Tag Archives: ترس

خبرگزاری آريا – ۹ نکته براي غلبه بر ترس


9 نکته براي غلبه بر ترس

خبرگزاري آريا –
درمان ترس
گاهي از کودکي يا در اثر تجربيات بد يا حتي اخبار منفي به ترس متصل مي شويم
” انقدر از شکست نترسيد که باعث شود چيزهاي جديد را امتحان نکنيد. غمگين ترين خلاصه ي زندگي شامل اين سه جمله مي شود : مي توانستم، ممکن بود، بايد مي شد.”
اغلب اوقات ما به ترس، نگراني و ترديد اجازه مي دهيم به زندگيمان وارد شده و بر آن تسلط داشته باشد. مي گذاريم آنها لذت، خواب و روياهاي باارزشمان را از ما بدزدند. اغلب اوقات عقب مي ايستيم و سعي مي کنيم بازي ايمني داشته باشيم، تا خجالت زده نشويم و يا احمق به نظر نياييم، مي ترسيم صدمه ببينيم و کسي ما را رد کند يا شکست بخوريم.
گاهي از کودکي يا در اثر تجربيات بد يا حتي اخبار منفي به ترس متصل مي شويم. اما مسئوليت ما شناختن، روبه رو شدن و غلبه بر ترس است. اينگونه مي توانيم زندگي شادتري داشته باشيم و روياهايمان به تحقق بپيوندد.
اگر مي خواهيد غلبه بر ترس را آغاز کنيد نکاتي است که مي تواند در اين راه به شما کمک کند.
۱ ) با ترس راحت باشيد
ترس را به زندگيتان دعوت کنيد. اگر از چيزي مي ترسيد، به سمت آن حرکت کنيد. آن را حس کنيد و درون آن نفس بکشيد. کارهايي که شما را مي ترساند انجام دهيد چرا که عمل شجاعت مي سازد. به خودتان بگوييد ” اين ترس گذراست “. با بيشتر شدن شجاعت دنيا وسيع تر خواهد شد.
۲ ) افکار غالب را مثبت کنيد
تفکرات پر از ترس، ترس بيشتري را جذب مي کند و تفکرات مثبت موفقيت را به سمت شما مي کشاند. به جاي اينکه انتظار بدترين را بکشيد، به ذهن آموزش دهيد که هميشه بهترين را در نظر بگيرد. آينده را بر پايه فرضيات مثبت بسازيد.
۳ ) وقت، توجه و انرژي خود را صرف ترس نکنيد
خودتان را مسئول بدانيد. استوار، آماده و با اعتماد باشيد و بر راه حل ها تمرکز کنيد. خلاقيت و ابتکار عمل داشته باشيد و قدم هاي بزرگ برداريد. اگر در برابر ترس قدمي برنداريد، فرصت ها از کنار شما مي گذرند.
مقابله با ترس
ترس را به زندگيتان دعوت کنيد
۴ ) هرگز يکجا ثابت نمانيد
ياد بگيريد فکر کنيد، حرف بزنيد و مانند يک انسان با عرضه زندگي کنيد. اخبار را کنار بگذاريد و بخاطر داشته هايتان جشن بگيريد. در عين حال سخاوتمند باشيد. توجه خود را به آماده بود، آرزوها، آينده خوب و شرايط ايده آل متمرکز کنيد.
۵ ) پيروزي ها را بازبيني کنيد
باور به خود را تقويت کنيد و اين کار را با تمرکز روي زندگي، تجربيات و موفقيت ها در سه سال گذشته انجام دهيد. چشمانتان را ببنديد و احساسي که با هر بار موفق شدن داشتيد حس کنيد. بگذاريد هر آنچه در گذشته باعث موفقيت شما شده به زمان حال بيايد و الهام بخش شما بوده و شما را به حرکت وادارد.
۶ ) در موفقيت هاي ديگران زندگي کنيد
داستان هاي موفقيت ديگران را بخوانيد و از آنها استفاده کنيد. ببينيد پل وِرِسک چطور ساخته شد. درباره موفقيت افرادي همانند استيو جابز، دارا خسروشاهي، استيون اسپيلبرگ و اوپرا وينفري مطالعه کنيد و نکات و شجاعت هاي زندگي آنها را يادداشت کنيد و به نوعي در مسير آنها قدم برداريد.
۷ ) از خانواده و دوستان بخواهيد به شما دلگرمي دهند
زمانيکه شما فراموش کرده ايد قدرت داريد، افراد نزديک شما مي توانند اين قدرت را در شما ببينند. بنابراين هرگاه از آنها بخواهيد بدون هيچ ترديدي مي توانند نقاط قوت و موفقيت ها را به شما يادآوري کنند. آنها در قبال دلگرمي دادن و تشويق کردن دست و دلباز خواهند بود. بنابراين شما مي توانيد قدرت بيشتري از آنها بگيريد.
۸ ) در بين دوستان و همکاران گروههاي پشتيباني درست کنيد
رابرت فولگهام (Robert Fulghum) در يکي از کتابهايش مي گويد ” وقتي در اين دنياي بزرگ قدم مي زنيد بهتر است دستان يکديگر را بگيريد و با هم حرکت کنيد. ” با هم و در کنار هم بودن باعث مي شود از سختي ها ساده تر و سريع تر رد شويد و از اوقات لذت بيشتري ببريد.
۹ ) تصميم بگيريد که عالي باشيد
به قدرت خود پي ببريد و روياهاي بزرگ در ذهن بپرورانيد. دنبال روياهايتان برويد و با توجه به ريسک هايي که در مسير پيش بيني کرده ايد قدم برداريد. درباره موفقيت ترديد نداشته باشيد. روياهايتان آماده به وقوع پيوستن هستند.
اين موارد را در نظر بگيريد، به جلو قدم برداريد و غلبه بر ترس را تمرين کنيد.
منبع: بانوي شهر



خبرگزاری آريا – ترس از رها‌شدگي


ترس از رها‌شدگي

خبرگزاري آريا –
درمان ترس
کسي که دچار ترس از رهاشدگي است رفتارهاي خاصي از خود بروز مي‌دهد
برخي از افراد از ترس رها شدن و تنها ماندن به شريک زندگي‌شان خيانت مي‌کنند. شايد اين موضوع برايتان عجيب باشد. اما گاهي ترس از تنها ماندن در يک رابطه آنچنان عميق است که فرد را تشويق مي‌کند تا خارج از رابطه‌اش به دنبال پناهگاهي باشد تا اگر اين اتفاق برايش افتاد بتواند با آن کنار بيايد.
در اين متن من نگاه عميق‌تري به علت‌ها و پيامدهاي ترس از رها شدگي و راه‌‌هاي غلبه بر اين ترس را بيان مي‌کنم. اين موضوع براي داشتن رابطه‌اي سالم بسيار اهميت دارد. ‏
ترس از رها‌شدگي چيست ؟
ترس از تنها ماندن و عدم اعتماد به نفس دو پارامتري هستند که احتمال خيانت در يک رابطه عاطفي را افزايش مي‌دهند. زندگي با چنين ترسي همواره منجر به يک رابطه ناسالم مي‌شود. طرف مقابل رابطه بايد با خيانت کنار بيايد و خود فرد نيز همواره با عذاب وجدان زندگي مي‌کند. در عين حال مديريت و نگهداري دو رابطه استرس‌زا و ناسالم است. اين رابطه همواره در معرض خطر، دروغ و ترس است.‏
‏ علائم را بشناسيد
کسي که دچار ترس از رهاشدگي است رفتارهاي خاصي از خود بروز مي‌دهد. بسياري از اين رفتارها براي رابطه خطرناک هستند. پس براي داشتن يک رابطه سالم بسيار مهم است که اين مشکل شناسايي شود و هر دو طرف رابطه با مواجهه مناسب سعي در برطرف کردن مشکل داشته باشند.‏
معمولا کسي که دچار ترس از رهاشدگيست با احساس شديد حسادت درگير است. او افراد جنس مخالف را تهديدي براي رابطه خود مي‌داند و به رابطه‌اش به شکل اغراق‌آميزي اهميت مي‌دهد. او ترس از رها شدن را مطرح مي‌کند و از طرف مقابل انتظار دارد تا دائما در ارتباط نزديک با او باشد.
اين فرد نمي‌تواند به راحتي اعتماد کند و بيشتر به نکات منفي همسرش توجه دارد. چنين فردي از تنهايي مي‌ترسد و نمي‌تواند با تنهايي کنار بيايد. او ارزشي براي حريم خصوصي ديگران اهميتي قايل نيست و تفريح شريک عاطفي‌اش با ديگران را تاب نمي آورد.
ترس از رها شدن با احساس بي‌ارزشي همراه است. کسي که دچار چنين ترسي است خود را لايق عشق نمي‌داند و اعتماد به نفس به شدت پاييني دارد.
همچنين او در ايجاد رابطه بسيار عجول است چون گمان مي‌کند اگر همه چيز به سرعت پيش نرود طرف مقابل او را ترک خواهد کرد. ‏
رابطه با فردي که با اين ترس زندگي مي‌کند همواره بر پايه خشونت و آزار است. زندگي در کنار چنين فردي به اين معناست که شما همواره بايد درباره روابط خود با ديگران توضيح بدهيد زيرا او از شما گزارش لحظه به لحظه در مورد رابطه با ديگران مي‌خواهد.‏
البته يادآوري اين نکته ضروري است که بدانيد همه افرادي که دچار ترس از رهاشدگي هستند همه اين علائم را ندارند. حتي بخشي از اين علائم به رابطه آسيب مي‌زند. ‏
علاوه بر اين چنين افرادي معمولا در بازه‌هاي زماني مختلف از روش بي‌محلي به شريک عاطفي خود استفاده مي‌کنند اما اين فقط يک حربه براي آزمايش طرف مقابل است.
سواي از عکس‌العمل ديگري او در نهايت به اين نتيجه مي رسد که حق با اوست و بدون شک ديگري قصد ترک او را دارد. ‏
واقعيت اين است که زندگي و همراهي با کسي که به شدت دچار ترس از رهاشدگي است دشوار است و در بسياري از موارد فرد مقابل مجبور مي‌شود رابطه را براي هميشه ترک کند.‏
با ترس مقابله کنيد
بسياري از مبتلايان به اين نوع ترس بيمارگونه در زندگي شخصي خود تجربه تنها ماندن و رها شدن را داشته‌اند. به همين دليل است که آنها با ترس يک رابطه را آغاز مي‌کنند.
اين ترس ممکن است ريشه در رابطه‌هاي پيشين داشته باشد اما معمولا بايد علت اصلي اين ترس را در کودکي جستجو کرد.
فرد مبتلا ممکن است در کودکي توسط يکي از والدين يا هر دو رها شده باشد. اگر يکي از والدين يا هر دوي آنها در تربيت کودک نقش نداشته باشند اين احتمال وجود دارد که تاثير ماندگار آن به شکل ترس از رها شدن در بزرگسالي پديدار شود.‏
با اين حال نکته اساسي براي حل اين مشکل شناخت و قبول اين واقعيت است که شما دچار چنين ترسي هستيد. اگر اين مساله را بپذيريد مي‌توانيد براي غلبه بر ترس راه‌کارهايي را به کار ببريد که در نهايت شما را وارد يک رابطه سالم عاطفي کند.‏
غلبه بر ترس
ترس از رها شدن با احساس بي‌ارزشي همراه است
شما لايق دوست داشته شدن هستيد
وجه مشترک همه افراد مبتلا به اين ترس احساس بي‌ارزشي است. اين مساله همانطور که گفتيم ريشه در کودکي دارد. اگر کسي که برايتان مهم است شما را ترک کرده باشد منطق ذهن شما مي‌گويد «اگر مرا دوست داشت ترکم نمي‌کرد؛ لابد لايق دوست داشته شدن نيستم.»‏
اولين قدم براي غلبه بر اين ترس اين است که بفهميد هيچ کس کامل نيست و همه آدم‌ها به يک اندازه لايق دوست داشته شدن هستند.
اين به آن معنا نيست که همه بايد دوستدار شما باشند اما در نهايت شما مي‌توانيد يک نفر را پيدا کنيد که واقعا دوستتان داشته باشد. يادتان باشد هويت شما وابسته به رابطه نيست و اگر جدا شديد و تنها مانديد باز هم انساني ارزشمند هستيد.‏
ترس را بشناسيد
ريشه ترس را پيدا کنيد. در اين صورت مي‌توانيد بر آن غلبه کنيد. البته ممکن است نتوانيد ريشه‌ها و عوامل ترس را از زندگيان حذف کنيد اما شناخت دلايل آن مي‌تواند به شما کمک کند تا بپذيريد که آنها گذشته‌اند و اغلب غيرواقعي هستند.‏
ديگري مسئول نيست
يادتان باشد شريک عاطفي مسئول احساسات و عواطف شما نيست. اين شما هستيد که بايد رفتار کنترل‌گر خود را اصلاح کنيد بنابراين نبايد از ديگري بخواهيد تا به شما احساس امنيت بدهد.‏
ترس‌ها را با افکار مثبت جايگزين کنيد
فکر کردن با خود بسيار قدرتمند است. با خودتان تمرين کنيد تا به جاي ترس از رابطه به ويژگي‌هاي مثبت خودتان و رابطه‌اي که در آن قرار داريد توجه کنيد. البته بسيار مهم است که ويژگي‌هاي مثبت خودتان را هم در نظر بگيريد و آنها را برجسته کنيد.‏
تنها ماندن وحشتناک نيست
هر آدمي ممکن است به هر دليلي تنهايي را تجربه کند. تنهايي يک مشکل و ضعف نيست. آدم تنها هم به اندازه فردي که در رابطه است خوب و ارزشمند است. تنهايي يک غول بزرگ نيست و شما نبايد آن را به يک مساله وحشتناک تبديل کنيد.‏.
دوست پيدا کنيد
هرچقدر دايره دوستي‌هايتان گسترده‌تر باشد اعتمادبه‌نفس بيشتري پيدا خواهيد کرد. سعي کنيد روابط اجتماعي خود را افزايش دهيد. در اينصورت از تنهايي و رها شدن وحشت نمي‌کنيد.‏
منبع: سلامت نيوز



خبرگزاری آريا – تنهايي و ترس از تنها شدن


تنهايي و ترس از تنها شدن

خبرگزاري آريا –
ترس از تنها شدن
تنهايي را نبايد با ترس از تنها شدن برابر دانست‎
تنهايي را نبايد با ترس از تنها شدن برابر دانست. همه آدمها گاهي بخاطر شرايط تنها مي‌شوند يا خيلي‌وقت‌ها هم تصميم مي‌گيرند که تنها باشند. تنها بودن اگر تحت کنترل خود فرد باشد، مي‌تواند تجربه‌اي مثبت، لذت‌بخش و از نظر احساسي روحيه‌بخش باشد. انزوا يعني تنها و دور از آدمها بودن و معمولاً نشانه تصميمي آگاهانه براي تنهايي است. اما تنهايي معمولاً انزوايي ناخواسته است.
درک تنهايي
تنهايي وضعيتي است که فرد احساسي قوي از خالي بودن و کنار افتادن از جمع دارد. تنهايي چيزي بيشتر از حس خواستن يک همراه است. تنهايي يعني حس قطع ارتباط و دور افتادن از آدمها، طوريکه داشتن هر نوع ارتباط انساني معنادار سخت يا غيرممکن به نظر برسد. افراد تنها از درون احساس پوچي و خلاء دارند.
تنها بودن و تنهايي يا حتي ترس از تنها شدن باعث ايجاد حس ناامني، اضطراب و افسردگي به آدمها مي‌دهد. اگر از تنها شدن بترسيد، ممکن است بيش از اندازه به انسانها خودتان را نيازمند حس کنيد و ممکن است احساس کنيد بايد هميشه کنار ديگران باشيد. درحاليکه اگر احساس کنيم هميشه بايد کسي کنارمان باشد، يعني اين نياز دارد ما را کنترل مي‌کند.
«تنها بودن» براي افراد مختلف معاني مختلف دارد. خيلي مهم است که بفهميد اين ترس شما از کجا سرچشمه مي‌گيرد و تا چه ميزان اين ترس شما و رفتارهايتان را کنترل مي‌کند. بعنوان مثال، اگر عنصر اجتماعي دليل اين ترس است، يا با نگراني‌ از خشونت‌هاي شخصي در ارتباط است، يا تمرکزتان بيشتر روي يک فرد خاص يا يک نوع افراد خاص است نه هر آدم ديگري، بايد متوجه شويد.
شواهد باليني و تحقيقي اين واقعيت را تاييد مي‌کند که در اکثر موارد دليل اصلي که زن‌ها و مردها وارد يک رابطه مي‌شوند و بعد در يک رابطه مي‌مانند، بخاطر ترس از تنها بودن است. و همانطور که هر مشاور خوبي مي‌داند، رابطه‌اي که مبتني بر ترس باشد، مطمئناً رابطه رضايت‌بخشي نخواهد بود. تازمانيکه فرد ياد نگيرد از تنها بودن با خود لذت ببرد، يا تنها خواهد ماند و يا در رابطه‌‌هايي از سر ترس. معمولاً کساني که با خودشان راحت نيستند، نه تنها نمي‌توانند بهترين ورژن خودشان باشند بلکه سطح عميق‌تري از صميميت با ديگران را هم نمي‌توانند تجربه کنند.
در بدترين حالت، ترس از تنها ماندن نام‌هاي مختلفي مي‌گيرد: اتوفوبيا، مونوفوبيا و خودبيزاري . اين ترس از تنها ماندن معمولاً تاثير قابل‌توجهي بر کيفيت زندگي فرد دارد. مي‌تواند منجر به حملات وحشت شود، فرد را از عزيزانش دور کند و زندگي فرد را به کلي نابود کند. علائم اين مشکل معمولاً تنگي نفس، نفس‌نفس زدن، نامنظم شدن ضربان‌قلب، عرق کردن، حالت‌تهوع و احساس عمومي ترس است. البته هر کس به روش خاص خود ترس از تنها شدن را تجربه مي‌کند و علائم خاص خود را دارد.
تاثيرات تنهايي
اثرات تنهايي و ترس از تنهايي مي‌تواند منجر به اضطراب، حملات وحشت، فوبيا، افسردگي، خودکشي، اعتياد به موادمخدر، اعتياد به الکل و بيماري‌هاي حاد و مزمن شود. تنهايي مزمن (برخلاف تنهايي طبيعي و نرمال که هرکس گاهي‌اوقات احساس مي‌کند) مي‌تواند وضعيتي جدي باشد و احتمال مرگ به واسطه سرطان و همچنين سکته و بيماري‌هاي قلبي‌عروقي را افزايش مي‌دهد. افراديکه خود را از جامعه دور کرده‌اند معمولاً کيفيت خواب پاييني هم دارند که باعث مي‌شود به اندازه کافي استراحت نکرده و ضعيف شوند.
چه چيز منجر به تنهايي و ترس از تنهايي مي‌شود؟
آدمها به دلايل مختلفي تنهايي را تجربه مي‌کنند و بسياري اتفاقاتي که در زندگي مي‌افتد با آن در ارتباط است. تنهايي واکنشي بسيار متداول به طلاق يا جدايي‌هاست. در چنين مواردي، هر دو طرف فقدان فردمقابل خود را احساس کرده و همچنين حس مي‌کنند بخاطر اين اتفاق يا ناراحتي‌شان از بسياري جمع‌هاي اجتماعي طرد مي‌شوند.
تنهايي مي‌تواند واکنش به يک موقعيت يا اتفاق خاص مثل مرگ يا نبودن طولاني‌مدت عزيزان باشد. همچنين بعد از تولد کودک، ازدواج يا اتفاقات کوچک و بزرگ زندگي ممکن است ايجاد شود. حتي در ازدواج‌ها يا روابط جدي ديگر که بخاطر نبود ارتباط احساسي و عاشقانه دو طرف احساس خشم و عصبانيت دارند هم ممکن است تنهايي اتفاق بيفتد.
ترس از تنها شدن هم مي‌تواند از چيزهاي مختلف سرچشمه بگيرد. ممکن است در نقطه‌اي از زندگي احساس کرده باشيد که ديگران شما را طرد مي‌کنند و يا تصور کنيد تنها بودن يعني کسي دوستتان ندارد يا همه ناديده‌تان مي‌گيرند. ترس از تنها شدن مي‌تواند مستقيم با نداشتن اعتمادبه‌نفس و اين باور که از هيچ فعاليتي به تنهايي نمي‌توانيد لذت ببريد، در ارتباط باشد.
يا شايد هم هيچوقت ياد نگرفته‌ايد که چطور وقتي تنها هستيد، احساس راحتي کنيد. اين هم مثل همه چيزهاي ديگر زندگي قابل يادگيري است. شما مي‌توانيد ياد بگيريد که چطور وقتي تنها هستيد، از تنهايي‌تان لذت ببريد. و وقتي بتوانيد بر ترس از تنها ماندن غلبه کنيد، بلافاصله فردي مستقل‌تر شده و اعتمادبه‌نفستان بالا مي‌رود. درواقع، غلبه بر ترس از تنها ماندن مزيت‌هاي زيادي برايتان دارد. وقتي تنها باشيد مي‌توانيد با آرامش فکر کنيد و نوعي آرامش خاص هست که فقط مي‌توانيد آن را در تنهايي‌هايتان تجربه کنيد. خيلي وقت‌ها زمان‌هايي را که به تنهايي مي‌گذرانيد باعث مي‌شوند زمان‌هايي که با ديگران هستيد برايتان لذت‌بخش‌تر شود.
حساس تنهايي کردن
خيلي مهم است که بدانيد تنهايي و ترس از تنها ماندن تجربياتي بسيار متداول هستند‎
درمان تنهايي
جايگزين اينکه تنهايي و ترس از تنها ماندن را يک نقص يا يک خصوصيت غيرقابل‌تغيير شخصيتي بدانيد اين است که بفهميد تنهايي چيزي قابل‌تغيير است. همچنين خيلي مهم است که بدانيد تنهايي و ترس از تنها ماندن تجربياتي بسيار متداول هستند. طبق تحقيقات اخير، ۲۵ درصد از افراد بزرگسال حداقل هر چند هفته يکبار حس تنهايي دردناکي را تجربه مي‌کنند و اين ميزان در بين نوجوانان و دانشجويان حتي بالاتر است. حس تنهايي نه وضعيتي ثابت و مداوم است و نه به خودي خود بد است. بلکه بايد به آن بعنوان علامت هشداري براي نيازهاي مهمي که ناديده گرفته شده‌اند نگاه کنيد.
اولين قدم اين است که قبول کنيد با تنها ماندن مشکل داريد و مي‌خواهيد احساس و رفتارتان تغيير کند. يادتان باشد، همه ما نقاط قوت و ضعف‌هايي داريم و مخفي کردن ضعف‌هايمان انرژي بسيار بيشتري مي‌برد تا اينکه بخواهيد روي آنها کار کرده و بر آنها غلبه کنيم.
متداول‌ترين نوع روش درماني که براي اين مشکل استفاده مي‌شود، درمان شناختي-رفتاري، واقعيت‌درماني و رفتاردرماني است. با کار کردن با متخصصين و روانشناسان باتجربه مي‌توانيد رويکردهاي رفتاري و مهارت‌هاي ارتباطي جديد و تکنيک‌هاي خاصي ياد بگيريد که کمکتان مي‌کند با اضطراب و افسردگي‌تان کنار بياييد.
تکنيک‌هاي ريلکسيشن و تمدداعصاب معمولاً در کنار روش‌هاي درماني ديگر مورد استفاده قرار مي‌گيرند. اين تکنيک‌ها شامل روش‌هاي خاص تنفس، تمرينات ريلکسيشن عضلات، تصويرسازي ذهني و صحبت کردن با خود است. اين تکنيک‌ها به شما کمک مي‌کند بتوانيد با حس تنهايي، افسردگي و اضطرابتان کنار آمده و بر آنها غلبه کنيد.
مديتيشن هم مي‌تواند مورداستفاده قرار گيرد. بااينکه اينها ترس از تنها ماندن را درمان نمي‌کنند اما مي‌توانند موقتاً علائم آن را بهبود بخشند.
يک روش درماني ديگر براي تنهايي و افسردگي، به ويژه در افراد ميانسال، درمان به وسيله حيوانات خانگي است. بعضي تحقيقات و مطالعات نشان مي‌دهند که وجود يک حيوان مي‌تواند احساس افسردگي و تنهايي را بهبود بخشد. طبق يافته‌هاي مرکز کنترل بيماري‌ها، داشتن يک حيوان خانگي فوايد بسيار زيادي براي سلامتي افراد دارد.
منبع:مردمان



خبرگزاری آريا – غلبه بر ترس و راه اندازي کسب و کار جديد


غلبه بر ترس و راه اندازي کسب و کار جديد

خبرگزاري آريا –
درمان ترس
ترس عاملي است که بسياري از کارآفرينان احتمالي را اسير خود کرده است
ترس عاملي است که بسياري از کارآفرينان احتمالي را اسير خود کرده است و آنها را به وادي سردرگم کننده اما و اگر ها مي کشاند؛ اما ترس براي من بزرگ ترين عامل انگيزه بخشي بود که در مسير کارآفريني ام داشتم.
زماني که شرکتم را در اسپانيا راه اندازي کردم، هيچ سرمايه گذاري پيدا نکردم و هيچ سيستم مناسبي نيز براي سرمايه گذاري جمعي وجود نداشت. من که سرمايه اي نداشتم، کسب و کارم را با تنها روش ممکن شروع کردم و پيش بردم: در واقع من به فروش و به کارگيري محصولات ديگران مي پرداختم. اين کار باعث شد که برند خودم را بسازم، اعتبار پيدا کنم و سرمايه مورد نيازم را به دست آورم. اما خيلي زود متوجه شدم که اگر تکنولوژي خودم را عرضه نکنم، دچار محدوديت هاي زيادي خواهم شد.
نخستين مانع اين بود که کنترل زيادي بر محصولاتي که ديگران توليد مي کردند، نداشتم. دومين مانع زماني پيش آمد که شرکتي که محصولاتش را براي فروش به من مي داد، منحل شد. اين مشکل بسيار بزرگي براي من بود. از لحاظ احساسي به مشتريانم وابسته بودم و دوست داشتم آنها به وسيله محصولات تکنولوژيک که مي فروختم، به موفقيت برسند. به نظر من چنين رابطه اي با مشتري زماني ايجاد مي شود که احساس کنيد حل کردن مشکلات مشتريان هدف اصلي شماست.
چطور بر ترسم غلبه و کسب و کارم را راه اندازي کردم؟
به همين خاطر زماني که آن شرکت منحل شد، از اين که ديگر نمي توانستم به مشتريانم کمک کنم، احساس خيلي بدي داشتم. از طرفي در آن بازه زماني توانسته بودم گروهي از کارشناسان برنامه نويسي و متخصصان فناوري را استخدام کنم. نمي خواستم به اميد تشکيل مجدد آن شرکت بنشينم. اسپانيا در آن زمان در بحران اقتصادي شديدي قرار گرفته بود و تشکيل يک کسب و کار جديد مسئله اي ريسکي بود. در واقع حتي فروش محصولات شرکت هاي ديگر نيز به نظر غيرممکن مي رسيد. آيا بايد تيم خوبي که گرد هم آورده بودم را رها مي کردم؟ يا ما استعداد و دانش کافي براي شروع يک کسب و کار کاملا جديد را داشتيم؟
روش هاي موثر براي غلبه بر ترس
ترس براي من بزرگ ترين عامل انگيزه بخشي بود که در مسير کارآفريني ام داشتم
حل کردن مشکلات، خود معمولا به معناي حل مشکلات ديگران است
يکي از چالش هايي که هنگام توليد محصولات جديد رخ مي دهد، اين است که هر کدام از مشتريان، افراد منحصر به فردي هستند و نيازهاي خاصي نيز دارند. پيشينه، بازار و سيستم کاري شان متفاوت است. هر شرکت مانند موجودي زنده و پيچيده است. توليد محصول تکنولوژيکي که نيازهاي يک شرکت را برآورده مي کند، به معناي آن نيست که آن محصول پاسخگوي نياز شرکت هاي ديگر نيز هست. ما مي دانستيم که براي کسب موفقيت بايد روي نيازهاي مشتريان متمرکز شويم، نه اين که ساده ترين کاري را که مي توانيم، انجام دهيم. ما مي بايست نيازي را رفع مي کرديم.
مسئله اساسي ما در اين شرکت اين بود که چطور مي توانيم تکنولوژي ايجاد کنيم که نه فقط براي يک مشتري، بلکه براي عده زيادي از آنها کارساز باشد؟ فشار زيادي روي من بود و دوست داشتم بتوانم با فروش محصولاتم به مشتريان به آنها کمک کنم. در نهايت متوجه شدم که روش حل اين مشکلم اين است که مشکلات مشتريانم را حل و فصل کنم. آن لحظه که متوجه شدم تيم کاري ام مي تواند راه حل هاي خوبي را در زمينه هوش مصنوعي توليد کند و به فروش برساند، لحظه اي حياتي براي من بود. ما کاربري مان را از فروش محصولات ديگران، به توليد محصولات کارآمد جديد تغيير داديم. اما کار ساده اي نبود. توليد محصولات مبتني بر هوش مصنوعي، آن هم در اوج بحران اقتصادي اسپانيا کمي ترسناک به نظر مي رسيد. وظيفه زيادي بر دوشم بود.
از لحاظ قانوني مي بايست تا ۱۸ ماه پشتيباني مشتريان قبلي را ادامه مي دادم و از طرفي مجبور بودم مشتريان جديدي نيز براي محصول آينده ام پيدا کنم. من هنوز فهرستي را از مشتريان احتمالي ام داشتم که از محصولات شرکت قبلي خريد نکرده بودند. اين مشتريان قطعا در مورد شرکت جديد من و محصولات آزموده نشده آن ترديد بسياري داشتند. هنوز چيزي وجود نداشت که به آنها ثابت کند تکنولوژي جديد ما کارساز است. اما دل به دريا زدم و سعي کردم با معرفي و ارائه محصولي منحصر به فرد و پشتيباني خوب از مشتريان، آنها را به خريد محصولاتم ترغيب کنم.
ترس با من در تک تک گام هايي که بر مي داشتم همراه بود. من مهره ناشناخته اي بودم و مي بايست با غول هاي تکنولوژي رقابت مي کردم. براي اين که تحت تاثير احساس ناشناخته بودن قرار نگيرم، روي مشکلات مشتريان متمرکز شدم. مصرف کنندگان همواره مي خواهند از شرکت هاي مطرح و معروف خريد کنند، اما اگر شما به عنوان يک شرکت نوپا، به آنها نشان دهيد که نياز و خواسته هاي شان را درک مي کنيد و از مشکلات شان آگاهيد، مي توانيد مشکل «ناشناخته بودن» خود را کنار بگذاريد. شما بايد هر طور که شده، ترس را کنار بگذاريد، دست به کار شويد و باور کنيد که هر چند که ناشناخته و نوپا هستيد، اما مي توانيد از بهترين و مشهورترين شرکت ها نيز قدرتمندتر باشيد. تا زماني که خودتان، خود را باور نکنيد، هيچ کس اين کار را نخواهد کرد.
منبع: مجله پنجره خلاقيت



خبرگزاری آريا – سرطان، از ترس تا اميد


سرطان، از ترس تا اميد

خبرگزاري آريا – روزنامه آسمان آبي – مژگان زينلي پور: «سرطان»، واژه‌اي که از آن مي‌ترسيم، اما بايد به جاي ترس در مقابلش هوشيار بود و مهارش کرد. هرچند که آمار ابتلا به سرطان در جهان و ايران رو به افزايش است، اما مي‌توان در مقابل اين خيزش ايستاد و سرطان را مهار کرد. به اين بهانه گفت‌وگويي با دکتر علي مطلق، رئيس اداره سرطان وزارت بهداشت ترتيب داديم که وضعيت شيوع سرطان در ميان ايرانيان را شرح داده است.
طبق آخرين آمارها وضعيت شيوع و بروز سرطان در کشورمان چگونه است؟ آيا ميزان بروز سرطان در ايران بيش از متوسط جهاني است؟
سالانه در کشورمان بيش از صد هزار مورد جديد ابتلا به سرطان داريم. طبق آخرين برآوردها، آمار ابتلا به سرطان در مردان ايراني ۱۷۳ نفر به‌ازاي هر صد هزار نفر و در زنان ۱۳۷ نفر به‌ازاي هر صد هزار نفر است و به‌طور متوسط ۱۵۴ نفر به‌ازاي هر صد هزار نفر در کشور به سرطان مبتلا مي‌شوند، اما اگر اين آمار را با متوسط جهاني آن که بالغ بر ۲۰۵ و ۱۶۵ نفر به‌ازاي هر صد هزار نفر به‌ترتيب بين مردان و زنان است مقايسه کنيم، مي‌بينيم که ميزان بروز اين بيماري در ايران از متوسط جهاني کمتر است. البته ابتلا به سرطان در جهان و ايران در حال افزايش است. در سال ۲۰۱۲، حدود ۱۴ميليون نفر در جهان به سرطان مبتلا شدند و پيش‌بيني مي‌‌شود اين ميزان در سال ۲۰۳۰ به ۲۵ ميليون نفر برسد.
از طرفي شايع‌ترين سرطان‌‌ها در زنان ايراني سرطان پستان است و به‌ازاي هر صد هزار نفر ۳۱ نفر به اين نوع سرطان مبتلا مي‌شوند. همچنين سرطان معده بالاترين بروز را در ميان مردان ايراني دارد و حدود ۲۲ نفر از هر صد هزار نفر به آن مبتلا مي‌شوند.
سرطان از ترس تا اميد
آلودگي‌هاي زيست‌محيطي تا چه حد در افزايش ابتلا به سرطان نقش دارند؟
سخت است بگوييم هر عاملي چه سهمي در بروز بيماري دارد، اما طبق بررسي‌هاي صورت‌گرفته در جهان اکثر عوامل بروز سرطان به سبک زندگي مانند افزايش چاقي، تغذيه ناسالم‌، مصرف سيگار و… مربوط مي‌شود و اين عوامل به لحاظ سطح و نسبت سهم بيشتري در بروز سرطان دارند. مي‌توان گفت سه‌چهارم عوامل قابل پيشگيري بروز سرطان، به شيوه زندگي و تقريبا يک‌چهارم آن به عوامل محيطي بازمي‌گردد. البته بعد از سال‌ها تحقيق، سازمان بين‌المللي تحقيقات سرطان در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که آلودگي هوا با بروز سرطان ارتباط دارد، اما شيوه زندگي ناسالم نقش پررنگ‌تري در اين زمينه ايفا مي‌کند. هرچند که شيوه زندگي ناسالم هم از عوامل محيطي متأثر است.
البته در جهان مطالعاتي درباره عوامل مختلف ابتلا به سرطان به تفکيک کشورهاي توسعه‌يافته و درحال‌توسعه انجام شده است و بر اين اساس گفته مي‌شود ۲۵ درصد از علل قابل پيشگيري مرگ‌هاي ناشي از سرطان در کشورهاي درحال‌توسعه به عوامل عفوني بازمي‌گردد، اما در کشورهاي توسعه‌يافته اين ميزان کمتر است.
ميزان مرگ‌ومير ناشي از سرطان در ايران چقدر است؟
براساس برآوردها به‌طور کلي سالانه ۵۰ هزار نفر در ايران به دليل سرطان فوت مي‌کنند.
در حوزه تشخيص و درمان سرطان چه زيرساخت‌هايي در کشور ايجاد شده، آيا زيرساخت‌هاي موجود براي ارائه خدمات مناسب به همه بيماران کافي است؟
از سه سال پيش اقدامي با عنوان «آمايش سرزميني سرطان» از سوي وزارت بهداشت در کشور انجام شد و براساس آن مشخص کرديم که تا سال ۱۴۰۴در هر منطقه چه ميزان امکانات، تجهيزات و نيروي انساني مرتبط با تشخيص و درمان سرطان نياز داريم. ماحصل اين اقدام تدوين دو سند به نام «سند توسعه شبکه مراقبت‌هاي سرطان» و «سند توسعه نيروي انساني» در اين حوزه بود که نشان مي‌دهد تا ۱۰ سال آينده براساس ميزان بروز سرطان، به چه امکانات و تجهيزاتي در اين حوزه نيازمنديم. در اين راستا مراکز سه‌گانه‌اي شامل تيپ يک (مراکز ارجاعي)، تيپ دو و تيپ سه براي ارائه اين خدمات پيش‌بيني شد که مراکز تيپ يک شامل مراکز تشخيص زودهنگام و غربالگري هستند.
۱۳۷مرکز تيپ يک پيش‌بيني کرديم که حدود ۷۵ مرکز به اتمام رسيده است و پيگير تجهيز آن‌ها هستيم. افراد مشکوک به سرطان در سطح شبکه بهداشتي شناسايي و به اين مراکز ارجاع مي‌شوند تا اقدامات تکميلي‌ تشخيصي براي رد يا اثبات سرطان برايشان انجام شود. اين اقدامات به‌ويژه براي سه سرطان قابل پيشگيري پستان، روده بزرگ و دهانه رحم انجام مي‌شود. مراکز تيپ دو و سه نيز مراکز درمان سرطان هستند که در سطح کشور براساس بروز سرطان توزيع مناسبي پيدا کردند تا مردم دسترسي بهتري به خدمات داشته باشند. به‌طور کلي ۷۴ مرکز تيپ دو و ۱۵ مرکز تيپ سه که مراکز جامع سرطان‌اند، در کشور مورد نياز است. بايد توجه کرد که ارائه خدمت در اين مراکز با تعرفه دولتي و با همکاري دانشگاه‌هاي علوم پزشکي انجام مي‌شود؛ البته برخي از اين مراکز در کشور موجودند و برخي هم بايد ساخته شوند.
درمان سرطان در ايران چقدر هزينه دارد؟
طبق برآوردهاي صورت‌گرفته سالانه حدود ۳۰۰۰ ميليارد تومان در کشور براي درمان سرطان هزينه مي‌کنيم. بر اين اساس در مراکز دولتي اين هزينه تا حد زيادي از سوي دولت پرداخت مي‌شود. وقتي هم که بيماران بستري شوند بين ۵ تا ۱۰ درصد فرانشيز پرداخت مي‌کنند.
همچنين ارائه خدماتي مانند شيمي‌درماني و راديوتراپي که به‌صورت سرپايي انجام مي‌شود در مراکز دولتي رايگان است. از طرفي بين ۷۰ تا ۹۰ درصد هزينه‌هاي اکثر داروهاي سرطان تحت پوشش بيمه قرار دارد؛ هرچند که گاهي اوقات همان ۱۰ تا ۳۰ درصدي که بيماران پرداخت مي‌کنند نيز ممکن است برايشان عدد قابل‌ملاحظه‌اي باشد که براساس اعتباراتي که در اختيار دانشگاه‌هاي علوم پزشکي قرار مي‌گيرد، مددکاري‌هاي بيمارستان‌ها به بيماران کمتربرخوردار کمک مي‌کنند تا هزينه‌هايشان را کاهش دهند.
از سرطان بترسيم؟
خوشبختانه يا متأسفانه سرطان هنوز هم بيماري‌اي است که مردم از آن مي‌ترسند، اما وقتي به آمار بهبود سرطان طي چهار تا پنج دهه گذشته در جهان نگاه کنيم، مي‌بينيم که در بسياري از موارد ميزان بقاي مبتلايان به سرطان تقريبا دوبرابر شده است. بنابراين مي‌توان گفت سرطان بيماري‌اي است که به‌ويژه اگر زود تشخيص داده شود، درمان‌پذير است. به‌طور کلي بيش از ۵۰ درصد سرطان‌ها معالجه مي‌شوند و اين آمار درباره سرطان‌هاي کودکان حتي به ۷۰ درصد هم مي‌رسد؛ درصد باقيمانده هم افرادي هستند که مي‌توانند با کيفيت نسبتا مناسبي با سرطان زندگي کنند. بنابراين ابتلا به سرطان به اين معني نيست که اميدمان را از دست بدهيم؛ چراکه با درمان‌هايي که امروزه وجود دارد، بسياري از موارد سرطان معالجه مي‌شوند. از طرفي اميد به درمان سرطان، در بهبودپذيري آن بسيار مؤثر است و داشتن شرايط رواني بهتر و حمايت‌هاي رواني، اجتماعي و خانوادگي در اين ميان نقش مهمي دارد.
در اين زمينه مطالعه‌اي در ايالات متحده روي يک‌ميليون نفر انجام و مشاهده شد، مبتلاياني که همراه با کسي زندگي مي‌کنند به نسبت کساني‌ که تنها زندگي مي‌کنند، طول عمر بالاتري دارند. اين نکته بسيار جالبي است؛ گاهي ما انواع درمان‌هاي مختلف و سخت را براي بيماران تجويز مي‌کنيم تا طول عمرشان افزايش يابد، اما يک حمايت خانوادگي و اجتماعي به‌تنهايي مي‌تواند باعث افزايش طول عمر بيمار و حتي بهبود او شود.
بنابراين مردم هوشيار باشند تا از عوامل خطر دوري کنند، اما اگر مبتلا شدند، علائم هشداردهنده سرطان را بشناسند و دير به پزشک مراجعه نکنند. بايد توجه کرد که ۴۰ تا ۵۰ درصد سرطان‌ها قابل پيشگيري هستند، اما اگر هم به سرطان مبتلا شديم بدانيم درمان‌هاي زيادي وجود دارد که مي‌تواند به بهبود ما کمک کند.


سرطان، از ترس تا امید


روزنامه آسمان آبی – مژگان زینلی پور: «سرطان»، واژه‌ای که از آن می‌ترسیم، اما باید به جای ترس در مقابلش هوشیار بود و مهارش کرد. هرچند که آمار ابتلا به سرطان در جهان و ایران رو به افزایش است، اما می‌توان در مقابل این خیزش ایستاد و سرطان را مهار کرد.  به این بهانه گفت‌وگویی با دکتر علی مطلق، رئیس اداره سرطان وزارت بهداشت ترتیب دادیم که وضعیت شیوع سرطان در میان ایرانیان را شرح داده است.

 

طبق آخرین آمارها وضعیت شیوع و بروز سرطان در کشورمان چگونه است؟ آیا میزان بروز سرطان در ایران بیش از متوسط جهانی است؟

سالانه در کشورمان بیش از صد هزار مورد جدید ابتلا به سرطان داریم. طبق آخرین برآوردها، آمار ابتلا به سرطان در مردان ایرانی ۱۷۳ نفر به‌ازای هر صد هزار نفر و در زنان ۱۳۷ نفر به‌ازای هر صد هزار نفر است و به‌طور متوسط ۱۵۴ نفر به‌ازای هر صد هزار نفر در کشور به سرطان مبتلا می‌شوند، اما اگر این آمار را با متوسط جهانی آن که بالغ بر ۲۰۵ و ۱۶۵ نفر به‌ازای هر صد هزار نفر به‌ترتیب بین مردان و زنان است مقایسه کنیم، می‌بینیم که میزان بروز این بیماری در ایران از متوسط جهانی کمتر است. البته ابتلا به سرطان در جهان و ایران در حال افزایش است. در سال ۲۰۱۲، حدود ۱۴میلیون نفر در جهان به سرطان مبتلا شدند و پیش‌بینی می‌‌شود این میزان در سال ۲۰۳۰ به ۲۵ میلیون نفر برسد.

از طرفی شایع‌ترین سرطان‌‌ها در زنان ایرانی سرطان پستان است و به‌ازای هر صد هزار نفر ۳۱ نفر به این نوع سرطان مبتلا می‌شوند. همچنین سرطان معده بالاترین بروز را در میان مردان ایرانی دارد و حدود ۲۲ نفر از هر صد هزار نفر به آن مبتلا می‌شوند.

 

 سرطان از ترس تا امید

آلودگی‌های زیست‌محیطی تا چه حد در افزایش ابتلا به سرطان نقش دارند؟

سخت است بگوییم هر عاملی چه سهمی در بروز بیماری دارد، اما طبق بررسی‌های صورت‌گرفته در جهان اکثر عوامل بروز سرطان به سبک زندگی مانند افزایش چاقی، تغذیه ناسالم‌، مصرف سیگار و… مربوط می‌شود و این عوامل به لحاظ سطح و نسبت سهم بیشتری در بروز سرطان دارند. می‌توان گفت سه‌چهارم عوامل قابل پیشگیری بروز سرطان، به شیوه زندگی و تقریبا یک‌چهارم آن به عوامل محیطی بازمی‌گردد. البته بعد از سال‌ها تحقیق، سازمان بین‌المللی تحقیقات سرطان در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که آلودگی هوا با بروز سرطان ارتباط دارد، اما شیوه زندگی ناسالم نقش پررنگ‌تری در این زمینه ایفا می‌کند. هرچند که شیوه زندگی ناسالم هم از عوامل محیطی متأثر است.

البته در جهان مطالعاتی درباره عوامل مختلف ابتلا به سرطان به تفکیک کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه انجام شده است و بر این اساس گفته می‌شود ۲۵ درصد از علل قابل پیشگیری مرگ‌های ناشی از سرطان در کشورهای درحال‌توسعه به عوامل عفونی بازمی‌گردد، اما در کشورهای توسعه‌یافته این میزان کمتر است.

میزان مرگ‌ومیر ناشی از سرطان در ایران چقدر است؟

براساس برآوردها به‌طور کلی سالانه ۵۰ هزار نفر در ایران به دلیل سرطان فوت می‌کنند.

در حوزه تشخیص و درمان سرطان چه زیرساخت‌هایی در کشور ایجاد شده، آیا زیرساخت‌های موجود برای ارائه خدمات مناسب به همه بیماران کافی است؟

از سه سال پیش اقدامی با عنوان «آمایش سرزمینی سرطان» از سوی وزارت بهداشت در کشور انجام شد و براساس آن مشخص کردیم که تا سال ۱۴۰۴در هر منطقه چه میزان امکانات، تجهیزات و نیروی انسانی مرتبط با تشخیص و درمان سرطان نیاز داریم. ماحصل این اقدام تدوین دو سند به نام «سند توسعه شبکه مراقبت‌های سرطان» و «سند توسعه نیروی انسانی» در این حوزه بود که نشان می‌دهد تا ۱۰ سال آینده براساس میزان بروز سرطان، به چه امکانات و تجهیزاتی در این حوزه نیازمندیم. در این راستا مراکز سه‌گانه‌ای شامل تیپ یک (مراکز ارجاعی)، تیپ دو و تیپ سه برای ارائه این خدمات پیش‌بینی شد که مراکز تیپ یک شامل مراکز تشخیص زودهنگام و غربالگری هستند.

 

۱۳۷مرکز تیپ یک پیش‌بینی کردیم که حدود ۷۵ مرکز به اتمام رسیده است و پیگیر تجهیز آن‌ها هستیم. افراد مشکوک به سرطان در سطح شبکه بهداشتی شناسایی و به این مراکز ارجاع می‌شوند تا اقدامات تکمیلی‌ تشخیصی برای رد یا اثبات سرطان برایشان انجام شود. این اقدامات به‌ویژه برای سه سرطان قابل پیشگیری پستان، روده بزرگ و دهانه رحم انجام می‌شود. مراکز تیپ دو و سه نیز مراکز درمان سرطان هستند که در سطح کشور براساس بروز سرطان توزیع مناسبی پیدا کردند تا مردم دسترسی بهتری به خدمات داشته باشند. به‌طور کلی  ۷۴ مرکز تیپ دو و ۱۵ مرکز تیپ سه که مراکز جامع سرطان‌اند، در کشور مورد نیاز است. باید توجه کرد که ارائه خدمت در این مراکز با تعرفه دولتی و با همکاری دانشگاه‌های علوم پزشکی انجام می‌شود؛ البته برخی از این مراکز در کشور موجودند و برخی هم باید ساخته شوند.

درمان سرطان در ایران چقدر هزینه دارد؟

طبق برآوردهای صورت‌گرفته سالانه حدود ۳۰۰۰ میلیارد تومان در کشور برای درمان سرطان هزینه می‌کنیم. بر این اساس در مراکز دولتی این هزینه تا حد زیادی از سوی دولت پرداخت می‌شود. وقتی هم که بیماران بستری شوند بین ۵ تا ۱۰ درصد فرانشیز پرداخت می‌کنند.

همچنین ارائه خدماتی مانند شیمی‌درمانی و رادیوتراپی که به‌صورت سرپایی انجام می‌شود در مراکز دولتی رایگان است. از طرفی بین ۷۰ تا ۹۰ درصد هزینه‌های اکثر داروهای سرطان تحت پوشش بیمه قرار دارد؛ هرچند که گاهی اوقات همان ۱۰ تا ۳۰ درصدی که بیماران پرداخت می‌کنند نیز ممکن است برایشان عدد قابل‌ملاحظه‌ای باشد که براساس اعتباراتی که در اختیار دانشگاه‌های علوم پزشکی قرار می‌گیرد، مددکاری‌های بیمارستان‌ها به بیماران کمتربرخوردار کمک می‌کنند تا هزینه‌هایشان را کاهش دهند.

از سرطان بترسیم؟

خوشبختانه یا متأسفانه سرطان هنوز هم بیماری‌ای است که مردم از آن می‌ترسند، اما وقتی به آمار بهبود سرطان طی چهار تا پنج دهه گذشته در جهان نگاه کنیم، می‌بینیم که در بسیاری از موارد میزان بقای مبتلایان به سرطان تقریبا دوبرابر شده است. بنابراین می‌توان گفت سرطان بیماری‌ای است که به‌ویژه اگر زود تشخیص داده شود، درمان‌پذیر است. به‌طور کلی بیش از ۵۰ درصد سرطان‌ها معالجه می‌شوند و این آمار درباره سرطان‌های کودکان حتی به ۷۰ درصد هم می‌رسد؛ درصد باقیمانده هم افرادی هستند که می‌توانند با کیفیت نسبتا مناسبی با سرطان زندگی کنند. بنابراین ابتلا به سرطان به این معنی نیست که امیدمان را از دست بدهیم؛ چراکه با درمان‌هایی که امروزه وجود دارد، بسیاری از موارد سرطان معالجه می‌شوند. از طرفی امید به درمان سرطان، در بهبودپذیری آن بسیار مؤثر است و داشتن شرایط روانی بهتر و حمایت‌های روانی، اجتماعی و خانوادگی در این میان نقش مهمی دارد.

در این زمینه مطالعه‌ای در ایالات متحده روی یک‌میلیون نفر انجام و مشاهده شد، مبتلایانی که همراه با کسی زندگی می‌کنند به نسبت کسانی‌ که تنها زندگی می‌کنند، طول عمر بالاتری دارند. این نکته بسیار جالبی است؛ گاهی ما انواع درمان‌های مختلف و سخت را برای بیماران تجویز می‌کنیم تا طول عمرشان افزایش یابد، اما یک حمایت خانوادگی و اجتماعی به‌تنهایی می‌تواند باعث افزایش طول عمر بیمار و حتی بهبود او شود.

 

بنابراین مردم هوشیار باشند تا از عوامل خطر دوری کنند، اما اگر مبتلا شدند، علائم هشداردهنده سرطان را بشناسند و دیر به پزشک مراجعه نکنند. باید توجه کرد که ۴۰ تا ۵۰ درصد سرطان‌ها قابل پیشگیری هستند، اما اگر هم به سرطان مبتلا شدیم بدانیم درمان‌های زیادی وجود دارد که می‌تواند به بهبود ما کمک کند.