Tag Archives: روابط

خبرگزاری آريا – روابط و کشمکش هاي نوجونان در خانواده


روابط و کشمکش هاي نوجونان در خانواده

خبرگزاري آريا –
بررسي روابط و کشمکش هاي نوجوان در خانواده
دليل بسياري از والدين ، که فرزندان نوجوان دارند ، براي آينده ي آنان شديدا نگران هستند . در اين مقاله برآنيم تا خوش بينانه تر به اين قضيه نگاه کنيم ، به ذکر تفاوت ها و شباهت هاي ي دو نسل بپردازيم ، و سرانجامِ اين اختلاف ها و کشمکش هاي بين والدين و نوجوانان را مورد بررسي قرار دهيم.
تفاوت هاي صفردرجه اي
در دنياي معاصر ، وقتي از نوجوان و خانواده ي او صحبت مي شود ، تصوير به خصوصي در ذهن اکثر مردم تداعي مي گردد : مثلا اينکه نوجوان بيشترين اوقات خود را با دوستانش سپري مي کند ، در مقابل خواسته هاي والدين مقاومت مي ورزد و هر نوع مداخله ي والدين در امور زندگي خويش را تهديدي به استقلال خود مي بينند.
به همين دليل بسياري از والدين ، که فرزندان نوجوان دارند ، براي آينده ي آنان شديدا نگران هستند . در اين مقاله برآنيم تا خوش بينانه تر به اين قضيه نگاه کنيم ، به ذکر تفاوت ها و شباهت هاي ي دو نسل بپردازيم ، و سرانجامِ اين اختلاف ها و کشمکش هاي بين والدين و نوجوانان را مورد بررسي قرار دهيم.
شکاف نسل
والدين احساس مي کنند که با فرزندان نوجوان خود شکافي عميق داشته و رابطه ي مطلوب گذشته آن ها خدشه دار شده است . به اين مفهوم « شکاف نسل » مي گويند . شکاف نسل يعني اختلاف عميق ميان ارزش ها و نگرش هاي دو نسل مختلف.
بديهي است که نوجوان و والدين ميانسال ، ارزش هاي مشابهي ندارند . البته تفاوت هاي ميان دو نظام ارزشي ، تا حدود زيادي به سن آن ها مربوط مي شود . طبيعي است که يک نوجوان بيشتر به آينده خود فکر کند ، در حالي که والدين ميانسال ، درگير حل و فصل مشکلات جاري و ملموس تر زندگي هستند .
نوجوانان ، آينده اي آرماني را تجسم مي کنند ، در حالي که والدين با مشکلات واقعي دست به گريبانند .
شکاف نسل ، گاهي ممکن است ذهنيت هر دو نسل را تحت تاثير قرار دهد ، مثلا به علت تحولات چشمگير فرهنگي ، اجتماعي و صنعتي نوجوانان امروزي آزادي خواه ترند و براي حقوق فردي و اجتماعي ، از جمله نقش زن و اقليت هاي نژادي ارزش بيشتري قايلند . بدين ترتيب ، مي توان تفاوت ميان افکار ونگرش هاي والدين و فرزندان نوجوان را به عنوان پديده اي کم وبيش طبيعي و اجتناب ناپذير پذيرفت.
به ظاهر متفاوت ، در باطن شبيه به هم
البته در بسياري جهات نوجوانان و والدين آنان شبيه به هم مي انديشند . برخي از تحقيقات نشان مي دهد که بسياري از نوجوانان در مورد رشته تحصيلي و انتخاب شغل از والدين تاثير مي پذيرند ، در حالي که در مورد طرز پوشش ، نوع سرگرمي هاي اجتماعي و زبان محاوره اي عمدتا از همسالان تبعيت مي کنند.
با وجودي که گهگاه در مورد همين مسايل سليقه اي ، و به ظاهر پيش پاافتاده ، اختلاف ميان آن ها بالا مي گيرد ، ولي در مورد مسايل عمده تر زندگي ، ميان آن ها شباهت فکري و ارزشي بيشتري وجود دارد.
از آنجا که يکي از اهداف عمده هر نوجوان کسب استقلال است ، پاره اي از رفتارهاي خاص او را ، که به تعبير اطرافيان نوعي عصيان يا اختلاف سليقه تلقي مي شود ، مي توان نشانه اي از عملکرد طبيعي او براي رسيدن به خود مختاري قلمداد کرد
در برخي پژوهش ها گفته مي شود که اکثر نوجوانان مايل نيستند وقت خودرا در کنار والدين سپري کنند و تمايل شديدي به معاشرت با همسالان خود دارند . به همين دليل آن ها به تدريج از والدين خود فاصله مي گيرند و براي آن ها ارزش و احترام لازم را قايل نيستند.
يافته هاي اخير نشان مي دهد که اين نوع طرز تلقي ، تا حدودي غير منصفانه و حتي غير منطقي است ؛ چرا که برخلاف باور بعضي از مردم ، بسياري از نوجوانان به والدين خود دلبستگي عميقي دارند. بدين ترتيب ، مي توان گفت که در مورد تاثير شکاف نسل بررفتار خانواده مبالغه شده است . در بسياري از موارد رفتارهاي يک نوجوان مي تواند نشانه اي از نياز او به استقلال بيشتر تلقي شود.
از آنجا که يکي از اهداف عمده هر نوجوان کسب استقلال است ، پاره اي از رفتارهاي خاص او را ، که به تعبير اطرافيان نوعي عصيان يا اختلاف سليقه تلقي مي شود ، مي توان نشانه اي از عملکرد طبيعي او براي رسيدن به خود مختاري قلمداد کرد.
پسران نوجواني که در روابط خانوادگي ابراز وجود بيشتري مي کنند ، با والدين خود نيز بحث و جدل بيشتري دارند . ميزان تعارض ميان دختران نوجوان و مادران نيز در آستانه ي بلوغ ، افزايش مي يابد . با وجودي که جر و بحث هاي خانوادگي درباره ي مسايلي نظير سرپيچي از مقررات ، بي اعتنايي به تکاليف درسي وکارهاي روزمره در بسياري از خانواده ها پديده اي عادي است ، ولي ماهيت اين تعارض ها چندان عميق نيست.
به کجا خواهد رسيد ؟
در مورد اختلاف بين والدين و فرزندان نوجوان ، ممکن است اين سئوال مطرح شود که سرانجام تعارض هاي موجود به کجا مي انجامند ؟ آيا بالاخره اين مشکلات حل و فصل مي شوند يا مدت ها تداوم خواهد داشت ؟
برخي معتقدند که پسران نوجوان به تدريج بر مادران خود تسلط بيشتري پيدا مي کنند ، ولي غالبا ميزان نفوذ پدرخانواده ، آن قدرها ، تغيير نمي کند. ترديدي نيست با افزايش سن و نياز نوجوان به استقلال بيشتر ، والدين به فرزندان نوجوان خود آزادي بيشتري اعطا مي کنند . اين روند آنقدر ادامه مي يابد ، تا آن ها نيز در محيط خانواده از حقوقي کم وبيش يکسان بهره مند شوند . بدين ترتيب ، مي توان گفت که کشمش ميان والدين ونوجوانان ، به منزله ي خدشه دار شدن رابطه ي عاطفي يا جدايي بين آنان نيست ، بلکه تا حدودي لازمه ي تحول و کسب استقلال است .
وقتي نوجوانان استقلال بيشتري کسب مي کنند ، طبيعتا با انتظارات بيشتري نيز مواجه مي شوند . از آنجا که بسياري از نوجوانان بر خلاف کودکان ، والدين خود را افرادي بي نقص نمي بينند ، در اتخاذ تصميم هاي زندگي کمتر به آنان متکي هستند و بايد شخصا براي زندگي خود تصميم هاي مناسبي اتخاذ کنند کوتاه سخن آن که ، در دوران نوجواني پيوند ميان والدين و نوجوان از بين نمي رود ، بلکه شکل تازهاي پيدا مي کند .
توصيه به والدين !
در خاتمه ياد آور مي شويم که اگر والدين ، مقررات مورد نظر خود را همراه با استدلال هاي منطقي با نوجوانان در ميان بگذارند ، درباره ي انتظارات و خواسته هاي خود توضيح هاي قانع کننده ارائه دهند و در عين حال با آنان رابطه اي صميمي و حمايت کننده داشته باشند ، نوجوانان نيز استقلال مورد نياز خود را با سهولت بيشتري کسب مي کنند .
در جريان فرزند پروري ، خانواده هايي توفيق حاصل مي کنند که ضمن داشتن قاطعيت لازم ، به تدريج فرزندان خود را به کسب استقلال بيشتر هدايت کنند . در فضايي که والدين از لحاظ عاطفي طرد کننده و بيش از حد سخت گير يا سهيل گير باشند ، احتمال عصيان نوجوان بيشتر است
ناگفته نماند که عصيان نوجوانان هميشه بازتابي از رفتار والدين نيست ، بلکه مي توان ساختار ژنتيکي آن ها را نيز عاملي تعيين کننده به حساب آورد.
همان طور که در مقالات قبل ذکر شد ، نوزادان در همان روزهاي اول زندگي از لحاظ خلق و خو تفاوت هاي بارزي نشان مي دهند . گاهي اين تفاوت ها تا نوجواني ، و حتي پس از آن تداوم دارد . خلق و خوي اوليه ي کودکان ، در ماهيت تعارض آن ها در دوران نوجواني بي تاثير نيست .
به عبارتي ، خلق و خوي ويژه هر کودک يا نوجوان ، در والدين رفتارهاي خاصي را فرا مي خواند .
بايد اشاره کنيم که رسانه هاي گروهي ، به ويژه فيلم هاي سينمايي نيز شدت تعارض ميان والدين و فرزندان نوجوان را به شکل هاي مبالغه آميزي جلوه مي دهند ، اين واقعيت ، به نوبه ي خود ، در گسترش شکاف ميان والدين و نوجوانان بي تاثير نبوده است.
منبع: تبيان



آیا روابط دیجیتالی و عشق از راه دور، موفق است؟


وبسایت روزیاتو: میلیون ها تن از هموطنان تا پاسی از شب در شبکه های اجتماعی مشغول لایک و فالو هستند و گویی متوسط زمان خواب ایرانیان در یک دهه اخیر به شدت کاهش یافته است. اکنون شاهد روند فزاینده ارتباطات مجازی بین دخترها و پسرها نه فقط در ایران بلکه در نقاط مختلف جهان هستیم که با وجود کیلومترها فاصله، ارتباطات دیجیتالی سبب ایجاد تعلق خاطر و علاقه زن و مرد شده و این موضوع شاید تا سالها حتی بدون دیدار حضوری و زندگی مشترک ادامه پیدا کند.

آیا روابط دیجیتالی و از راه دور موفق است؟

در حال حاضر بسیاری از آشنایی ها و روابط به توجه به شرایط زندگی مدرن روابطی هستند که طرفین رابطه از هم دور هستند و در یک شهر و یا حتی کشور زندگی نمیکنند و نگران این موضوع هستند در این مقاله سعی شده که معایب و مزایای این نوع روابط بررسی شود . اگر شما رابطه عاشقانه از راه دور (مثلا در بستر شبکه های اجتماعی) دارید باید از مشکلات احتمالی این نوع روابط آگاه باشید و هر چه در توان دارید به کار ببرید تا این مشکلات آسیب زا و خطر آفرین کمتر شوند .

روابط راه دور با سه مشکل اصلی روبه رو هستند؛ این مشکل ها عبارتند از :

فرصت نمی کنید دوست/ نامزدتان را آن طور که در واقع هست ببینید

اگر بدانید فقط سه روز در کنار دوست / نامزدتان خواهید بود در این مدت سعی می کنید بهترین رفتار و حالات ممکن خود را به او نشان بدهید و او نیز در این مدت سعی می کند بهترین بخش های وجودی و رفتاری خود را به شما نشان دهد و طبیعی است که ظرف این مدت قسمت بدقلقی و بد خلقی شخصیتتان از چشم یکدیگر پنهان می ماند و به طور کامل در لحظاتی خوب و خوشایند به سر میبرد اما این مدت زمان برای اینکه یکدیگر را به خوبی بشناسید کافی نیست .

شما دوست / نامزدتان را در شرایطی نظیر مواقعی که برای مثال تحت فشار قرار گرفته و دچار بحران شده و یا شاید موقعی که بیمار و بد حال یا هراسان و وحشت زده است و یا زمانی که باید حل مسئله ای انجام شود و یا مدیریت بحران صورت گیرد، ندیده اید. در این موقعیت های بحرانی است که شخصیت و منش و طرز رفتار او برای شما آشکار می شود . برای اینکه میزان تفاهمتان را بررسی کنید ، این میزان شناخت و آگاهی لازم است . پس شما به وقت و زمان نیاز دارید تا ابعاد مختلف شخصیت یکدیگر را کشف و بررسی کنید .

شما روابط راه دور را انتخاب می کنید چون حوصله پرداختن به مشکلات و نقاط ضعف و قدرت خود را ندارید

تصور کنید دو ماه است که دوست/ نامزد خود را در که در شهر دیگری زندگی میکند ملاقات نکرده اید و حالا او برای دیدن شما و گذراندن تعطیلات آخر هفته می خواهد سفری به شهر ما بکند . شام با هم بیرون می روید و شروع به صحبت می کنید. در میان صحبت هایش او چیزهایی می گوید که شما دوست ندارید و دلخور می شوید. در اینجا می توانید دو نوع تصمیم متفاوت بگیرید: آیا با او به دلیل حرفی که زده برخورد می کنید و ناراحتی خود را به او نشان میدهید

  • و این ریسک را میکنید که تعطیلات آخر هفته تان را خراب کنید؟
  • یا همه چیز را فراموش می کنید و به روی خودتان نمی آورید که ناراحت شده اید ؟

غالبا روش دوم را انتخاب میکنند و کاری میکنند که از بروز هر گونه برخورد و تنش جلوگیری شود ، چرا که نگرانند بگو و مگو، مشاجره ای پیش آید و هر دو احساس ناراحتی کنند و در ضمن ممکن است نیمی از تعطیلات نیز صرف همین موضوع بشود. به همین علت تصمیم میگیرند از ابراز احساسات و عقیده و نظر خود میگذرند. مشکل این گونه عادات رفتاری این است که شما و دوست/ نامزدتان هرگز نخواهید آموخت چگونه مسائل و مشکلاتتان را با یکدیگر حل و فصل کنید

و رابطه تان را به سطح بالاتر و عمیق تر تعهد و هماهنگی سوق دهید. حل نکردن مسائل و موضوعات و یا بیان نکردن دلخوری ها و ناراحتی ها درست مانند بمب ساعتی است که هر لحظه امکان دارد منفجر شود. ممکن است رابطه تان در ظاهر خیلی خوب و عالی به نظر برسد، اما شما با مهار کردن و ابراز نکردن احساسات تان اجاره ندهید از این مرحله که هر رابطه ای باید از آن عبور کند و از آن بگذرد رد شوید.

آیا روابط دیجیتالی و از راه دور موفق است؟

شما دیدی غیر واقع بینانه نسبت به تفاهم دارید

کسانی که روابط عشقی راه دور دارند نمی دانند چقدر نقاط مشترک اندکی دارند چرا که مدام مشغول سرگرم کردن خودشان هستند. چنانچه فقط یک تعطیلات کوتاه مدت سه روزه در اختیار داشته باشید، در این مدت کوتاه بیشتر وقتتان را به باهم بودن سپری می کنید و به رستوران و سینما و تئاتر سری می زنید و کارهایی از این قبیل انجام میدهید و یا اینکه وقت زیادی را صرف عشق بازی می کنید و کمتر فرصت میکنید به دیدن دوستان و فامیل بروید و زمانی را نیز با آنان بگدرانید .

گذراندن وقت بدین ترتیب تصویری غیر وافعی از رابطه به دست می دهد و این امکان دارد که شما در واقع از تعطیلات آخر هفته که توام با خوشی بوده لذت برده اید و خرسند باشید نه از اینکه با او بوده اید و حتی خودتان متوجه این موضوع نباشید . بسیاری از افراد هنگامی که دیگر تعطیلات به پایان میرسد و مجبور هستند به شهر خودشان برگردند یا هنگامی که تصمیم می گیرند باهم ازدواج کنند می بینند دیگر از آن خوشی ها خبری نیست به شدت احساس یاس و سرخوردگی میکنند.

آنان اغلب شکایت میکنند که : دیگر احساسم مانند گذشته نیست. همه چیز فرق کرده است.

برای اینکه یک رابطه راه دور و عاشقانه بتواند تبدیل به رابطه ای سالم، ماندگار و بادوام شود:

دو طرف در نهایت باید کاری کنند که هر دو برای مدتی طولانی در کنار هم در یک شهر و نزدیک یکدیگر باشند . این تنها راه فهمیدن این است که آیا با هم تفاهم دارید و یا خیر و همچنین تنها روش رسیدن به سطوح و لایه های عمیق تری از صمیمیت و نزدیکی است که برای زنده نگه داشتن عشقتان بدان نیاز مندید.

در بیشتر روابط عشقی راه دور که با موفقیت دو طرف این بوده است که طوری باهم رفتار می کرده اند گویی فاصله زیادی با هم ندارند و در یک رابطه عاشقانه تمام وقت با هم به سر می برند.

سعی نکنید هنگامی که با هم هستید لحظات را به طرزی خاص و ویژه بگذرانید بلکه همان کارهای عادی و همیشگی را انجام دهید .

سعی نکنید نقاط ضعف و بخش های مشکل آفرین و بد قلقی های شخصیت تان از دید دوست/نامزدتان پنهان بماند. اجازه دهید او خود واقعی تان را با همه کمی ها و کاستی هایش ببیند.

احساسات خود را جرح و تعدیل نکنید و به خودتان صادقانه قول دهید هرگاه سر و کله احساس بدی پیدا شد آن را بپذیرید و به آن گوش دهید.

ارتباطات بی هدف، مثل کسب و کار بدون برنامه تجاری (Business Plan) است. برای ارتباطات خود، چارچوب و ساختار مشخص و رویه ای اثبات شده و مطمئن طراحی کنید و از نظرات مشاوران مجرب بهره یگیرد.


خبرگزاری آريا – چرا روابط سرد مي شود؟


چرا روابط سرد مي شود؟

خبرگزاري آريا –
چرا روابط سرد مي شود
حتما شنيده‌ايد که عشق، مانند يک گياه نياز به مراقبت و رسيدگي دارد و بدون آن پژمرده مي‌شود. اما شايد ندانيد که اين رسيدگي کار چندان پيچيده‌اي نيست و تنها چند قانون طلايي دارد. اولين و مهم‌ترين آنها اين است که هيچ‌گاه رابطه عاطفي و عاشقانه خود را امري مسلم و هميشگي فرض نکنيد، زيرا اين رابطه بسيار شکننده‌تر از چيزي است که تصور مي‌کنيد. به محض آنکه وجود چيزي را بديهي بدانيد و تصور کنيد کسي که دوستش داريد هميشه با شما خواهد ماند و همين طور دوستتان خواهد داشت؛ يعني که در مسير از دست دادنش قرار گرفته‌ايد.
رابطه‌هايي که يخ مي‌زنند
شما پيش از ازدواج، در بهترين حالت، درمورد موضوعات مهم و کلي با همسرتان به توافق رسيده‌ايد و تصور مي‌کنيد همه چيز را تحت کنترل داريد. اما اوضاع هميشه مطابق انتظار پيش نمي‌رود و هر قدر هم که خود را آماده کرده باشيد، زندگي مشترک، شگفتي‌هايي برايتان خواهد داشت. شايد اين دست اندازها حتي در دوران عقد مقابل شما قرار گيرند و کم کم شما را از زندگي مشترک دلزده کنند. بخصوص اگر اين دوران برايتان طولاني شده باشد.
شما جزو کدام دسته‌ايد؟
از دست دادن علاقه يا کمرنگ شدن آن، به دلايل زيادي اتفاق مي‌افتد. قبل از آنکه تصميمي بگيريد به خودتان زمان بدهيد و خوب فکر کنيد که مشکل دقيقا کجاست؟ آيا مسائل جانبي رابطه شما را تحت تاثير قرارداده يا مشکل جدي‌تري وجود دارد؟ احساس کينه و خشم مي‌کنيد يا صرفا مشکلات معمول روزمره مثل استرس، خستگي، فشار کار، دردسرهاي عروسي و رابطه با خانواده همسر و… شما را از هم دور کرده و اجازه نمي‌دهد به خودتان برسيد. زوج‌هاي موفق کساني هستند که خودشان را در اين موقعيت جديد پيدا مي‌کنند و مشکلاتشان را به‌خوبي مديريت مي‌کنند.
در جست‌وجوي احساس از دست رفته!
اگر تصور مي‌کنيد که عشق‌تان از بين رفته است، دو انتخاب پيش روي شماست. مي‌توانيد براي بازگرداندن آن بجنگيد و هر طور شده حفظش کنيد يا اينکه رهايش کنيد و شانس خود را جاي ديگري امتحان کنيد. فقط به ياد داشته باشيد که هر ازدواجي ارزش جنگيدن دارد و بيرون از يک رابطه هميشه چيز فوق‌العاده‌تري در انتظار شما نيست.
بسياري از سرخوردگي‌هاي شما به شخص شما يا طرف مقابل‌تان برنمي‌گردد، بلکه در ذات زندگي مشترک يا اصولا هر رابطه عاطفي درازمدتي نهفته است. وقتي درگير چنين رابطه‌اي هستيد بايد حوصله کنيد. برگرداندن عشق و احساسات لطيف به زندگي، روياي دور از دسترسي نيست، فقط مثل همه چيزهاي خوب و خواستني ديگر، نياز به تلاش و از خودگذشتگي دارد.
بهتر است از خودتان شروع کنيد. اشتباهات خود را بپذيريد و قبول کنيد در وضعي که پيش آمده شما هم بي‌تقصير نبوده‌ايد. اگر تصورتان از زندگي مشترک سراسر گل و بلبل بوده است، کار شما سخت‌تر خواهد بود، زيرا بايد در دو جبهه مبارزه کنيد؛ اول با انتظارات نابجاي خود و پس از آن با مشکلات ريز و درشتي که سر راهتان قرار مي‌گيرد.
هر اندازه هم که شما، تجربه خود از زندگي مشترک را شخصي و منحصر به فرد بدانيد، اين روابط گذرگاه‌هاي مشترکي دارند. دانستن اين امر به شما کمک مي‌کند تا درکي واقع‌بينانه از زندگي داشته باشيد و انتظارات خود را به گونه‌اي تعديل کنيد که در مواجهه با اين تغييرات دچار يأس و سرخوردگي نشويد
فانتزي‌هاي خود را فراموش کنيد!
مطمئن باشيد که هر رابطه‌اي هر قدر هم عاشقانه، در دراز مدت فروکش مي‌کند و جزر و مدي گريزناپذير دارد. شما نمي‌توانيد براي هميشه در نقطه اوج بمانيد و اين احتمالا نااميدکننده است. با اين حال، بايد بدانيد که اين روندي طبيعي بوده و به هيچ وجه به اين معنا نيست که شريک زندگي‌تان شما را پس زده يا رابطه‌تان به بن بست رسيده است. قرار نيست که زندگي مشترک شبيه فانتزي‌هاي ما باشد؛ چيزي که در فيلم‌ها ديده‌ايم يا در کتاب‌ها خوانده‌ايم. قرار نيست که پس از گذشت مدت‌ها، رابطه ما همان هيجان و کشش روز اول را داشته باشد. هيچ رابطه عاشقانه‌اي بدون فراز و نشيب نيست و همه روابط به مرور زمان تغيير مي‌کنند. اين بالا و پايين‌ها، سطح پذيرش، درک متقابل، وابستگي و تعهد افراد به هم را تغيير مي‌دهد.
هر اندازه هم که شما، تجربه خود از زندگي مشترک را شخصي و منحصر به فرد بدانيد، اين روابط گذرگاه‌هاي مشترکي دارند. دانستن اين امر به شما کمک مي‌کند تا درکي واقع‌بينانه از زندگي داشته باشيد و انتظارات خود را به گونه‌اي تعديل کنيد که در مواجهه با اين تغييرات دچار يأس و سرخوردگي نشويد. کافي است اين زير و بم‌ها را بشناسيد و به آنها واکنشي منطقي نشان دهيد.
همپاي رابطه‌تان بزرگ شويد!
حتما روزهاي اول آشنايي‌تان را به ياد مي‌آوريد؛ برق خاصي که در نگاهتان بود و شوقي که وجودتان را گرم مي‌کرد. انگار همه دنيا زير پاهايتان است و هيچ چيز غيرممکني براي شما وجود ندارد. تا بخواهيد راز و نياز عاشقانه است و وعده‌هاي شيريني که به فردا حواله کرده‌ايد. همه چيز همسرتان از نظر شما ايده‌آل و بي‌نقص است. حرف‌هايتان تمامي ندارد و يک لحظه هم طاقت دوري هم را نداريد.
معلوم نيست چقدر زمان بايد بگذرد اما کم کم احساس مي‌کنيد که اوضاع تغيير کرده است. چيزهايي که در مورد او دوست داشتيد ديگر چنگي به دل نمي‌زند، خنده‌هايش آن‌قدرها که فکر مي‌کرديد جذاب و دلنشين نيست. با سر و صدا غذا مي‌خورد، پايش بو مي‌دهد، زيادي در حمام مي‌ماند و… . احتمالا از اين همه تغيير متعجب شده‌ايد اما جاي نگراني نيست. اتفاقي که رخ داده اين است: شيفتگي و تب و تاب شما فرونشسته و جاي خود را به واقعيات داده است. حالا يک آدم ديگر رو به روي شماست، آدمي با نقاط ضعف و قوت خاص خود که مي‌توانيد انتخاب کنيد دوستش داشته باشيد يا نه.
به هر حال، وارد مرحله جديدي از زندگي شده‌ايد. کنار آمدن با همه اين تضادها آسان نخواهد بود، اما مطمئنا شما را رشد مي‌دهد. اگر بخواهيد همواره در آن سرمستي آغاز آشنايي بمانيد هيچ‌گاه چيز باشکوه‌تري را تجربه نمي‌کنيد. ممکن است لحظاتي که دست هم را در دست مي‌گيريد و به چشمان هم نگاه مي‌کنيد کمتر و کمتر شوند، اما با گذشت زمان رابطه شما عميق‌تر مي‌شود. به جاي آنکه انتظار داشته باشيد رابطه‌تان تازگي و طراوت روز اول را داشته باشد، قدر چيزهايي را که با گذر زمان به دست مي‌آوريد بدانيد؛ امنيت، صميميت و اعتماد متقابلي که حاصل رابطه‌اي مستمر و طولاني است.
منبع:تبيان


تیغ دو دم بی‌اعتمادی بر روابط بیمار و پزشک


روزنامه ایران – فریبا خان احمدی، روزنامه نگار: چه تفاوتی میان «قصور پزشکی» و «خطای پزشکی» است؟ چگونه می‌توان مرزی بین خطا و قصور در نظر گرفت؟ باید گفت مرز بین این دو ، آنچنان باریک است که گاهی موجی را در افکار عمومی همچون بی‌اعتمادی و از بین رفتن اطمینان به پزشکان به راه می‌اندازد و دیوار بی‌اعتمادی به‌پزشک را هر روز بالاتر می‌برد. به گفته دکتر علی فتاحی، معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی کشور، در قصور پزشکی نوعی عمد نهفته است و اراده قبلی در آن دخالت دارد.

زمانی اصطلاح «قصور» به کار برده می‌شود که فرد در کاری که باید انجام می‌داده، کوتاهی کرده است، اما در خطای پزشکی نوعی غفلت وجود دارد که از روی سهو اتفاق می‌افتد. قصور پزشکی مصادیقی دارد که بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی، نبود مهارت و رعایت نکردن نظامات دولتی، مصادیق آن را تشکیل می‌دهد. انتشار برخی اخبار قصور یا خطای پزشکی در فضای مجازی که گاهی فضای روانی جامعه را ملتهب و اعتماد بیماران را نسبت به پزشک یا کادر پزشکی کمرنگ‌ می‌کند از واقعیت به دور است. مرز میان قصور و خطا در امر پزشکی آنقدر باریک است که باید با چشم یک متخصص به آن نگریسته شود.

تیغ دو دم بی اعتمادی بر روابط بیمار و پزشک

با گسترش شبکه‌های اجتماعی شاهد آن هستیم برخی از کسانی که هیچ تخصصی در زمینه پزشکی ندارند با انتشار اخباری درباره عارضه پزشکی عنوان می‌کنند قصور یا خطایی رخ داده‌است و فضای روانی جامعه را به هم می‌ریزند. برای درک بیشتر این موضوع باید به عوارض پزشکی نظیر حساسیت دارویی یا عفونت بعد از عمل بیمار اشاره کرد که نمی‌شود پزشک را خطاکار تلقی کرد و این عوارض جزء ذات پزشکی است و کار پزشکان در همه جای دنیا با چنین عوارضی همراه است. بسیاری از پرونده‌های مربوط به شکایات پزشکی در کشور ناشی از عوارض پزشکی است، عوارضی که بروز آن ناخواسته بوده و پزشک در ایجاد آن نقشی ندارد و لذا قصوری مرتکب نشده است. اما نکته‌ای که معمولاً به آن پرداخته نمی‌شود این است؛

در صورتی که ابراز نظرهای غیر فنی و تخصصی به خطاهای پزشکان افزایش یابد و این موج منفی در جامعه منجر به بی‌اعتمادی مردم به پزشکان شود شاهد پیامدهای دیگری خواهیم بود از جمله «ترس» و «عدم پذیرش پزشکان» از جراحی‌های پر ریسک. در این میان اگر خطا یا قصوری از سوی پزشکی سر بزند سازمان نظام پزشکی و دادگستری مسئول رسیدگی به خطاهای آن هستند و در این رابطه کارشناسان دادگستری در پزشکی قانونی و کارشناسان نظام پزشکی هیأت انتظامی سازمان نظام پزشکی به موضوعات پیش آمده در حوزه سلامت رسیدگی می‌کنند. به گفته دکتر احسان شمسی کوشکی، عضو کمیته بین‌المللی اخلاق زیستی یونسکو در همه دنیا خطای پزشکی رخ می‌دهد و هیچ کاری از جمله پزشکی فارغ از خطا نیست.

مردم باید آگاه باشند خطاهای فنی از جمله تزریق اشتباه دارو بویژه در موارد اورژانسی بالا است اما قضاوت در مورد اینکه پزشک خطایی انجام داده یا خیر بسیار کار پیچیده، سخت و طاقت‌فرسایی است. به باور این متخصص اخلاق پزشکی، بسیاری از مواردی که با عنوان خطای پزشکی در اخبار عمومی مطرح می‌شود اصولاً بحث خطاهای پزشکی در آنها مطرح نیست. تشخیص خطاهای پزشکی باید توسط افراد متخصص رشته اخلاق پزشکی انجام شود و این کار بسیار سختی است.

او با اشاره به تفسیرهای اشتباهی که گاهی از سوی افراد غیرمتخصص درباره عملکرد پزشک و روند درمان بیماری انجام می‌شود، می‌گوید: «ظهور شبکه‌های اجتماعی موجب شده هر فرد غیر متخصصی در مورد عملکرد پزشک و خطاهای پزشکی در این شبکه اظهار نظر کند.هر گونه اظهارنظر غیرتخصصی در مورد احتمال وقوع خطاهای پزشکی که منجربه تشویق اذهان مردم شود واقعاً جرأت می‌خواهد. اگرچه خطای پزشکی باید شفاف‌سازی شود اما برخورداری مردم از اطلاعات نادرست این شبکه‌ها منجربه کاهش اعتماد بیمار به پزشک شده و در نظام اجتماعی اخلال ایجاد کرده است.»

گذار از مرحله پزشک سالاری به بیمار محوری

اما اگر یکی به میخ زده‌ایم، یکی هم به نعل بزنیم. آیا اعلام قصور و خطاهای پزشکان به نوعی، سلطه پزشک به بیمار را کم نمی‌کند؟ مگر نه اینکه پزشک در مورد وضعیت بیماری و روش جراحی و درمان باید به بیمار توضیح دهد و به نوعی بیمار نیز در تصمیم‌گیری مراحل درمان سهیم است، پس چرا در بیشتر درمان‌ها پزشکان توضیح مبسوطی به بیمار یا همراهان او نمی‌دهند؟ پزشک به بیمارش توضیح نمی‌دهد که مثلاً برای درمان بیماری سرطان می‌شود از چند طریق بیمار را معالجه کرد و شانس کدام درمان بیشتراست. به گفته برخی از کارشناسان حوزه سلامت این رفتار نوعی سلطه پزشک به بیمار محسوب می‌شود و برخی از شکایات مربوط به خطا یا قصور پزشکی محصول چنین رفتاری است.

دکتر کوشکی در این باره چنین می‌گوید: «رابطه پزشک و بیمار در طول تاریخ با توجه به تغییرات اساسی دچار تحولاتی شده است، یکی از این تحولات تبدیل فرهنگ پزشک سالاری به بیمار محوری بوده به این مفهوم که با افزایش آگاهی مردم و قدرت تصمیم‌گیری، بیماران امکان مشارکت بیشتری در تصمیم‌گیری پیدا کرده‌اند. پزشکی امروز، بیمار محور است و این امر پذیرفته‌ای در دنیا است.» در چنین شرایطی پزشک اطلاعات لازم و مورد نیاز بیمار را در اختیارش قرار می‌دهد و بیمار از بین گزینه‌های پزشکی یکی را انتخاب می‌کند. برای مثال پزشک از بین گزینه‌های مصرف دارو یا عمل جراحی یکی را با مشاوره پزشک برحسب نیاز و صلاح انتخاب می‌کند.

این مسیر روند آگاهانه از بیماری است این اتفاق باید بیفتد تا پزشک قبل از هر گونه اقدام راجع به بیماری و روش درمانی به بیمارش توضیح و بعد اقدام مورد نیاز را انجام دهد. به عقیده صاحب‌نظران حوزه پزشکی، ما در دوره‌گذار از پزشک سالاری به بیمار محوری هستیم. در گذشته نه چندان دور پزشک کار لازم را با پدرسالاری برای بیمارش انجام می‌داد البته اینکه پزشک همچون پدر بیمار باشد نکته بدی نیست، اما در جامعه امروز فرزندان هر کاری را که پدرشان بگوید، نمی‌پذیرند، بنابراین امروزه بیماران هم هر اقدام پزشک را قبول نمی‌کنند. اگرچه پزشکان طبق فرهنگ پدرسالارانه‌ای با بیماران‌شان رفتار می‌کنند و البته اشتباه هم نیست اما جامعه امروز این فرهنگ را پذیرا نیست.

تیغ دو دم بی اعتمادی بر روابط بیمار و پزشک

متخصصان اخلاق حرفه‌ای پزشکی تأکید می‌کنند؛ باید به سمت بیمار محوری برویم. مشورت نکردن پزشک با بیمار موجب شده گاهی بیمار اطلاعات مورد نیازش را در اینترنت جست و جو کند و چون اطلاعاتی که در معرض اینترنت و شبکه‌های اجتماعی وجود دارد، غلط است بیمار درک درستی از بیماری‌اش پیدا نمی‌کند، بنابراین پزشک باید وقت بیشتری را با بیمارش بگذارد تا باورهای نادرست بیمار را نسبت به بیماری‌اش تصحیح کند. شکی نیست که انتشار اخبار گوناگون از شبکه‌های اجتماعی کارنامه خطاهای پزشکی در ایران را خدشه دار کرده در این میان مردم هم نسخه‌هایی را برای به حداقل رساندن خطاهای پزشکی می‌پیچند، برای مثال گاهی برخی از بیماران عنوان می‌کنند چرا در اتاق پزشک دوربینی برای پایش عملکرد جراح وجود ندارد؟

دکتر کوشکی معتقد است؛ تعبیه دوربین در اتاق پزشک یا عمل راهکار مناسبی نیست چون حرفه پزشکی به شکلی نیست که دوربین‌ها مانند پلیس ناظر، تخلفات را ثبت کنند. رابطه پزشک و بیمار رابطه اخلاقی بوده و بجز این هم مقدور نیست، اگر به این اعتماد خدشه‌ای وارد شود نخستین کسی که ضرر می‌کند خود مردم هستند. علاوه بر این با ادامه این روند پزشکان مریض‌های بد حال را نمی‌پذیرند بنابراین به نفع مردم است که رابطه پزشک و بیمار اخلاقی بماند و به رابطه حقوقی خشک تبدیل نشود. خطای پزشکی در هر حال رخ می‌دهد و هیچ تضمینی بابت اینکه پزشک مرتکب خطایی نشود وجود ندارد، اما چنانچه پزشک متوجه خطای خود در درمان بیمار شود وظیفه اخلاق پزشکی او است که خطای مرتکب شده را اعلام کند.

کادر پزشکی باید خطای پزشکی را آشکارسازی کند

اما دراین میان وظیفه رسانه‌ها برای پیگیری تخصصی چنین موضوعاتی باید چگونه باشد؟ برای مثال بعد ازآنکه پرونده پزشکی مرحوم کیارستمی به رسانه‌ها کشیده شد، به‌دلیل آنکه جامعه پزشکی درباره جزئیات این پرونده شفاف‌سازی نکرد ابهامات گسترده‌ای در این باره مطرح شد و موجی از نگرانی‌ها را در میان مردم در پی داشت.دکتر کوشکی هم تأیید می‌کند که اطلاعات شفاف در پرونده مرحوم کیارستمی به مردم گفته نشد:«واضح است بروز خطای پزشکی در پرونده‌ای به این گستردگی نگرانی درمردم ایجاد می‌کند.

پرونده‌های پزشکی جای گمانه‌زنی نیست در مورد پرونده کیارستمی ده‌ها استاد برتر حوزه پزشکی نشستند و موضوع را بررسی کردند اما اینکه موضوع با مردم شفاف در میان گذاشته نشد، اتفاق خوبی نبود.» سال گذشته «سارینا» ۸ ساله به‌خاطر عفونت در بیمارستان علی‌آباد کتول استان گلستان بستری شد، پزشک بیمارستان نسخه‌ای به دست پدرش داد و از او خواست تا برای درمان دخترش آمپولی را تهیه کند. پس از تهیه این آمپول و تزریق آن به دختربچه ۸ ساله، وی با کاهش سطح هوشیاری مواجه شد و به کما رفت و در نهایت پس از چند هفته از دنیا رفت.

بررسی‌های مقدماتی درباره پرونده این دختردر دادگستری استان گلستان نشان داد تزریق اشتباه دارو، باعث به کما رفتن و در نهایت مرگ دخترک شده است. اما مسأله‌ای که هیچگاه مطالبه نمی‌شود شفاف‌سازی از سوی پزشکانی است که با اتهام خطا و قصور پزشکی روبه‌رو بوده‌اند. معمولاً هیچ نقل قولی از آنان منتشر نمی‌شود و هر کسی جز آنها در این‌باره اظهار نظر می‌کنند و در واقع هیچ شفافیتی صورت نمی‌گیرد. دکتر کوشکی در پاسخ به اینکه اگر در فرآیند درمان صدمه‌ای به بیمار وارد شود مسئولیت بیان این خطا متوجه چه کسی است، عنوان می‌کند:«پزشک وظیفه دارد علت بروز خطا را با شفافیت با مردم در میان بگذارد در این حالت میزان شکایت‌ها هم کم می‌شود.

تصور کنید، پزشکان خودشان خطا را آشکار کنند مردم مبنا را بر این می‌گذارند اگر خطایی هم رخ می‌دهد پزشک آن را به ما می‌گوید. اما چنانچه در جامعه روند به گونه‌ای باشد که خطا از سوی کادر پزشکی آشکار نباشد، مردم تصور می‌کنند خطا همیشه در سیستم پزشکی اتفاق می‌افتد. البته میزان حسی که مردم نسبت به خطاهای پزشکی احساس می‌کنند نسبت به اصل وجود خطا پیشی گرفته است.سیاست این کار که مورد تجربه و تأیید جهانی است لزوم آشکار‌سازی خطای پزشکی توسط پزشک است از همین جهت نیز قرار است راهنمای تدوین اخلاق حرفه‌ای از تیرماه سال ۹۷ از سوی کادر پزشکی مورد استفاده قرار بگیرد.»

تیغ دو دم بی اعتمادی بر روابط بیمار و پزشک

جای خالی گفتمان پزشکی با بیماران

هر چند سازمان نظام پزشکی، مسئول رسیدگی به خطاهای پزشکی است، اما شکایت بیماران بجز این سازمان به سازمان پزشکی قانونی و دادسرای جرایم پزشکی هم ارجاع می‌شود، با اینهمه هنوز هیچ آمار دقیقی درباره میزان خطاهای پزشکی در ایران وجود ندارد. به اعتقاد این متخصص اخلاق پزشکی، آمارهای مربوط به‌خطا و قصور پزشکی عمدتاً مربوط به شکایت‌هایی است که به سازمان نظام پزشکی و پزشکی قانونی اعلام می‌شود، اما این آمارها نیاز به پژوهش دارند چون معلوم نیست چند درصد شکایت‌ها، خطاست. واقعیت این است آماری در رابطه با میزان خطای پزشکی وجود ندارد. علتش هم آن است که گفتمان پزشکی باز نیست و دیوار بی‌اعتمادی بین مردم و جامعه پزشکی هر روز بلندتر می‌شود

و این به‌خاطر نبود گفتمان بین پزشک و بیمار است. بنابرخواسته مردم، پزشکان باید سعی کنند با آنها بیشتر صحبت کنند. باید جلوی فاصله گرفتن جامعه پزشکی از مردم گرفته شود.بی‌اعتمادی بین پزشک و بیمار حتی می‌تواند در بحث توریسم سلامت نیز تأثیرگذار باشد، نظام سلامت ستون اصلی پزشکان است و در این میان قطعاً رابطه بیمار و پزشک قابل مقایسه با هیچ قشری نیست اما مشکلات اخلاق حرفه‌ای خطری است که جامعه پزشکی را تهدید می‌کند. به گفته دکتر کوشکی، آنچه بیش از همه موجب خدشه‌دار شدن اعتماد بیماران به پزشکان شده به‌خاطر ارتباط پزشکان با شرکت‌های دارویی است. پزشک نباید ارتباط مالی با شرکت دارویی داشته باشد.

علاوه بر این برخی از پزشکان در ازای ارجاع بیمار سهم خواهی می‌کنند در چنین شرایطی حتی اگر هم خدمات خوبی ارائه شود بازهم رابطه مردم با جامعه پزشکی بهم می‌خورد و مردم ارتباط‌شان را با پزشک ازدست می‌دهند. از سوی دیگر باید این را هم مد نظر داشت که امید به زندگی ایرانیان به ۸۰ سال رسیده است مفهوم این امر آن است پزشکان و در کنارش پرستاران در افزایش امید به زندگی مردم سهیم بوده‌اند از این‌رو تأکید می‌کنیم که باید ارتباط جامعه پزشکی و مردم باهم ترمیم شود. او این را هم گفت که مرز بین خطا و قصور و تقصیر و عارضه بسیار نزدیک است.برخی مواقع جداسازی اینها بسیار مشکل است.

وقتی مشکل برای بیمار پیش می‌آید جدا‌سازی قصور از تقصیر یا خطاکار کاملاً فنی و تخصصی است و به سادگی نمی‌توان درباره اتفاقی که منجربه نقص عضو و فوت بیمار شد، اظهار نظر کرد. دکتر علی فتاحی، معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی کشور در مصاحبه با ما می‌گوید: «تشخیص خطای سیستم پزشکی»، «عوارض ناخواسته» و «قصور»، کار بسیار فنی و تخصصی است. برای اینکه مرز بین خطا و قصور را مشخص کنیم باید این چند نکته را در تشخیص بین قصور و خطا مد نظر داشته باشیم؛ چنانچه پزشک در روند درمان بیمار متوجه بی‌احتیاطی خود نشود، بی‌مبالاتی انجام ندهد و کار مربوط به رشته و تخصص‌اش را بدرستی انجام دهد اما با این حال هر عارضه‌ای هنگام روند درمان ایجاد شود دامن پزشک را نمی‌گیرد،

چون او کاری را که باید انجام دهد انجام داده و به کاری که قابل پیشگیری است، توجه کرده است. بروز هر نوع اتفاقی در این شرایط عارضه ناخواسته تلقی می‌شود نه قصور پزشکی. برای مثال بیماری را در نظر بگیرید که دچار بیماری پنومونی (ذات‌الریه) بوده و فلان آنتی‌بیوتیک برای او تجویز شده است. بعد از تجویز دارو، بیمار به طور غیرقابل پیش‌بینی شده‌ای به آنتی‌بیوتیک واکنش آلرژیک نشان می‌دهد و دچار نارسایی کوتاه مدت کلیه شده و در بیمارستان بستری می‌شود. این رویداد یک عارضه ناخواسته است و قصور محسوب نمی‌شود. قصور به معنای کوتاهی در ارائه استانداردهای پزشکی یا به عبارت دیگر ارائه خدمات زیر خط استاندارد است.

در ادامه مثال بالا اگر در برگه شرح وضعیت بیمار، آلرژی او به آنتی‌بیوتیک خاصی قید شود ولی پزشک به آن بی‌توجهی کند، قصور پزشکی روی داده است. در ادامه چنانچه هنگام عمل جراحی مثلاً جسم خارجی مثل قیچی و پنس در بدن بیمار باقی بماند چون قابل پیشگیری است این خطا را عارضه نمی‌نامیم بلکه تقصیر و کوتاهی پزشک حساب می‌کنیم. اگر پزشک در انجام کار درمانی بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی نکند و نظامات دولتی مثل آیین‌نامه‌ها و قوانین را رعایت کند، بروز هر نوع حادثه‌ای برای بیمار تقصیر و کوتاهی تلقی می‌شود نه قصور. قصور به معنای ارائه خدمات پزشکی زیر خط استانداردهای تعیین شده است و به نوعی به تصمیم نادرست پزشک مربوط می‌شود.

تیغ دو دم بی اعتمادی بر روابط بیمار و پزشک

به‌عنوان مثال، در صورتی که پزشک برای بیمار مبتلا به اختلال کلیه در صورت نیاز به دیالیز آن را تجویز نکند در اینجا قصور پزشکی رخ داده است. از سوی دیگرپزشکی نیز مانند همه مشاغل دیگر خالی از خطا و اشتباه نیست. همان‌طور که یک آشپز هنگام پخت غذا، شکر را با نمک اشتباه می‌گیرد در کار پزشکی نیز ممکن است پزشک به هنگام تجویز دارو، «دوز» ۱٫۵میلی گرم را با ۱۵ میلی گرم اشتباه بگیرد این نه بی‌مبالاتی پزشک است و نه ناشی از تصمیم‌گیری اشتباه پزشک، بلکه به‌عنوان خطای سیستمی در نظر گرفته می‌شود چون بدون هر گونه عمدی اتفاق افتاده است.

به گفته معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی، ۶۰ تا ۶۴ درصد شکایت‌هایی که به دادسرای نظام پزشکی، عمومی و انقلاب گزارش می‌شود منجربه برائت پزشک شده و معمولاً نزدیک به ۳۵ تا ۴۰ درصد منجربه محکومیت کادر درمان می‌شود.اغلب خطاهای پزشکی مربوط به بحث تعرفه‌های پزشکی، عدم رعایت اخلاق حرفه‌ای و عارضه پزشکی است به این معنی که ۶۰ درصد شکایت‌ها مربوط به عارضه است یعنی بیمار در طول عمل فلج شده یا عضوش را از دست داده است.

او در پاسخ به اینکه کدام گروه‌های پزشکی بیشتر مرتکب خطا یا قصور می‌شوند، می‌گوید: «اینکه بگوییم چه گروهی بیشترین خطا را دارند آمار درستی نیست چون در کنار آمار خطا باید فراوانی اعمال جراحی و اقدامات درمانی را هم در نظر بگیریم اما به‌طور کلی در «بخش بستری» گروه زنان و زایمان، ارتوپد و جراحی و در «بخش سرپایی» دندانپزشکان و پزشکان عمومی بیشترین شکایات و درصد خطا را دارند چرا که ۶۰ درصد جامعه پزشکی را پزشکان عمومی تشکیل می‌دهند. اگر فراوانی پزشک و کادر درمانی و تعداد اعمال جراحی را کنار هم بگذاریم می‌بینیم این‌ها آمار درستی نیستند.»

بنا به اعلام معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی، آمار خطاهای پزشکی در سال ۹۶ نسبت به ۹۵ افزایش زیادی نداشته است و به‌طور کلی آمار خطای پزشکی در سال۹۶، نسبت به ۹۵، ۵تا ۶ درصد و نهایتاً ۱۰ درصد افزایش داشته است.

سالانه۹۲۰ میلیون بار مراجعه به مرکز درمانی در کل کشورداریم که در مجموع ۱۵ هزار پرونده شکایت پزشکی به سازمان تعزیرات حکومتی، دادسرای عمومی و نظام پزشکی ارجاع داده می‌شود که از این میزان ۳۰ تا ۳۵ درصد پرونده‌ها همپوشانی دارند یعنی مردم همزمان به سازمان نظام پزشکی، دادسرا و تعزیرات شکایت کرده‌اند. سال ۹۶، ۱۰ تا ۱۱ هزار پرونده شکایات پزشکی از سوی مردم در محاکم قضایی تشکیل شده است که ۵ هزار پرونده آن از سوی نظام پزشکی بررسی می‌شود. محرومیت دائم از مطب، توبیخ و تذکر عمده‌ترین محکومیت پزشکان خاطی است.


خبرگزاری آريا – آغاز فصل جديدي در روابط ايران و ژاپن در حوزه سلامت / حمايت دولت ژاپن از اقدامات وزارت بهداشت جمهوري اسلامي ايران




قائم مقام وزير بهداشت در امور بين الملل خبر داد:

آغاز فصل جديدي در روابط ايران و ژاپن در حوزه سلامت / حمايت دولت ژاپن از اقدامات وزارت بهداشت جمهوري اسلامي ايران

خبرگزاري آريا- قائم مقام وزير بهداشت در امور بين الملل از برگزاري سومين اجلاس تجهيزات پزشکي ايران و ژاپن خبر داد.
به گزارش خبرگزاري آريا، دکتر محسن اسدي لاري ضمن اعلام اين خبر گفت: اين اجلاس به همت گروه تجهيزات پزشکي ژاپن ( OMETA ) که متشکل از ۱۶۸ شرکت تجهيزات پزشکي مي باشد، در سفارت جمهوري اسلامي ايران در ژاپن برگزار شده است.
وي با بيان اين که در اين اجلاس بيش از ۶۰ شرکت ژاپني مشارکت دارند، گفت: دکتر مسائلي مشاور وزير و مدير کل تجهيزات پزشکي وزارت بهداشت و دکتر قريب عضو کميته فني تجهيزات پزشکي و رييس هيات امناي صرفه جويي ارزي در معالجه بيماران، سياستهاي وزارت بهداشت در حوزه تجهيزات پزشکي را تبيين کردند.
دکتر اسدي لاري افزود: بازار تجهيزات پزشکي ايران، وضعيت واردات، همکاري هاي متقابل، ساخت تجهيزات پزشکي، انتقال دانش و فناوري تجهيزات پزشکي و همکاري هاي تحقيق و توسعه از جمله موضوعاتي بود که توسط دکتر مسائلي، مدير کل تجهيزات پزشکي وزارت بهداشت به آن پرداخته شد و شرکتهاي خارجي نيز متقابلا نقطه نظراتشان را در اين زمينه ها بيان کردند.
قائم مقام وزير بهداشت در امور بين الملل افزود: انتظار اين است که بعد از باز شدن فضاي سياسي بين دو کشور و نيز تعهد سياسي مقامات عالي رتبه دو کشور ايران و ژاپن و همچنين امضاي سند همکاري هاي اقتصادي و تامين مالي بين دو کشور که بالغ بر ۱۰ ميليارد دلار است، اقدامات بسيار مناسبي در راستاي گسترش همکاريهاي دو کشور در حوزه سلامت صورت گيرد.
دکتر اسدي لاري در ادامه با اشاره به مذاکرات صورت گرفته بين مقامات ايراني و ژاپني گفت: سرپرست سفارت ايران در ژاپن نيز از برگزاري مطلوب مذاکرات و حمايت جدي کشور ژاپن از حوزه سلامت و گسترش همکاريهاي دو کشور در حوزه سلامت خبر داده است.
قائم مقام وزير بهداشت در امور بين الملل در پايان با اشاره به امضاي دو پروژه همکاري مشترک در زمينه سلامت، افزود: مي توان گفت فصل جديدي در روابط نظام سلامت دو کشور و همچنين حمايت دولت ژاپن از اقدامات وزارت بهداشت ايران ايجاد شده است و اميدواريم که به اهداف و نتايج مطلوبي برسيم.