ايران نيز حدود ۹۵ درصد از پسران ختنه مي‌شوند.
ضرورت ختنه پسران
کودکاني که ختنه مي‌شوند احتمال عفونت ادراري در آنها نسبت به کودکاني كه ختنه نمي‌شوند ۱۵ برابر کمتر است. تحقيقات نشان داده كه با انجام ختنه احتمال ابتلا به سرطان آلت تناسلي در سنين بالا به مراتب کمتر مي‌شود. ضمن آنکه اين جراحي ساده و سرپايي احتمال انتقال عفونت‌هايي که بعد از ازدواج ممکن است از طريق رابطه زناشويي ايجاد شود را کاهش مي‌دهد. همچنين احتمال انتقال عفونت ايدز نيز به اين ترتيب کمتر مي‌شودبنابراين باتوجه به اينکه عفونت ادراري در کودکان زير ۶ ماه بيشتر است، توصيه مي‌شود ختنه در سنين پايين انجام شود.
كدام روش را انتخاب كنيم؟
۲ روش براي ختنه وجود دارد؛ يکي روش جراحي و ديگري حلقه‌ که البته هر کدام از اينها عوارض مخصوص خود را دارند. بنابراين افرادي که اين کار را انجام مي‌دهند بايد ميزان مهارت خود را در مورد انجام هرکدام از روش‌ها بدانند و يک روش را انتخاب کنند. در روش جراحي، پزشک ابتدا در پوست جلوي آلت تناسلي شکاف کوچکي ايجاد مي‌کند، بعد پوست را به عقب مي‌کشد و با حفظ ۲ ميلي‌متر پوست اضافي بخيه مي‌شود. در روش حلقه، به کمک يک حلقه پوست مانند بندناف خشک شده و بعد از چند روز مي‌افتد.
عوارض هر روش چيست؟
يکي از عوارضي که در مورد ختنه مي‌توان به آن اشاره کرد خونريزي است که در روش جراحي بيشتر اتفاق مي‌افتد. گاهي ممکن است در زمان ختنه با بي‌احتياطي بخشي از سر آلت نيز بريده شود که اين نيز در روش اول بيشتر ديده مي‌شود. گاهي نيز ممکن است چسبندگي‌هاي بعد از عمل اتفاق بيفتد و کودک را از لحاظ ادرار دچار مشکل کند. در روش حلقه نيز ممکن است پوست به اندازه کافي برداشته نشود يا برعکس به مقدار زياد برداشته شود يا با جابه‌جا شدن حلقه در ادرار کودک فشار ايجاد شود.
بيهوشي يا بي‌حسي!
با اينکه هر ۲ روش جراحي و حلقه با بيهوشي عمومي و بي‌حسي موضعي انجام مي‌شوند ولي بهترين حالت اين است که بيهوشي عمومي اتفاق بيفتد زيرا در اين حالت کودک آرام خوابيده و پزشک به‌راحتي و با تمرکز مي‌تواند کارش را انجام دهد.
در بي‌حسي ممکن است کودک بترسد، گريه کند، حرکت کند، اضطراب داشته باشد و علاوه بر تاثير رواني بد، درنتيجه عمل نيز ممکن است اختلال ايجاد کند. به طور کلي براي کودکان کمتر از ۲ ماه معمولا از بي‌حسي استفاده مي‌شود و براي کودکان بالاي ۶ ماه مي‌توان روش بيهوشي را انتخاب کرد.
ضرورت ختنه پسران،فوايد ختنه روش براي ختنه وجود دارد؛ يکي روش جراحي و ديگري حلقه‌
زمان مناسب براي ختنه
در مورد زمان مناسب براي ختنه کودک اختلاف‌نظرهايي وجود دارد. برخي اورولوژيست‌ها و جراحان عمومي و اطفال معتقدند که اين کار بايد بعد از ۲ سالگي انجام شود اما متخصصان اطفال، هفته‌هاي اول تولد را مناسب مي‌دانند. ميان برخي متخصصان اطفال نيز اين ديدگاه مطرح است كه بهتر است ختنه را بعد از۳۰ روز‌گي کودک انجام داد. اما آنچه اهميت دارد اين است که بهتر است ختنه تا قبل از ۱۸ ماهگي انجام شود زيرا احتمال عفونت ادرار در اين زمان زياد است و در صورتي که ختنه انجام نشود، اين احتمال بالاتر هم مي‌رود.
عارضه‌اي كه قابل درمان است
يکي از عمده خطراتي که در عمل‌هاي غيرحرفه‌اي ختنه به وجود مي‌آيد، بسته‌شدن کامل مجاري ادراري است که معمولا درنتيجه استفاده از بخيه‌هاي بسيار درشت ايجاد مي‌شود. در صورتي که مجاري ادراري پس از عمل جراحي ختنه تنگ‌تر شود، علائم آن معمولا به صورت درد شديد در مثانه بروز پيدا مي‌کند؛ اما در صورت مسدود شدن، عوارض در همان ۲۴ ساعت اول بروز مي‌کند بنابراين تا ۲ هفته بعد از ختنه بايد بررسي شود که تنگي مجرا اتفاق افتاده يا نه.
در صورت ايجاد تنگي، پمادي تجويز مي‌شود و بعد از مدتي پزشک با وسيله‌اي امتحان مي‌کند که مجرا باز شده يا نه. اگر اين درمان موثر نباشد، بايد متخصص اورولوژي کودک را معاينه کرده و اقدام به درمان کند. اما به طور کلي معمولا بعد از يک هفته مشکلي وجود ندارد و بهبود انجام مي‌شود.
کار را به کاردان بسپاريد
خوب است بدانيد که ختنه را بايد فردي انجام دهد که تبحر دارد و اگر توسط يک غيرمتخصص انجام شود عوارض زيادي به دنبال خواهد داشت؛ ازجمله عوارضي که مي‌توان به آن اشاره کرد استفاده بيش از حد داروي بيهوشي است که مي‌تواند باعث ايجاد شوک و تشنج در کودک شود و از آنجا که اين قبيل کارها ممكن است در فضايي دور از امکانات بهداشتي انجام شوند، در صورت دسترسي نداشتن به بيمارستان ممکن است جان کودک به خطر بيفتد.
چه زمان بايد عجله کرد؟
در مورد برخي از کودکان به هيچ عنوان نبايد تعلل کرد و بايد خيلي زود ختنه را انجام داد. کودکاني که به شکل مادرزادي بزرگي کليه دارند يا برگشت ادرار از مثانه به کليه در آنها وجود دارد ازجمله اين افراد هستند زيرااز آنجا که احتمال عفونت در اين کودکان زياد است توصيه مي‌شود هرچه زودتر ختنه انجام دهند.
چه زمان ختنه نبايد انجام شود؟
همانقدر که انجام ختنه در پسربچه‌ها به‌شدت توصيه مي‌شود، برخي اوقات هم ختنه نبايد انجام شود. اگر نوزاد آلت کوچکي داشته باشد يا سوراخ سر آلت نابجا باشد که به اصطلاح به آن هيپوسپادياس مي‌گويند يا اگر نوزاد انحراف آلت تناسلي داشته باشد، نبايد ختنه انجام شود. دقيقا به همين دليل است که توصيه مي‌شود نوزاد بلافاصله ختنه نشود و حداقل يک بار بعد از ادرار و معاينه دقيق توسط پزشک اين عمل انجام شود.
بعد از ختنه بايد بدانيد
آلت تناسلي کودک بعد از ختنه قرمز و متورم مي‌شود و تا ۲۴ ساعت هم ممکن است خونريزي داشته باشد به همين دليل بايد پوشک نوزاد را به محض کثيف شدن تعويض کنيد، ناحيه مورد نظر را هر روز با آب شست‌وشو دهيد و از يک پماد آنتي‌بيوتيک به مدت ۳ تا ۴ روز استفاده کنيد. بايد محل ختنه با گاز تميز پوشيده شود، اما اين گاز نبايد به محل ختنه بچسبد چون مي‌تواند تنگي و عوارض ديگري ايجاد کند. حواس‌تان باشد که تا بهبود کامل نوزاد او را حمام نبرده و از صابون، پودر يا لوسيون برايش استفاده نکنيد. اگر خونريزي يا ترشحات از آلت تناسلي ادامه پيدا کرد، سر آلت تناسلي آبي يا سياه شد و جريان ادرار کاهش پيدا کرد حتما بايد با پزشک خود تماس بگيريد.
منبع: مجله سيب سبز/ برترين ها



خبرگزاری آريا – توصيه هايي براي کاهش مشکلات معده


توصيه هايي براي کاهش مشکلات معده

خبرگزاري آريا –
توصيه هايي براي کاهش مشکلات معده
به افرادي که از سوزش معده رنج مي برند توصيه مي شود از مصرف برخي خوراکيها اجتناب کنند.اما چه خوراکي هايي؟
۱- شکلات:
يکي از خوراکيهايي است که مي تواند باعث تشديد و بدتر شدن وضعيت معده شود. اما برخي از افراد مي توانند همراه با نان يا ميوه مصرف شکلات را تحمل کنند.
۲- شير :
همچنين مي تواند باعث تحريک معده شود اما ممکن است براي افراد ديگر بسيار مفيد باشد.
۳- مواد غذايي چرب و با غلظت بالاي شکر :
اين مواد همچنين مي توانند روند هضم معده را سخت کنند بنابراين معده براي هضم مواد به مدت زمان بيشتري نياز دارد.
۴-پرتقال،مرکبات و گريپ فروت :
اين دسته از خوراکيها به طور طبيعي اسيدي هستند که باعث تشديد ترشح اسيد معده مي شوند.
۵-ادويه،جوشانده هاي گياهي،پياز :
اين خوراکيها باعث (RGO=Gastroesophageal Reflux Disease ) يا رفلاکس معده مي شوند.
۶-نعناع :
برخلاف باورهاي گذشته نه تنها به هضم کمک نمي کند بلکه بدون شک باعث تحريک معده و بدتر شدن و بازگشت مشکلات در معده اسيدي مي شود.
برخلاف برخي خوراکيها که مصرف آنها توصيه نمي شود، بعضي ديگر از خوراکيها مي توانند سوزش معده را کاهش دهند که در ميان آنها مي توان به خوراکيهاي زير اشاره کرد :
۱- غلات فرآوري شده در شير و لوبياي غني از فيبر که ميتوانند به انتقال مواد و هضم آن کمک کنند.
۲-انواع ماکاروني مي توانند اسيد معده را کاهش دهند درست برخلاف سس گوجه فرنگي(کچاپ).
۳-گياه زنجبيل که ضد ورم معده مي باشد و باعث آرامش و کاهش درد معده مي شود.
۴-ميوه ها و سبزيجاتي که پيشنهاد مي شوند عبارتند از : موز،سيب(حتي به شکل کمپوت)،انواع کلم،بروکلي،نخود سبز،هويج و سيب زميني که عمل هضم را آسان و سوزش معده را کاهش مي دهند.
۵-لبنيات ممنوع نمي باشد اما مصرف شير بدليل اينکه بسياري از افراد نسبت به آن حساس مي باشند توصيه نمي شود اما در صورت تمايل، پنير و شير بدون چربي بز يا گوسفند براي اين افراد مفيد مي باشد زيرا عمل هضم را آسان مي کنند.
۶-براي نوشيدني آب بدون گاز براي جلوگيري از رفلاکس معده مناسب مي باشد که اسيد معده را تحريک نکرده و مانع از هضم کند مي شود.
۷-گوشت : استفاده از گوشت بدون چربي و آشپزي بدون روغن



خبرگزاری آريا – خوراکي‌هايي مفيد براي داشتن چشمان سالم


خوراکي‌هايي مفيد براي داشتن چشمان سالم

خبرگزاري آريا –
پيشگيري از آب مرواريد, نزديک‌ بيني
ويتامين آ براي بينايي روزانه و شبانه ضروري است
تغذيه عامل بسيار مهمي است که در تمام ابعاد سلامت نقش دارد. بينايي نيز مانند ساير بخش‌ها به ميزان قابل‌توجهي از تغذيه تاثير مي‌گيرد. امگا۳، ويتامين‌ها، رنگدانه‌ها و ساير آنتي‌اکسيدان‌ها موادي مغذي هستند که براي عملکرد مناسب و سلامت سلول‌هاي بينايي ضروري‌اند. حال بايد ديد مواد‌مغذي چه نقشي در تقويت بينايي دارند و در کدام خوراکي‌ها يافت مي‌شوند؟
جلوگيري از خشکي چشمي با ويتامين آ
شبکيه چشم از سلول‌هايي ويژه به شکل مخروطي و استوانه‌اي تشکيل شده است. اين سلول‌ها نور را در قالب واکنش عصبي منتقل مي‌کنند و مغز تصاوير را از آنها مي‌گيرد. سلول‌هاي مخروطي (مورد استفاده براي ديد در روز) و استوانه‌اي (مورد استفاده براي ديد در شب) براي عملکرد مناسب خود به ويتامين آ نياز دارند.
بنابراين ويتامين آ براي بينايي روزانه و شبانه ضروري است. مهم‌ترين عملکرد اين ويتامين تطابق مناسب چشم با تاريکي و همچنين تر کردن آن براي جلوگيري از خشکي چشمي است.
خشکي چشم‌ها و آب‌مرواريد
کمبود ويتامين آ ممکن است باعث بروز برخي علائم و بيماري‌هايي مانند کاهش تيزبيني و خشکي چشم شود. يکي ديگر از عوارضي که در صورت کمبود ويتامين آ ممکن است ظاهر شود، دژنراسيون ماکولاست که بخش مرکزي شبکيه را تحت تاثير قرار مي‌دهد.
ويتامين آ, خشکي چشم
کمبود ويتامين آ باعث خشکي چشم ميشود
خوراکي‌هاي حاوي ويتامين آ :
براي تامين ويتامين آ مورد نياز بدن و به طور خاص چشم‌ها از تخم‌مرغ (ويتامين آ بيشتر در زرده تخم‌مرغ وجود دارد) شروع کنيد و آن را مرتب بخوريد. جگر گاو يا گوسفند، کره، گوشت، ماهي، هويج، گوجه‌فرنگي، زردآلو، اسفناج، کدوتنبل، کاهو، فلفل و خربزه نيز حاوي مقادير قابل‌توجهي از ويتامين آ هستند.
بتاکاروتن، پيشروي ويتامين آ
بتاکاروتن نقش مهمي در بينايي و تقويت آن دارد، زيرا اين آنتي‌اکسيدان پيشرو و در واقع مکمل ويتامين آ است.
ميوه‌جات و سبزي‌هاي رنگي بخوريد!
کاروتينوئيدها که بتاکاروتن بخشي از آن است، رنگدانه‌هايي زرد يا نارنجي هستند که به ميوه‌ها و سبزيجات رنگ مي‌دهند. بنابراين‌ سعي کنيد تا حد ممکن خوراکي‌هاي رنگي بخوريد. برخي از مهم‌ترين ميوه‌ها و سبزيجات حاوي بتاکاروتن عبارتند از: هويج، زردآلو، سيب‌زميني شيرين، انبه، گوجه‌فرنگي، اسفناج، جعفري، کلم بروکلي و غيره.
جلوگيري از اکسيداسيون عدسي و قرنيه
ويتامين ث، آنتي‌اکسيدان ديگري است که به مبارزه با راديکال‌ها کمک مي‌کند. اين راديکال‌هاي آزاد عامل پير‌شدن سلول‌ها هستند. ويتامين ث از قرنيه و عدسي چشم در برابر اکسيداسيون محافظت و در پيشگيري از بروز آب‌مرواريد نقش دارد. بايد يادآور شد که روي و ويتامين اي نيز آنتي‌اکسيدان‌هاي توانمند و مفيدي براي سلول‌هاي چشمي به شمار مي‌روند.
بيماريهاي چشمي,رژيم درماني
مواد غذايي حاوي ويتامين c
مرکبات سرشار از ويتامين ث
مرکبات به ميزان قابل‌توجهي حاوي ويتامين ث هستند. کيوي نمونه سخاوتمندي از اين مجموعه است. علاوه بر مرکبات، سبزيجات برگ‌دار سبز (جعفري، اسفناج و غيره) و کلم ها نيز ويتامين ث دارند.
پيشگيري از ابتلا به آب مرواريد
ماکولا، بخش مرکزي شبکيه و ديدن جزئيات است. وجود اين بخش براي خواندن، نوشتن، رانندگي، تشخيص چهره‌ها و مواردي از اين دست ضرورت دارد. اين ناحيه سرشار از رنگدانه‌هاي لوتئين و زآگزانتين است که از ماکولا در مقابل اشعه‌هاي نور محافظت ‌و عملکرد راديکال‌هاي آزاد را خنثي مي‌کند. اين دو رنگدانه در پيشگيري از بروز آب‌مرواريد و دژنراسيون ماکولا سهيم هستند.
ميوه‌ها و سبزيجات زرد، نارنجي و سبز
لوتئين و زآگزانتين نيز آنتي‌اکسيدان‌هايي هستند که به خانواده کاروتنوئيدها تعلق دارند. بنابراين مي‌توان دو آنتي‌اکسيدان مذکور را به طور طبيعي و در ميوه‌ها و سبزيجات زرد يا نارنجي (هويج، کدوتنبل، ذرت، فلفل، مرکبات و غيره) و سبز (اسفناج، کلم و…) يافت.
پيشگيري از آب مرواريد, نزديک‌ بيني
ماهي يکي از منابع تامين امگا۳ است.
امگا۳، محافظ شبکيه
امگا۳، اين اسيدهاي چرب چندحلقه‌اي غير‌اشباع که بيشتر به‌واسطه منافع‌شان براي دستگاه قلبي ـ عروقي شناخته مي‌شوند، سازنده‌هاي غشاي سلولي و سلول‌هاي عصبي نيز هستند. از سوي ديگر، غشاهاي سلولي و سلول‌هاي عصبي به وفور در شبکيه وجود دارند. بنابراين امگا۳ در آبرساني مناسب به چشم و پيشگيري از خشک‌شدن آن و همچنين جلوگيري از بروز دژنراسيون ماکولا نقش دارند.
ماهي!
براي تامين امگا۳ بدن، دو تا سه بار در هفته ماهي بخوريد. ماهي‌هاي چرب (مانند ماهي آزاد، شاه ماهي، ساردين‌ و‌ماهي خال‌دار) در اولويت قرار دارند. ضمنا مي‌توانيد از روغن‌هاي گياهي حاوي امگا۳ (کلزا، گردو و کتان) نيز استفاده کنيد.
توجه به چربي‌هاي اشباع و ترانس
چربي‌هاي اشباع که چربي‌هاي بد خوانده مي‌شوند، عکس تاثير امگا۳ را دارند. زياده‌روي در مصرف چربي‌ها براي قلب و عروق مضر است، اما براي بسياري از عروق‌ ريزي که چشم‌ها و به طور خاص شبکيه را مرطوب مي‌کنند، مفيد‌ند. بنابراين مصرف روغن‌هاي سرشار از امگا۶ مانند روغن آفتابگردان، گوشت‌هاي قرمز، چيپس، فرآورده‌هاي صنعتي و خوراکي‌هاي اين چنيني بايد محدود شوند.
 بيماريهاي چشمي, رژيم درماني
نور خورشيد يکي از منابع تامين ويتامين D است .
نزديک‌بيني با کمبود ويتامين د
کمبود ويتامين د از عواملي است که باعث بروز نزديک‌بيني و دژنراسيون ماکولا مي‌شود.
تغذيه و خوراکي‌هاي روزانه نمي‌توانند نياز بدن به ويتامينD را تامين کنند؛ حتي روغن‌هاي ماهي، جگر و زرده تخم‌مرغ نيز حاوي ميزان اندکي ويتامين د هستند. ويتامين د در اصل به‌واسطه تابش اشعه فرابنفش بر پوست توليد مي‌شود. بنابراين براي اجتناب از کمبود ويتامين د، ۱۵ دقيقه از روز را در معرض مستقيم نور خورشيد قرار بگيريد. کودکان‌تان را نيز براي بازي و گردش در زير نور آفتاب از خانه به بيرون ببريد.
منبع:jamejamonline.ir



خبرگزاری آريا – وزن کم کردن سريع واقعا ممکن است ؟


وزن کم کردن سريع واقعا ممکن است ؟

خبرگزاري آريا –
وزن کم کردن سريع,كاهش وزن, سبزي‌هاي كم‌كالري
وزن کم کردن سريع واقعا ممکن است ؟
حتما بارها و بارها شنيده‌‌ايد كه رژيم‌هاي پرطرفدار شايد براي كاهش وزن دائمي مناسب نباشند. برخي از رژيم‌ها ناگهان و يكباره طرفداران بسيار پيدا مي‌كنند وبسيار محبوب مي‌شوند اما واقعا براي همه افراد كارساز نيستند. اين رژيم‌هاي پرطرفدار اغلب براي كاهش وزن در مدت كوتاه محبوب و معروف مي‌شوند.
برخي از متخصصان بر اين باورند، كاهش وزن سريع اصلا جالب نيست و بايد كاهش وزن در مدت طولاني انجام شود اما امروزه تحقيقات نشان داده، اگر به درستي برنامه كاهش وزن و رژيم آن اجرا شود، هيچ‌اشكالي به كاهش وزن نسبتاسريع وارد نيست! راز موفقيت رژيم‌هاي نسبتا سريع، داشتن انگيزه‌اي قوي و هدفي مشخص است.
در مدت‌زماني كوتاه وزن كم كنيد
كاهش وزن يك فرمول رياضي ساده است: شما بايد بيشتر از آنچه مي‌خوريد، كالري بسوزانيد. به‌طور كلي متخصصان توصيه مي‌كنند، اگر افراد روز به روز ۵۰۰ كالري از ميزان مواد‌غذايي مصرفي خود بكاهند و فعاليت‌هاي روزانه خود را افزايش دهند، گام بزرگ و مثبتي در جهت كاهش وزن برداشته‌اند. با دنبال‌كردن اين نكته مهم در مدت يك هفته شما مي‌توانيد حدود يك كيلو وزن كم كنيد.
اگر بخواهيد سريع‌تر وزن كم كنيد بايد كمتر بخوريد و بيشتر ورزش كنيد نهايتا ميزان كالري مصرفي‌تان را تا ۱۲۰۰ كالري برسانيد و چند ساعت ورزش كنيد (مراقب باشيد! كم‌كردن ناگهاني ميزان كالري مصرفي مي‌تواند خطراتي را براي برخي افراد به‌دنبال داشته باشد) با اين برنامه مي‌توانيد هفته اول حدود ۱٫۵ تا ۲٫۵ كيلوگرم وزن كم كنيد. رژيم گيرنده‌هايي كه به‌خوبي برنامه را دنبال مي‌كنند، مي‌توانند هفته‌اي ۲ كيلوگرم بابت رژيم و يك كيلوگرم بابت ورزش‌هاي روزانه وزن كم كنند. فراموش نكنيد كه حذف كردن نمك و نشاسته نيز مي‌تواند به ميزان چشمگيري در اين زمينه موثر باشد. با كاهش سديم و نشاسته مصرفي، ميزان مايعات موجود در بدن كاهش مي‌يابد و از اين طريق وزن بدن كمتر مي‌شود.
هرگونه رژيمي مبني‌بر مصرف كالري كم و زير ۱۰۰۰ كالري در روز خطرناك محسوب مي‌شود و سلامت بدن‌تان را به خطر مي‌اندازد.
سبزي‌هاي كم‌كالري, اضافه‌ وزن
اين توصيه‌ها را جدي بگيريد
متخصصان رژيم‌هاي سريع بر اين باورند كه به ازاي هر نيم‌كيلو، بايد ۷ كالري محاسبه ‌شود، يعني به‌عنوان مثال اگر فردي ۱۰۰ كيلوست بايد روزانه حدود ۱۴۰۰كالري مصرف كند. برخي كارشناسان تا ۱۲۰۰ كالري را نيز پيشنهاد مي‌كنند. نخستين نكته براي كاهش وزن سريع اين است كه ميزان نشاسته (حتي نشاسته موجود در نان‌هاي سبوس‌دار) كنترل شود و مصرف شكر، چربي گوشت و لبنيات به حداقل برسد. براي كاهش وزن سريع، رژيم‌گيرنده‌ها بايد ميوه، سبزي‌هاي تازه، سفيده تخم‌مرغ، سويا و ماهي مصرف كنند. خيلي از كارشناسان تغذيه نيز بر اين باورند كه اگر ميزان پروتئين مصرفي بدن را افزايش دهيد به تسريع كاهش چربي كمك مي‌كنيد. به‌طور كلي دستورالعمل‌هاي گفته شده مي‌تواند كمك بزرگي باشد.
به ميزان كافي سبزي‌هاي كم‌كالري مصرف كنيد تا حس گرسنگي را از شما دور كند.
به ميزان كافي آب بنوشيد تا گرسنگي را با تشنگي اشتباه نگيريد.
از خــوردن هـله‌هــوله و خوراكي‌هاي فاقد ارزش غذايي بپرهيزيد.
سرتان را گرم كنيد تا از روي بي‌حسي سراغ خوردن نرويد.
هميشه وعده‌هاي اصلي غذا و يك ميان‌وعده را حفظ كرده اما حجم غذاي‌تان را كم كنيد.
برخي از متخصصان بر اين باورند كه خوردن دانه‌ رازيانه، زنجبيل، جعفري، نعنا، آناناس و ماست با عسل، يك تا ۳ روز قبل از شروع برنامه رژيم‌ به شما كمك مي‌كند تا حس كنيد شكم‌تان لاغر‌تر شده و چربي اطراف آن آب شده است.
زيرنظر حرفه‌اي‌ها باشيد!
يكي از شيوه‌هاي مناسب براي لاغري و رسيدن به تناسب‌اندام استفاده از تجارب سيستم‌هاي كارآمد در اين حيطه است. ما به شما مجموعه اولتراتون را پيشنهاد مي‌كنيم.
سبزي‌هاي كم‌كالري, اضافه‌ وزن
اين ورزش‌‌ها به شما كمك مي‌كند
اگر الان هم ورزش مي‌كنيد و در عين حال اضافه‌وزن داريد بايد ميزان ورزش‌كردن‌تان را افزايش دهيد. تحقيقي كه رابطه بين ورزش‌كردن و كاهش وزن را بررسي مي‌كرد نشان داد، براي اين‌كه وزن‌تان كم شود بايد حتما روزانه يك ساعت ورزش كنيد.ورزش‌هاي هوازي يكي از بهترين ورزش‌هايي است كه در كنار حفظ سلامت قلب، به كاهش وزن نيز كمك مي‌كند؛ اين نوع نرمش‌ها به ميزان چشمگيري كالري مي‌سوزانند. بهتر است ورزش‌تان را هر روز نسبت به روز قبل بيشتر كنيد. منظور از بيشتر شدن ورزش‌ لزوما تعداد ساعات بيشتر نيست بلكه حركات ورزشي سنگين‌‌تر هم مي‌توانند چربي بيشتري بسوزانند. نرمش‌هاي مقاومتي نيز در كنار ايروبيك و نرمش‌هاي هوازي موثرند.
مراقب باشيد!
اگر رژيمي كارساز به شما پيشنهاد مي‌شود حتما ابتدا مطمئن شويد كه مي‌توانيد آن رژيم را دنبال كنيد و قرار نيست آن را نصف و نيمه رها كنيد. رژيم‌هاي سريع و كارساز هم بايد منطقي باشند. اگر رژيمي ادعا كند كه ميزان كالري مصرفي را به زير ۱۰۰۰ كالري مي‌رساند عوارض جانبي بسياري شما را تهديد خواهد كرد.اين ميزان كالري خطرناك است.يكي ديگر از راه‌هاي رسيدن به تناسب‌اندام استفاده از روش‌هاي تركيبي استاندارد است پيشنهاد ما به شما مشاوره گرفتن از مجموعه نيو.يومد اسپا است.
منبع:salamatnews.com



خبرگزاری آريا – بيماران روماتيسمي از اين ۶ اشتباه رايج دوري کنند


بيماران روماتيسمي از اين 6 اشتباه رايج دوري کنند

خبرگزاري آريا –
روماتيسم,بيماري روماتيسم,روماتوئيد آرتريت
بيماران روماتيسمي از اين ۶ اشتباه رايج دوري کنند
بيماري هاي روماتيسمي بيماري هاي مزمني هستند که در اکثر مواقع بصورت طولاني مدت ادامه پيدا مي نمايند.در صورتي که بيماران آموزش ببينند که چطور با بيماري خود کنار بيايند قطعا مي توانند عوارض ناشي از بيماري خود را تا حد بسيار زيادي کنترل نمايند.در اين مقاله ۶ اشتباه رايجي که برخي بيماران روماتيسمي مرتکب مي شوند مورد بررسي قرار مي گيرد.
اکثر افراد مبتلا به روماتوئيد آرتريت مي توانند زندگي همراه با فعاليت و سرزندگي داشته باشند. اما براي اين منظور لازم است بيماري خود را مديريت کرده و از کمک هاي مورد نياز نيز بهره گيرند. به شما توصيه مي کنيم از اين ۶ اشتباه رايج که بيماران روماتوئيدي معمولا انجام مي دهند، پرهيز کنيد.
اشتباه اول: عدم مراجعه به يک پزشک متخصص
اگر شما هم مانند بسياري از افراد مبتلا به روماتوئيد آرتريت اولين پزشکي که براي علائم مفصلي خود ديده ايد پزشک عمومي بوده است، هم اکنون وقت آن رسيده که به يک پزشک متخصص و با تجربه روماتولوژيست مراجعه کنيد.
در حدود ۲۰ سال پيش روماتوئيد آرتريت فقط با تجويز داروهايي جهت کاهش و از بين بردن درد درمان مي شد بدون اينکه فکري براي جلوگيري از پيشرفت بيماري کنند. اما امروزه درمان هاي موثر، جديد و بسيار پيچيده اي وجود دارد که هر دو کار را انجام مي دهند؛ کاهش درد و جلوگيري از پيشرفت بيماري. بسيار مهم و ضروري است که به يک روماتولوژيست مراجعه کنيد که داراي تخصص و تجربه کافي براي تجويز و نظارت بر داروها و سير درمان شما مي باشد.
چنانچه هنوز به پزشک روماتولوژيست مراجعه نکرده ايد مي توانيد با مشورت پزشک عمومي خود و معرفي وي به يکي از آنها ارجاع شويد.
اشتباه دوم: عدم تحرک
وقتي فردي به درد مفاصل و خستگي مبتلاست بلند شدن و حرکت کردن برايش سخت است. اما انجام حرکات ورزشي يکي از بهترين کارهايي است که شما مي توانيد براي کمک به سلامتي خود انجام دهيد. در حاليکه در مديريت بيماري استراحت کردن نيز مهم است، عدم فعاليت بيش از اندازه نيز باعث درد، خستگي و افزايش خشکي بدن مي شود.
حتي در زماني که بيماري شما شعله ور شده است نيز مي توانيد و –بايد- حرکات افزايش دامنه حرکتي را به صورت نرم انجام دهيد. تمرينات افزايش دامنه حرکتي با پوشش دادن گستره وسيعي از حرکات به حفظ حرکت مفاصل و انعطاف آنها کمک مي کند. در اين تمرينات نبايد از وزنه استفاده کرد.همچنين مي توانيد در زمان شعله ور بودن بيماري نيز تمرينات آرام ورزشي را در آب انجام دهيد.
زماني که شدت بيماري فروکش کرد بايد ميزان فعاليت هاي خود را بيشتر کنيد. تمرينات ورزشي خود را افزايش دهيد و به افزايش قدرت عضلات و استحکام مفاصل و بهبود هوازي خود کمک کنيد. با روماتولوژيست يا درمانگر طب فيزيکي خود مشورت کنيد تا بهترين و ايمن ترين تمرينات ورزشي را به شما پيشنهاد کند. پياده روي براي مبتلايان به روماتوئيد آرتريت، ورزشي بسيار مفيد و سودمند است، و نيازي به باشگاه نيز ندارد! ورزش ايروبيک در آب گرم نيز گزينه مناسب ديگري مي تواند باشد، آب گرم مفاصل دردناک را حمايت بيشتري مي کند.
اشتباه سوم: عدم ارتباط مداوم و منظم با پزشک معالج
اگرچه ممکن است فکر کنيد تا زماني که بيماري شما شعله ور نشده است نيازي به مراجعه به پزشک خود نداريد، اما داشتن ارتباط مستمر با پزشکتان امري ضروري است.
در جريان ديدارهايتان با پزشک وي ممکن است:
-سير بيماري را در شما دنبال کند
-بررسي اينکه آيا داروها در درمان بيماري شما مفيد واقع شده است
-اثرات جانبي داروها را بررسي کند
-در صورت لزوم داروهاي شما را تنظيم کند
علاوه بر مراجعه به پزشک ممکن است نياز به انجام آزمايشات دوره اي يا عکس برداري با اشعه ايکس لازم باشد که انجام به موقع و منظم اين آزمايشات نيز ضروري است.
اشتباه چهارم: مصرف نکردن داروهاي تجويز شده
مسکن ها و داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي NSAID باعث بهبود شرايط مفاصل بيمار مي شود. اما اين داروها براي جلوگيري از تخريب مفاصل کاري انجام نمي دهند. براي اين هدف به داروهاي قوي تر ضد روماتيسمي و اصلاح کننده بيماري (DMARD) و يا داروهاي بيولوژيک اصلاح کننده و يا هر دو نياز است.
سالها پيش پزشکان درمان روماتوئيد آرتريت را با آسپرين و ديگر داروهاي مسکن آغاز کردند. اگر بيماري شديد مي شد آنها DMARD را تجويز مي کردند. امروزه پزشکان DMARD يا داروهاي بيولوژيک و يا هر دو را تجويز مي کنند به ويژه در آغاز و براي روماتوئيد آرتريت مهاجم.
در واقع دستورالعمل ACR پيشنهاد مي کند که به همه افراد مبتلا به روماتوئيد آرتريت DMARD داده شود، بدون در نظر گرفتن اينکه روماتوئيد آرتريت آنها چقدر فعال است و يا شدت آن چقدر است. مطالعات نشان داده است که درمان زودتر بيمار با داروهاي قوي ممکن است در کاهش يا جلوگيري از آسيب مفاصل موثر تر باشد.
اگر پزشکتان براي شما DMARD يا داروي بيلوژيک تجويز کرد و شما آن را مصرف نکرديد، به احتمال زياد در خطر آسيب جدي به مفاصل هستيد، آسيبي که جبران پذير نيست. چنانچه به روماتوئيد آرتريت فعال مبتلا هستيد و پزشک شما يکي از اين داروها را تجويز نکرده در صورت نياز از او بپرسيد.
اشتباه پنجم: رها کردن درمان وقتي احساس مي کنيد خوب هستيد
ممکن است در روزهايي که احساس مي کنيد بهتر شده ايد وسوسه شويد داروها را قطع کنيد. قطع داروها باعث درد و حتي بدتر شدن بيماري شما خواهد شد.
اگر شما دارو را جهت کاهش درد و تورم مصرف مي کنيد بايد آن را به طور مداوم استفاده کنيد. از دست دادن يک دوز دارو مي تواند باعث بازگشت مجدد درد شود و از بين بردن اين درد ممکن است سخت تر باشد. در ارتباط با تورم مفاصل نيز وضع به همين منوال است. بهتر است بيماري را در کنترل خود داشته و به طور منظم داروها را مصرف کنيد به جاي اينکه با قطع دارو بيماري را شعله ور کرده و سپس در تلاشي دوباره سعي کنيد دوباره آن را تحت کنترل خود در آوريد.
جهت کنترل بيماري روماتوئيد آرتريت بعضي داروها نياز دارند که در خون در سطح غلظت مشخصي باشند. چنانچه دوزي از دارو را فراموش کرديد بلافاصله با يادآوري آن را مصرف کنيد (مقدار دارو را ۲ برابر نکنيد). اگر دوزي از دارو را فراموش کرديد –حتي اگر در آن زمان احساس خوبي نيز داشته باشيد- سطوح خوني دارو ممکن است افت پيدا کرده و بيماري شما را شعله ور کند.
اشتباه ششم: افسردگي
زندگي با روماتوئيد آرتريت آسان نيست. اين بيماري همراه با درد است و البته غير قابل پيش بيني، و نمي گذارد شما کارهاي مورد علاقه تان را انجام دهيد. کاملا قابل درک است که اين شرايط باعث رنجش و ناراحتي شما خواهد شد، اما نبايد شما را دچار افسردگي کند.
براي کنار آمدن با بيماري و شرايط خاص خود مي توانيد به روانشناساني مراجعه کنيد که در مشاوره دادن به بيماران داراي بيماري هاي مزمن تجربه کافي دارند. نيز مي توانيد با بيماران ديگري که شرايط شما را دارند ارتباط برقرار کرده و از تجربيات هم استفاده کنيد.با وجود اين اگر همچنان احساس افسردگي مي کنيد اين موضوع را با پزشک خود در ميان بگذاريد، ممکن است او براي شما داروي ضد افسردگي تجويز کند. پذيرش افسردگي لذت بردن از زندگي را از شما سلب کرده و مقابله با بيماري را برايتان سخت تر مي کند.
منبع : omedclinic.com



1 203 204 205 206 207 219