Tag Archives: قدرت

خبرگزاری آريا – طرح تحول سلامت با قدرت ادامه پيدا خواهد كرد/ تاکيد رييس جمهور بر تامين دارو و تجهيزات پزشکي


طرح تحول سلامت با قدرت ادامه پيدا خواهد كرد/ تاکيد رييس جمهور بر تامين دارو و تجهيزات پزشکي

خبرگزاري آريا- وزير بهداشت گفت: تقريبا ٥٠ درصد از وقت ما صرف اين مي شود كه تلاش كنيم تا مردم در حوزه دارو و تجهيزات پزشكي، با مشكلي مواجه نشوند.
به گزارش خبرگزاري آريا، دكتر سيدحسن هاشمي در حاشيه افتتاح مرکز پرتو درماني باران خرم آباد با اشاره به افتتاح بيمارستان اعصاب و روان مهر خرم آباد گفت: ساخت بيمارستان ٦٤ تختخوابي ويژه بيماران اعصاب و روان مهر خرم آباد از سال ٨٤ آغاز شده و با همت دانشگاه علوم پزشكي لرستان با سرعت قابل قبولي به بهره برداري رسيد كه بايد از اين دانشگاه تشكر كرد.
دكتر هاشمي افزود: با توجه به كمبود إمكانات درماني براي بيماران اعصاب و روان در سطح استان لرستان، به بهره برداري رسيدن اين بيمارستان اهميت زيادي دارد.
وزير بهداشت درخصوص مركز پرتو درماني باران گفت: اين مركز پرتو درماني به منظور خدمات رساني به بيماران مبتلا به سرطان تأسيس شده و خدمات را در سطح عالي و با إمكانات پيشرفته ارائه مي دهد، البته اين مركز براي ارائه خدمات كافي نيست، اما مانع از اين مي شود كه بيماران به استان هاي ديگر اعزام شوند.
دكتر هاشمي ادامه داد: بايد سعي شود در يك يا دو سال آينده، مشابه اين مركز را به مجموعه مراكز پرتودرماني اضافه كنيم.
وزير بهداشت با بيان اينكه خيرين سلامت در استان لرستان نيز فعال هستند، خاطرنشان كرد: قبلا تاكيد كرده ايم كه هر كجا خيرين قدم بردارند و كمك كنند، وزارت بهداشت نيز ٥٠ درصد كمك خواهد كرد، بنابراين در پروژه هايي كه آنها آغاز كرده اند، وزارت بهداشت در تجهيز و بهره برداري پروژه اقدام خواهد كرد.
دكتر هاشمي درخصوص طرح تحول سلامت تصريح كرد: طرح تحول سلامت، از ٥ سال قبل آغاز شده است و بركات آن متوجه مردم به ويژه در نقاط محروم و  استان هاي مرزي كشور شده است.
وزير بهداشت با بيان اينكه طرح تحول سلامت با قدرت ادامه پيدا خواهد كرد، گفت: به طور حتم، حمايت هاي دولت و مجلس شوراي اسلامي از طرح تحول سلامت ادامه پيدا خواهد كرد، تا آن بخش كه مربوط به مردم است، بدون نقص دنبال شود، اما در بخش مربوط به ارائه دهندگان خدمت از جمله پرستاران، كاركنان وزارت بهداشت و فروشندگان تجهيزات پزشكي و داروخانه ها، طلب هاي زيادي از بيمه باقي مانده كه اميداست در اين مورد هم گشايشي حاصل شود.
دكتر هاشمي درخصوص خلاهاي درماني به ويژه پزشك متخصص در استان لرستان گفت: ٣٠ درصد از ظرفيت دانشگاه ها به ظرفيت بومي اختصاص دارد، به اين معنا كه دانشجويان بومي به تدريج وارد چرخه ارائه خدمت مي شوند، درعين حال، توزيع متخصص معمولا آبان ماه هرسال صورت مي گيرد.
وزير بهداشت بيان كرد: از جمله مواردي كه همواره مورد توجه است، محروميت از نظر حضور و تعداد متخصصان در هر نقطه اي از كشور است، بايد پذيرفت كه كشور پهناوري با ٨١ ميليون نَفَر جمعيت داريم، از طرفي سالانه مثلا ٦٠ نَفَر جراح مغز و ٨٠ نفر متخصص ارتوپدي تربيت مي شود كه عمدتا طرح قانوني خود را مي گذرانند و بعد از اتمام طرح از مناطق محروم خارج مي شوند، لذا بهترين راه حل بومي گزيني و تربيت افراد بومي هر استان است و مي توان گفت شرايط ظرف چندسال آينده تغيير خواهدكرد، ضمن اينكه به فكر راه حل هاي كوتاه مدت هم هستيم و از هيچ تلاشي براي آسايش مردم دريغ نخواهيم كرد.
دكتر هاشمي درخصوص تأمين تجهيزات پزشكي و دارو در شرايط تحريم گفت: يكي از اقدامات جدي وزارت بهداشت اين است كه مردم در  شرايط تحريم، در حوزه سلامت آسيب كمتري ببينند، زيرا به هرحال تحريم ها آسيب رسان هستند.
وزير بهداشت ادامه داد: از نظر رييس جمهور امريكا، اين تحريم ها، شديدترين و بي رحمانه ترين نوع تحريم است، اما از نظر ما، تحريم در قرن ٢١ به شدتي كه وي تصور مي كند، نيست، مخصوصا براي كشوري مانند ايران كه با ١٥ كشور همسايه بوده و چند دهه تجربه تحريم را داشته است.
دكتر هاشمي اظهارداشت: كشور ايران به شرايط سخت و طاقت فرسايي كه ترامپ درنظر دارد، دچار نخواهد شد، اما دراينكه مردم، كودكان شيرخوار و افراد مسن و بيماران آسيب مي بينند، ترديدي نيست و متاسفانه مدعيان حقوق بشر نيز سكوت كرده و فقط نظاره گرند.
وزير بهداشت با بيان اينكه اعمال تحريم ها، ايران را در تبادلات مالي دچار مشكل مي كند، يادآور شد: آنها ادعا مي كنند كه دارو و تجهيزات پزشكي جزو تحريم ها محسوب نمي شود، اما زمانيكه نتوانيم پول را جا به جا كنيم يا در فروش نفت به اروپا با مشكل مواجه شويم، آسيب خواهيم ديد.
دكتر هاشمي گفت: تقريبا ٥٠ درصد از وقت ما صرف اين مي شود كه تلاش كنيم تا مردم در حوزه دارو و تجهيزات پزشكي، با مشكلي مواجه نشوند.
وزير بهداشت با بيان اينكه حوزه دارو و تجهيزات پزشكي مورد توجه و تاكيد رييس جمهور كشورمان قرار دارد، تصريح كرد: ستاد تدابير ويژه براي تأمين دارو و تجهيزات پزشكي در شرايط تحريم برنامه هايي دارد، درعين حال اميدواريم بتوانيم از سوي بانك مركزي و ساير بانك هاي عامل، حمايت هاي كافي را دريافت كنيم تا بخش دارو و تجهيزات با كمترين اسيب روبرو شود.


خبرگزاری آريا – مصرف ماهي موجب افزايش قدرت باروري مي شود


مصرف ماهي موجب افزايش قدرت باروري مي شود

خبرگزاري آريا – نتايج يک تحقيق جديد نشان مي دهد افزودن غذاهاي دريايي به رژيم غذايي مي تواند به افزايش قوه باروري افراد کمک کند.
به گزارش خبرگزاري آريا از مهر، اين مطالعه رابطه علّي و معلولي مصرف ماهي با افزايش قوه باروري را اثبات نمي کند، اما نشان مي دهد زوجيني که ماهي بيشتري در طول هفته مصرف مي کردند احتمال بارداري شان در طول مطالعه بيشتر بود.
«اودري گاسکينز»، سرپرست تيم تحقيق از دانشگاه هاروارد، در اين باره مي گويد: «نتايج مطالعه ما نشان مي دهد غذاي دريايي مي تواند داراي فوايد زيادي در زمينه باروري از جمله کوتاه تر شدن مدت زمان باردارشدن شود.»
در اين مطالعه، محققان وضعيت ۵۰۰ زوج را به مدت يک سال تحت نظر داشتند. تمامي شرکت کنندگان قصد بارداري داشتند. تمامي زوجين ميزان مصرف غذاي دريايي شان را نيز گزارش کرده بودند.
نتايج نشان داد ۹۲ درصد زوجيني که بيش از دو بار در هفته غذاي دريايي مي خوردند تا پايان مطالعه باردار شده بودند، حال آنکه ۷۹ درصد زوجيني که غذاي دريايي کمتر مصرف مي کردند تا پايان مطالعه باردار شده بودند.
اين مطالعه بيانگر اين مطلب است که مصرف غذاي دريايي مي تواند بر کيفيت اسپرم، تخمک گذاري يا کيفيت جنين تاثير گذارد.
گاسکينز در ادامه مي افزايد: «نتايج ما تاکيد دارد که نه تنها رژيم غذايي زن، بلکه رژيم غذايي مرد هم در زمان بارداري اهميت دارد و براي افزايش قدرت باروري، هر يک از زوجين بايد ماهي و غذاي دريايي را در رژيم غذايي خود بگنجانند.»
ماهي سرشار از پروتئين و ساير مواد مغذي اي است که براي زنان باردار و زناني که قصد بارداري دارند سودمند است.


خبرگزاری آريا – عواملي که قدرت و کارکرد مغز را کاهش مي دهند


عواملي که قدرت و کارکرد مغز را کاهش مي دهند

خبرگزاري آريا –
مغز, تقويت مغز, عوامل موثر در کاهش قدرت مغز
کمبود اکسيژن موجب کم‌کاري سلول‌هاي مغز مي‌شود
عواملي که قدرت و کارکرد مغز را کاهش مي دهند
شايد شنيده باشيد مسايلي همانند غم، ناراحتي، استرس و افسردگي قدرت مغز را تحليل مي‌برند. حتي ميزان تمرکز و حافظه کوتاه مدت را نيز تحت تاثير خود قرار مي‌دهند. در کنار اينها، موارد ديگري نيز هستند که قدرت و کارکرد مغز را تحت تاثير خود قرار مي‌دهند که بايد تا حد امکان از آنها دوري کنيد.
– ضربه فيزيکي به سر
يکي ديگر از مواردي که مغز را به طور موقت از کار مي‌اندازد، ضربه ديدن سر است. وقتي به سر فردي ضربه وارد مي‌شود با توجه به شدت ضربه، ممکن است بخشي از حافظه خود را از دست بدهد. دليل آن نيز اين است که متابوليسم گلوکز مغز قطع مي‌شود و نمي‌تواند اطلاعات وارده را تحليل و ثبت کند.
– هيجان
هيجان و اشتياق زياد چه براي شادي بيش از حد باشد و چه براي غم، ما را از دنياي واقعي يک قدم عقب‌تر نگه مي‌دارند. اين مساله را مي‌توانيد در نوجوان‌هايي که به تازگي عاشق شده‌اند به خوبي ببينيد و حس کنيد. آنها دايم در دنياي خيال هستند و خيلي زود عصبي و بي‌حوصله مي‌شوند. قدرت تمرکز خود را نيز تا اندازه زيادي از دست مي‌دهند.
افرادي که عاشق مي‌شوند، هورمون‌هاي اکسي توسين و اندروفين در مغز آنها بيشتر ترشح مي‌شود که موجب افزايش حس سرخوشي است. اين مساله باعث مي‌شود دايم به عشق خود فکر کنند و همين مساله حواسشان را پرت مي‌کند و نمي‌توانند به خوبي روي مسايل زندگي تمرکز کنند. حتي موجب آسيب رسيدن به حافظه آنها نيز مي‌شود. البته همه اين مسايل در مورد عشق‌هاي آتشين و هيجاني مصداق دارد و اگر فرد بتواند عواطف خود را کنترل کند، در معرض آسيب کمتري قرار خواهد داشت.
– ضربه عاطفي
تغيير شخصيت، استرس، افسردگي، عدم توانايي در تمرکز، دو بيني چشم و از دست دادن حافظه کوتاه مدت از جمله عوارض آسيب‌هاي روحي است که به فرد وارد مي‌شود. اين نشانه‌ها سه ماه پس از اين رويداد تازه خودنمايي مي‌کنند و اگر درمان نشوند حتي ممکن است تا آخر عمر گريبانگير فرد باشند.
مغز,عوامل موثر در کاهش قدرت مغز,تقويت مغز
خشم و استرس کارکرد مغز را تحت تاثير خود قرار مي‌دهند
– سومصرف مواد و الکل
زياده‌روي در هر امري آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري به دنبال دارد. از جمله بايد به سو مصرف مواد مخدر و الکل اشاره کرد که منجر به از بين رفتن حافظه مي‌شوند. اين افراد در تمرکز کردن نيز مشکلات زيادي خواهند داشت و ميزان صبر آنها را نيز کاهش خواهد داد.
– کم‌خوابي
از ديگر دزدهاي مغز بايد به بي‌خوابي اشاره کرد. يک فرد سالم بايد در طول شبانه‎روز دست‌کم ۷ ساعت خواب کامل داشته باشد. ۷ تا ۹ ساعت ايده‌آل‌ترين زمان خواب براي هر انساني به شمار مي‌رود. کمتر و بيشتر از آن به عملکرد مغز آسيب مي‌رساند. افرادي که دچار کم‌خوابي هستند، روي عواطف خود کنترل ندارند و ميزان يادگيري آنها به طرز محسوسي کاهش پيدا مي‌کند. حتي ممکن است به بدبيني و ترس نيز منجر شود.
– استرس و خشم
خشم و استرس نيز کارکرد مغز را تحت تاثير خود قرار مي‌دهند. افرادي که به طور دايم تحت استرس هستند، بخش هيپوکامپوس مغز آنها آسيب مي‌بيند و نمي‌توانند اطلاعات را در حافظه خود ذخيره کنند. اين افراد به دليل ترشح بيش از اندازه کورتيزول، دايم در حالت خستگي، ترس و حواس‌پرتي قرار دارند.
– بيماري لايم
اين بيماري نوعي تورم است که با خارش، سردرد، تب و لرز خودش را نشان مي‌دهد و به بدن درد منتهي مي‌شود. لايم که نوعي بيماري باکتريايي است موجب مي‌شود تا تمرکز فرد بيمار دچار آسيب بشود و حافظه کوتاه مدت خود را – در طول بيماري – از دست بدهد.
– رژيم غذايي ناسالم
هنوز به طور دقيق تاثير غذاهاي سالم و ناسالم مشخص نيست. اما دانشمندان کشف کرده‌اند ويتامين‌هايي همانند اسيدهاي چرب امگا ۳ که در ماهي، کتان، سويا، آجيل و … يافت مي‌شوند آمينو اسيد لازم براي سلامت مغز را تامين مي‌کنند و باعث مي‌شوند تا کارکرد مغز انسان بهبود بيابد. سلامت سلول‌هاي مغزي نيز علاوه بر افزايش حافظه موجب بيشتر شدن حس‌هاي مثبت و خوش‌بيني نيز مي‌شود.
– بهت و تعجب زياد
وقتي مساله‌اي همانند سوپرايز ناگهاني تمرکز عادي مغز را به هم مي‌ريزد، ممکن است بخشي از فکر و حافظه از بين برود. يا وقفه‌اي در روند فکر کردن ايجاد شود که کاملا موقتي است. ترشح بيش از اندازه آدرنالين، باعث مي‌شود تا تمرکز شما در يک موضوع واحد جمع شود. اين مساله موجب مي‌شود تا وقايع جانبي را به ياد نياوريد.
– کمبود اکسيژن
مغز به اکسيژن نياز مبرم دارد و هرگونه کمبودي موجب کم‌کاري سلول‌هاي مغز مي‌شود. وقتي مغز دچار کمبود اکسيژن مي‌شود قلب سريع‌تر مي‌تپد و تا خون بيشتري به آن برساند. تغييرات ناگهاني يا سيگار کشيدن موجب کاهش ميزان اکسيژن مغز مي‌شوند. اما به محض جبران اکسيژن فرد دوباره به حالت عادي باز خواهد گشت. اما نتيجه آن آسيب ديدن حافظه مغز است.
منبع : footofan.com



خبرگزاری آريا – دانه‌اي که دوبرابر شير قدرت دارد + عکس


دانه‌اي که دوبرابر شير قدرت دارد + عکس

خبرگزاري آريا – زياد کننده زور و عامل طول عمر است. غذايي که بر هر دارويي ترجيح دارد و بيشتر مواد مورد نياز سا ختماني بدني را در خود جاي داده است.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از مشرق، دانه کنجد علاوه بر کلسيم‌دار بودن از مبتلا شدن افراد به فشار خون نيز جلوگيري مي‌کند. مصرف کنجد که يک نوع مادهٔ غذايي است، ۳ برابر شيرهاي پاستوريزه کلسيم دارد. دانه کنجد علاوه بر کلسيم، منبع خوبي از منگنز، مس، آهن را دارا است به طوريکه پزشکان تغذيه معتقدند کلسيم موجود در نصف پيمانه کنجد، سه برابر بيشتر از شير در‌‌ همان مقدار (نصف پيمانه) است.
البته بايد اضافه کرد که استفاده از دانه کنجد از مبتلا شدن افراد به فشار خون بالا پيشگيري مي‌کند. بنابراين توصيه مي‌گردد، افراد براي اينکه به فشار خون مبتلا نشوند هميشه و در همه زمان از مصرف کنجد، اين خوراکي مغذي و کلسيمي غافل نشوند و هميشه اين خوراکي را در سبد غذايي خود جاي دهند.
دانه‌اي همه فن حريف
خوردن يک قاشق غذاخوري کنجد موجب تامين ۱۴ درصد از نياز کلسيم خانم‌ها شده و اگر آنها عادت به بلند کردن ناخن‌هايشان داشته باشند با مصرف کنجد ناخن‌هايشان محکم‌تر شده و ترک و شکنندگي بر روي اين عضو که جزئي از زيبايي انگشتان است ديده نمي‌‌شود.
به علاوه مصرف ۲ قاشق غذاخوري آن رساندن ۵ ميلي‌گرم روي را به بدن خصوصا پوست و مو و ناخن‌ها آسان مي‌کند. شايد بدانيد که کمبود روي چه اثراتي بر زيبايي دارد آکنه را کمتر مي‌کند و از نازک شدن موها جلوگيري مي‌کند و مانع ريزش موها خصوصا در خانم‌ها مي‌شود و در ضمن به دليل توام شدن اين ماده مغذي با ويتامين E اين اثرات صد چندان شده و مي‌توان از خواص ضدچروک و سفيدکنندگي (ضدلک) اين ويتامين استفاده کرد.
کنجد در درمان بي خوابي موثر بوده، خاصيت ضد ورم مفاصل و رماتيسم و همچنين خاصيت ضدسرطان دارد. دانه هاي کنجد حاوي مواد چربي، آنتي اکسيدان ها، روغن کنجد، مواد پروتئيني، اسيد آمينه، سلولز، مواد معدني و کلسيم است و بدين ترتيب دانه هاي کنجد بسيار مغذي و مقدار بسيار پرارزشي انرژي دارند.




معنا شناسی تعطیلات نوروز؛ لحظه‌های آسودگی در سیطره قدرت


سالنامه ایران – دکتر نعمت الله فاضلی*: «تعطیلات» در تاریخ ایران، پدیده ای معاصر است؛ به این معنا که تعطیل شدن روزهایی از سال با عنوان تعطیلات رسمی بخشی از ساز و کارهای دولت مدرن یا دولت- ملت ها و دولت های ملی شناخته می شود. تا پیش از شکل گیری «دولت» به معنای معاصر و مدرن آن، چیزی با نام «تعطیلات رسمی» در ایران وجود نداشت. مردم در برخی روزهای سال مانند نوروز یا عاشورا یا در بیست و یکم ماه رمضان از انجام فعالیت های شغلی دست می کشیدند. این نوع تعطیل کردن کار، به معنای تعطیل رسمی، یعنی تعطیلاتی که نوعی سازمان یا نهاد سیاسی یا حکومتی آن را اعلام کند، محسوب نمی شود.

تعطیلات در ایران پیشامعاصر بخشی از فرهنگ و اعتقادات دینی و قومی مردم بود. با شکل گیری دولت های ملی در تمام جوامع، «مدیریت زمان» یکی از ساز و کارها یا به تعبیر میشل فوکو یکی از «فناوری مدیریت زمان» تلاش می کردند تا نوعی نظم نمادین را در جامعه اعمال کنند. در دوره های پیش از جلوه دولت های ملی، «زمان» عمدتا براساس دین و طبیعت سازمان می یافت چرخش فصول سال، شیوه تولید و عوامل طبیعی، تعیین کننده نحوه مواجهه مردم با زمان و مدیریت آن بود. از طرف دیگر، دین به عنوان اصلی ترین منبع معنابخش و معناساز فرهنگ به تمام لحظه های زندگی فردی و اجتماعی معنای می دارد. روزهایی از سال به عنوان ایام مذهبی در چارچوب دین های مختلف معنا می شد.

لحظه‌های آسودگی در سیطره قدرت

دکتر نعمت الله فاضلی

اما با شروع دنیای جدید هم «طبیعت» و هم «دین» بتدریج نقش تاریخی خود را در تعریف و تعیین معنای زمان از دست دادند یا نقش آنها کمرنگ تر شد. با ورود انقلاب صنعتی در قرن هفدهم و شکل گیری اقتصاد صنعتی و کارخانه ای و همچنین با شکل گیری نظام بوروکراسی یا دیوان سالاری جدید، «زمان» را زندگی یا کار تعیین می کرد نه طبیعت. مردم براساس نظم اداری و مقتضیات سازمانی، روزهایی از سال را مطابق برنامه کاری سازمان خود در ادارات یا کارخانجات حاضر می شوند و ساعات مشخصی از رفتن به سر کار و حضور در سازمان ها و کارخانه ها معاف هستند. دیگر «طبیعت» نیست که براساس گردش فصل یا کیفیت خود اقتدارش را به کشاورزان و دهقانان تحمیل کند،

بلکه این «بوروکراسی مقتدر» است که به تعبیر مارکس وبر همچون قفس آهنی همه شهروندان را ملزم می سازد که چه ساعتی از خواب برخیزند تا چه ساعتی در محیط کار بمانند و چگونه زمان زندگی را مدیریت کنند. فرم زندگی مدرن نیز عامل دیگری است که در دنیای جدید مدیریت زندگی ما و معنای آن را تحت تاثیر قرار داده است. در دنیای پیشامعاصر، ما با زمان روستایی و زمان عشایری زندگی می کردیم اما اکنون، زمان شهری و زمان کلانشهری را تجربه می کنیم. زمان روستایی و عشایری متناسب با مقتضیات اقتصادی و جغرافیایی و همچنین کلیت شیوه زندگی روستایی و عشایری معنا دارد.

در زمان روستایی و عشایری ما با ساعت و شمارش ثانیه ها و دقیقه ها و ساعت ها سر و کار نداریم بلکه آداب و رسوم، دامپروری و کشاورزی است که نوعی زمان کیفی را برای روستاییان و عشایر شکل می دهد. اما در زندگی شهری و کلان شهری که در دنیای مدرن به صورت شیوه مسلط زندگی برآمده اند ما با «زمان کمّی» سر و کار داریم. ساعت های مچی و موبایل ها که به صورت پاره ای از اندام ما هستند نوعی زمان مکانیکی و کمی شده را بر بدن ها و زندگی های ما تحمیل می کنند. ما اکنون ناگزیر هستیم تمام ساعت های زندگی را بشماریم و نه تنها روز تولد و تعداد سال های زندگی یا عمر، بلکه باید تقویم تاریخ را هم براساس هجری شمسی، هجری قمری و حتی میلادی بدانیم.

زندگی در دنیای کلان شهری مستلزم نوعی آگاهی تقویمی و شمارش مکانیکی زمان شده است. تعطیلات در دوره های پیشامعاصر و معاصر معنای کاملا متفاوت دارند. در دوره پیشامعاصر ما چیزی به نام «تعطیلی» یا «تعطیلات» نداریم. همان طور که اشاره کردیم روزهای کمی از سال مردم به شیوه ای فرهنگی یا مبتنی بر اعتقاد و باور دینی یا قومی از فعالیت های شغلی دست می کشند اما در عین حال به مجموعه گسترده ای از فعالیت ها میپردازند که هدف آنها تولید سرمایه فرهنگی و نمادین است. از این رو، در دوره پیشامعاصر هیچ روزی تعطیل نیست بلکه کیفیت فعالیت ها و تولیدات متفاوت هستند؛ برای مثال، نوروز که مهم ترین روزهای فرهنگی تاریخ ما است در چارچوب شیوه زندگی پیشامعاصر هیچگاه روز تعطیل نبوده است.

در دوران پیش از اسلام، نوروز، جزو روزهای مقدس دینی بود و مردم در این روزها به انجام نیایش های گوناگون و انجام فرایض دینی اقدام می کردند. اما با ورود اسلام به ایران، نوروز معنای دیگری به خود گرفت. در دوره بعد از اسلام، نوروز همچنان نوعی «زمان آیینی» است که در آن مردم مجموعه گسترده ای از فعالیت ها را برای تولید سرمایه اجتماعی و فرهنگی انجام می دهند. روزهای نوروز هرگز تعطیل نیستند بلکه مردم به برگزاری آیین های گوناگون مانند آیین خانه تکانی، آیین خرید، آیین دید و بازدید و آیین های دیگر مشغول می شوند. تعطیل بودن این ایام نیز از درون تجربه تاریخی و جمعی زندگی مردم ایران سرچشمه می گیرد نه از اراده حکومت ها. چه بسا حکومت ها در طول تاریخ گرایش تقریبی به این آیین ها نداشتند اما به دلیل جایگاه نوروز در ناخودآگاه ذهن جمعی مردم و فرهنگ آنان، ناگزیر به پذیرش آن شدند.

با شکل گیری دولت های ملی و معاصر لاجرم دولت ها باید به «مدیریت زمان» می پرداختند تا بتوانند نقد سیاسی و نمادین خود را شکل دهند. انقلاب صنعتی، توسعه شهرنشینی و شکل گیری نظام اداری و بوروکراسی جدید بتدریج نوعی سازمان ساده ای برای معنای زمان در زندگی انسان معاصر ایجاد کرد. طی ۱۵۰ سال گذشته ما درگیر «مقوله زمان» هستیم. از سویی به دلیل تاریخ چند هزارساله ایران بقایای زمان فرهنگی به مثابه نوعی میراث فرهنگی در جامعه ما به شیوه قدرتمند به جای مانده است عاشورا، روزهای مذهبی، نوروز و روزهای قومی و ملی و… میراث فرهنگی چندین هزارساله ما است اما از طرف دیگر، زمان معاصر از طریق نظام اداری، شهرنشینی، صنعتی شدن و عوامل مدرن دیگر، خود را بر زندگی ما سوار کرده اند.

لحظه‌های آسودگی در سیطره قدرت

ما ناگزیر همسو با دیگر ملت های جهان، روزهایی از سال را به عنوان «تعطیلات رسمی» اعلام می کنیم. نظم جدید ایجاب می کند که زمان زندگی ما نه براساس گردش فصول بلکه براساس چرخش هفته ها تنظیم شود. ما اکنون نیازمند تعطیلات پایان هفته هستیم. گویی هر هفته مانند فصل یا سال دوره ای است که باید در لحظه ای شروع و در لحظه دیگر پایانی ابد تا بتواند مجددا آغاز هفته ای شکل گیرد. تعبیر «هفته» به عنوان دوره کوتاه مدت زندگی از نوآوری های دوره مدرن است که در جامعه، ما نیز با آن سر و کار داریم. البته در فرهنگ ایران باستان همه روزهای سال، نوعی نام آیینی داشت که در آن جشن یا سوگواری خاصی انجام می شد. ولی هیچ روز از سال به عنوان روز تعطیل یا تعطیلات پایان هفته نبود.

در دوره های پیشامعاصر، روزها از منظر معنایی و دینی، از نوعی غنا یا فربهی برخوردار بودند. هیچ لحظه ای از زندگی آدمی بیرون از سپهر معنای دینی قرار نداشت. اما در دوره معاصر، گویی زمان از سپهر یا افق دین آزاد می شود حتی در جوامع دینی مانند ایران نیز تنها روزهای خاصی با نام های روزهای مذهبی نامگذاری می شوند. سایر روزها که اکثریت روزهای سال را شامل می شوند، از عنوان دینی بیرون اند. در انگلستان در قرن نوزدهم، ابتدا این روزها را bank holiday یا «تعطیلات بانکی» می نامیدند. از آن جا که بانک ها نقش کلیدی در اقتصاد جامعه و زندی مردم داشتند تعطیل شدن بانک حادثه مهم و تعیین کننده ای در زندگی روزمره مردم بود، روزهای تعطیل رسمی را تعطیلات بانکی می نامیدند.

درواقع باید گفت در جامعه صنعتی مدرن و جامعه سرمایه داری مدرن، نامگذاری تعطیلات رسمی با نام تعطیلات بانکی بیان کننده جایگاه و نقشی است که سرمایه داری و اقتصاد در دنیای معاصر در تعیین «معنای زمان» پیدا کرده اند. در ایران نیز، دولت یا حکومت از همان دوره قاجار، مرجع اصلی اعلام «روزهای تعطیل رسمی» شد. به همین دلیل، واژه «رسمی» به معنای حکومتی است. روزهایی که حکومت آنها را رسما؛ یعنی، مطابق با قانون یا به حکم قانون تعطیل اعلام می کند. به نوعی، روزهای تعطیل، نماید یا بازنمایی از قدرت و اقتدار حکومت های مدرن است که در آیینه زمان انعکاس پیدا می کند.

روزهای تعطیل به طور خودآگاه و ناخودآگاه یکی از چیزهایی است که تداعی می کنیم «حکومت» است. انباشته شدن تعطیلات آیینی و فرهنگی پیشامعاصر بر تعطیلات رسمی در دوره کنونی باعث شکل گیری نوعی جامعه تعطیل یا تعطیلاتی در ایران امروز شده است. ما در دوره معاصر شاید یکی از چیزهای یکه در نتیجه فرآیند مدرن و امروزی شدن از دست ندادیم، میراث فرهنگی زمان است. مردم ما امروزه دیگر با الگوهای پوشش پیشامعاصر زندگی نمی کنند، در نتیجه تحولات معاصر، پوشش ایرانی کاملا دگرگون شد. همچنین بسیاری از باورهای عامیانه پیشین یا فرهنگ مردم از میان رفته و کمرنگ شده است. اما «مفهوم زمان» همچنان در ذهن و ضمیر ما باقی است.

مفهوم زمان آیین و فرهنگی در ذهن ما و ضمیر ما وجود دارد. به عنوان مثال اینکه روزها یا ساعاتی را خوش یمن یا بد یمن می دانیم، مثلا نحسی روز سیزده یا باور ما به فصل های بهار، تابستان، پاییز یا زمستان که در داستان ها، اشعار یا فیلم های خود بازنمایی می کنیم، همه میراث فرهنگی ما از مقوله «زمان» است که اکنون در زندگی واقعی روزمره ما جاری است. اما از طرف دیگر، مایل هستیم تا مانند دیگر جوامع «تعطیلات رسمی» هم داشته باشیم.حکومت ها ناگزیرند نه تنها نوروز و تعطیلات پایان سال را به مناسبت سال نو بپذیرند یا حتی تعطیلات پایان هفته را دو روز کنند

بلکه حکومت ها مجبورند کم و بیش میراث فرهنگی زمان را نیز به عنوان نوعی تعطیلات رسمی اعلام کنند. ما با مقوله پیچیده ای زا «زمان» در جامعه ایران رو به رو هستیم. سهیم پیچیدگی نهفته در زمان شاید یکی از دریچه هایی باشد که بتوان از طریق آن واقعیت وجودی زندگی و ژانر ایرانی را فهمید. همانطور که اشاره کردم ما اکنون با دو برداشت از «حقیقت زمان» در ایران امروز رو به رو هستیم؛ از سویی، «زمان کیفی» که میراث فرهنگی گذشتگان است و از سوی دیگر «زمان کمّی که برآمده از تجربه دنیای معاصر و مدرن است.

همچنین ما با وضعیت پارادوکسیکالی رو به رو هستیم که در آن انسان ایرانی ناگزیر شده است تا ضمیر ناخودآگاه خود که با زمان کیفی تنظیم شده است را با نوعی سازمان بیرونی زندگی که با زمان کمی تعریف می شود، سازگار کند. تنش ها و مساله های کیفی در این سازگاری یا ناسازگاری رخ داده است. در حالی که حکومت روزهایی از سال را تعطیلات رسمی دینی اعلام می کند تا مردم به اجرای آیین های دینی بپردازند یا روزهایی را به عنوان تعطیلات رسمی سیاسی نامگذاری کرده است تا مردم در این روزها با اجرای آیین های سیاسی نوعی جامعه پذیری سیاسی را تمرین کنند اما درواقعیت، این روزهای تعطیل برای عده پرشماری، دیگر آن معنای آیینی تاریخی یا سیاسی را ندارند.

لحظه‌های آسودگی در سیطره قدرت

مردم در دنیای امروز چیزی به نام «زمان فراغت» را ابداع کردند. «زمان فراغت» پدیده ای کاملا معاصر یا مدرن است. زمان فراغت، زمانی نیست که طبیعت، دین یا حکومت آن را معنا کند؛ بلکه ابداع یا برآمده از ساختار زندگی معاصر است. فراغت به معنای انجام دادن فعالیت هایی است که هدف نهایی آن کسب پول یا درآمد نیست؛ اگرچه ممکن است به خلق نوعی ثروت نیز بینجامد. فراغت به معنای فارغ بودن از الزام ها یا اجبارهای طبیعی، سیاسی، اجتماعی و حتی مذهبی است. فراغت به معنای زمان انتخاب و لحظه های آسودگی است. زمان فراغت آن دسته از لحظات و روزهایی است که فرد در زندگی به فردیت خود می پردازد.

تحقق فردیت می تواند از طریق فعالیت هنری و زیبایی شناسانه یا از طریق تفریح و حتی از طریق پرسه زنی در خیابان یا گردش و سفر تحقق یابد. زمان فراغت لزوما زمان تعطیل یا تعطیلات نیست. افراد در روزهای آیینی و تعطیلات رسمی نیز نوعی فراغت را تجربه می کنند. اگرچه لزوما روزهای تعطیل به معنای فراغت نیستند چرا که از لحاظ معنایی، «تعطیلات رسمی» و «تعطیلات آیینی» ریشه در فردیت ما ندارند بلکه در قدرت، حاکمیت و ساختارهای جمعی ریشه دارند که بیرون از اراده فردی ما هستند. پیچیدگی مقوله زمان در ایران امروز ناشی از ابهام و آشفتگی هایی است که از بهم ریختن «زمان فراغت»، «زمان آیینی» و «زمان رسمی» ایجاد شده است.

به مقداری که مفاهیم رسمی در روزهای زندگی پررنگ تر شوند، گویی زمان در تجربه علمی اش معنایی وارونه از آنچه که علنا اعلام یا نامگذاری شده، پیدا می کند با بسط و گسترش ارزش های فردی یا فردگرایی در جامعه، مردم زمان زندگی را بیش از آنکه براساس فرم های رسمی اعلام شده، تجربه کنند مطابق نیازها و خواست های فردی شان شکل می دهند. هر فرد زمان فردی شده خود را اکنون جست و جو می کند. ما اکنون بیش از آنکه خود را در چارچوب های رسمی زمان سامان دهیم، در چارچوب فردیت های خود، به زمان معنا می بخشیم. نوروز یا حتی عاشورا و تعطیلات مذهبی نوعی چالش شالوده شکنانه میان «فردیت ما» و «فرهنگ ما» است. پیش از آنکه زمان های آیینی توانایی تحقق یا توسعه آیین ها را داشته باشند، به نوعی در خدمت تحقق فردیت مردم هستند.

زمان های آیینی مانند نوروز اگرچه به لحاظ فرم یا شکل، نام «نوروز» را بر خود دارند اما به لحاظ محتوا بشدت در حال متکثر شدن هستند. نوروز در دهه های اخیر بسیار متفاوت تر از گذشته شده است. تجربه نوروزی دیگر با آیین هایی مانند دید و بازدید یا خانه تکانی یا تداعی اسطوره های تاریخی پیشااسلام در میان مردم معنا پیدا نمی کند. هر ایرانی، امروز برای نوروز خود برنامه ای دارد. سفرها، فیلم ها، موسیقی ها، مدها، بازی های نوروزی، خریدها و دیگر تجربه های نوروزی که هر ایرانی متناسب با ذائقه، سلیقه، توانایی و تجربه اش بتواند آنها را تعریف کند. از این رو، باید گفت زمان و تعطیلات هرچه می گذرند فربه تر می شوند در عین حال، ساز و کار معنادهی به زمان ها و تعطیلات نیز روز به روز در حال فردی تر شدن هستند.

*دانشیار انسان شناسی و فرهنگ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی


مقایسه قدرت صاحبخانه شدن در ایران و بقیه نقاط دنیا


روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: می خواهیم کمی معادلات ذهنی شما را به هم بریزیم و واقعیت بسیاری از داستان هایی که در مورد وضع خوب جوانان آن ور آبی می گویند را برای شما افشا کنیم. احتمالا شنیده اید که جوان آن ور آبی وقتی ۱۸ سالش می شود می رود پی زندگی خود و دیگر وابستگی مالی به پدر و مادرشان ندارد. ولی در حقیقت قضیه کاملا برعکس است. برای بررسی این مسئله به سراغ یکی از مهم ترین دغدغه های جوانان امروزی در دنیا یعنی صاحب خانه شدن رفته ایم.

تنها در یک تحقیق مشخص شد که میزان خرید خانه توسط جوانان ۲۵ تا ۳۴ ساله انگلیسی با درآمد متوسط از ۶۵ درصد به ۲۷ درصد در دو دهه اخیر رسیده است. از طرفی بیش از ۸۰ درصد جوانانی که در این بازه سنی به سراغ خرید خانه رفته اند، از پدر و مادر خود پول گرفته اند و یا پدر و مادرشان برای آنها خانه خریده اند. با بررسی بیشتر متوجه شدیم که نه تنها در اروپا بلکه در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا مثل سوئیس و آلمان نیز اوضاع خراب تر از این حرف ها است و مسئله خانه دار شدن فقط مربوط به ایرانی ها نیست. در این میان با اطلاعات جالبی از فرهنگ خرید خانه و دلایل نخریدن خانه هم مواجه شدیم که احتمالا برایتان خیلی جالب خواهدبود.

مقایسه قدرت صاحبخانه شدن جوانان در ایران و بقیه نقاط دنیا

اوضاع صاحبخانه شدن در ایران چگونه است؟

با نگاهی به آمار متوجه می شویم که در سال ۱۳۸۵، ۶۲٫۲ درصد از جامعه ایران صاحبخانه و ۲۹ درصد نیز در املاک استیجاری ساکن بوده اند. در بازه ای پنج ساله و در سال ۱۳۹۰ شمسی این آمار در بخش ملک از ۶۲٫۲ به ۵۶٫۶ درصد کاهش پیدا کرده و ساکنان املاک استیجاری به ۳۲٫۲ درصد رسیدند؛ اما آمار سال ۱۳۹۵ نشان می دهد که گویا این درصدها همواره در حال کاهش بوده و مشخص نیست تا چندین سال آینده این آمار چه روندی را طی خواهدکرد. در حال حاضر ۵۴٫۶ درصد مردم ایران صاحبخانه هستند و ۳۶٫۸ درصد مستاجر بوده و ۸٫۶ درصد هم جز سایر تقسیم بندی می شوند. بنابر تحلیل های انجام شده، حدود ۱۱ سال زمان می برد تا یک ایرانی دارای شغل و درآمد با پس انداز صاحبخانه شود.

همچنین یک خانوار ایرانی ۳۳ درصد از درآمد خود را صرف مسکن می کند. به علاوه نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۹۵ در بخش مسکن نشان می دهد از مجمع ۲۲ میلیون ۸۳۰ هزار و سه واحد مسکونی معمولی در کشور تعداد هشت میلیون و ۹۷۵ هزار و ۱۵۳ واحد (حدود ۴۰ درصد) آپارتمانی و تعداد ۱۳ میلیون و ۸۵۴ هزار و ۸۵۰ واحد (حدود ۶۰ درصد) غیرآپارتمانی است. بدین ترتیب می توان گفت حدود ۴۰ درصد ایرانی ها آپارتمان نشین هستند. امری که باعث می شود خانه های کوچک تر با قیمت تمام شده پایین تر بسیار به صرفه تر از خانه های بزرگ ملکی باشد و بسیاری از جوانان اجاره نشینی را به مالکیت ترجیح بدهند.

در دنیا اوضاع چگونه است؟

طبق آخرین آمار منتشر شده تعداد افراد صاحبخانه در ایران در مقایسه با کشورهای اروپایی درصد پایینی دارد، با این که حدود ۵۴٫۶ درصد جمعیت ایران صاحبخانه هستند، اما این رقم آنچنان خوشبینانه نیست، چرا که بیشتر صاحبخانه ها در سال های گذشته موفق به خرید مسکن شده اند، یعنی دورانی که فاصله درآمد و قیمت مسکن هنوز فاصله چندانی نداشته است. آمارگیری دقیقی در کل دنیا انجام نشده است و به خاطر همین نمی توان گفت بیشترین و کمترین تعداد صاحبخانه متعلق به کدام کشورها است.

ولی طبق آخرین آمارهای رسمی که از ۵۰ کشور دنیا منتشر شده است می توان گفت که رومانیایی ها با حدود ۹۷ درصد مالکیت، بهترین کشور برای علاقه مندان به صاحبخانه شدن محسوب شده و کشور سوئیس با ۴۳٫۴ درصد بدترین مکان برای خانه دار شدن است. البته یک نکته را یادتان باشد. با توجه به این آمارها چه در سوئیس و چه در رومانی نمی توان گفت که خانه گران و یا ارزان است. در بسیاری از کشورهای اروپایی و بسیاری از کشورهای اروپای شرقی فرهنگ صاحبخانه شدن و قوانین دولتی بسیار با یکدیگر متفاوت است. حتی در ادامه هم خواهیم گفت که چرا کشوری مثل چین و آلمان نگاه متفاوتی به صاحبخانه شدن دارند و دلیل خانه خریدن و یا نخریدنشان فقط مربوط به درآمد و پولداری نمی شود.

بعد از رومانی شاهد حضور کشورهایی مثل چین، کوبا، هند و روسیه هستیم که همه بالای ۸۵ درصد میزان مالکیت داشته و مردم آنها دغدغه کمتری در مورد صاحبخانه شدن دارند. کشورهای دیگری مثل اسپانیا، چک، مکزیک، برزیل، آلمان، ایتالیا و ترکیه با درصدی حدود ۶۷تا ۸۰ درصد در میانه جدول قرار گرفته اند. در قسمت پایینی جدول نیز شاهد حضور کشورهایی مثل هنگ کنگ، آلمان، کره جنوبی، ژاپن هستیم که زیر ۶۰ درصد میزان مالکیت دارند. آمریکا و انگلیس هم به ترتیب با ۶۴ و ۶۳ درصد به نیمه پایینی جدول نزدیک بوده و اوضاع بدتری به نسبت دیگر کشورهای قاره های خود دارند.

مقایسه قدرت صاحبخانه شدن جوانان در ایران و بقیه نقاط دنیا

میزان صاحبخانه شدن در دنیا چه تغییری کرده است؟

اگر بخواهیم نگاهی به اوضاع صاحبخانه شدن در دنیا بیندازیم باید برویم به سراغ نسلی که بیشتر از همه به دنبال خانه است. زیرا در بسیاری از این آمارها میزان صاحبخانه شدن را با توجه به جمعیت کل حساب می کنند و نمی گویند که اوضاع مالکیت جوان ها در حال حاضر چگونه است. یعنی نسل جوان ۲۵ تا ۳۵ ساله. به عنوان مثال اگر کمی دقیق تر به آمارها انگلیس نگاه کنیم متوجه می شویم که اگر میزان مالکیت حدود ۶۳ درصد است ولی اوضاع جوان آن بسیار خرابتر از این حرف هاست. به صورتی که در سال ۹۵ حدود ۵۰۹ درصد جوانان در بازه سنی ۲۵ تا ۳۵ سال صاحبخانه شده بودند

ولی در طول دو دهه و در سال ۲۰۱۵ این میزان حدود ۳۰ درصد کاهش داشته و اکنون به ۲۰ درصد رسیده است. برای بررسی اوضاع جوانان به سراغ چند کشور دیگر هم رفتیم تا نگاه دقیق تری به موضوع صاحبخانه شدن در دنیا داشته باشیم. طبق یک تحقیق جامع که در بین ۹۰ هزار نفر در ۹ کشور مختلف انجام شده است، در کشورهای اروپایی و آمریکا و به طور کلی توسعه یافته، جوان های کمتری صاحبخانه شده اند و برعکس در کشورهای کمتر توسعه یافته یا به قولی جهان سوم روند صاحبخانه شدن رو به افزایش است. البته این مسئله برای همه کشورها مصداق نداشته و به صورت کلی این گونه است.

در میان این ۹ کشور، چین با ۷۰ درصد مالکیت خانه توسط جوان ها در صدر جدول ایستاده است. این در حالی است که حدود ۹۱ درصد از غیرصاحبخانه ها هم قصد دارند تا پنج سال آینده یک خانه خریده و از همین الان در حال برنامه ریزی برای آن هستند. بعد از چین نیز جوانان مکزیک و فرانسه با ۴۶ و ۴۱ درصد میزان مالکیت در رتبه های بعدی قرار گرفته اند. در نیمه پایینی جدول نیز کشورهایی نظیر کانادا، استرالیا و امارات متحده عربی قرار دارند که به ترتیب جوانان آنها دارای ۳۴، ۲۸ و ۲۶ درصد میزان مالکیت هستند.

آغاز دوران بی اعتبار شدن افسانه ها

چه در خارج و چه در ایران داستان های مختلفی در مورد وضعیت خانه دار شدن جوان ها گفته می شود که طبق این آمارها بسیاری از آنها کاملا بی اعتبار می شوند. مثلا در ایران بیشتر پدر و مادرها به بچه های خود می گویند که جوان های آن ور آبی از ۱۸ سالگی مستقل شده و دیگر از پدر و مادر خود هیچ حمایتی به خصوص از جنس مالی دریافت نمی کنند. به علاوه در خارج از کشور نیز داستان هایی تعریف می شود مبنی بر این که رویای خانه دار شدن برای جوانان کاملا مرده است و یا نفس های آخرش را می کشد. ولی طبق این آمارها کاملا داستان فرق می کند.

اول این که تقریبا بیش از ۸۰ درصد جوان هایی که سن ۲۵ تا ۳۵ سالگی صاحبخانه شده اند گفته اند که به طریقی از سوی پدر و مادر خود حمایت شده اند و یا خانه را از طرف آنها دریافت کرده اند. بخواهیم به صورت جزئی تر بگوییم حدود ۳۶ درصد گفته اند پول خرید خانه را کاملا از پدر و مادر خود دریافت کرده اند. این مسئله به خصوص در چین بسیار شایع است چرا که اولا والدین قصد دارند شانس ازدواج فرزند خود را بالاتر ببرند و از طرفی می خواهند به نوعی از طریق خانه خریدن برای فرزند، سرمایه گذاری برای آینده او انجام دهند.

مقایسه قدرت صاحبخانه شدن جوانان در ایران و بقیه نقاط دنیا

از طرفی بسیاری از جوان ها (بیش از ۴۰ درصد) در کشورهای پیشرفته هنوز می توانند در این سن به خانه دست پیدا کنند و به همین خاطر داستان مردن رویای خانه دار شدن کاملا بی اعتبار می شود. البته در این میان یک نکته هم بسیار قابل توجه است. در میان جوانان بدون خانه این ۹ کشور، حدود ۷۰ درصد گفته اند که دلیل خانه نخریدنشان مالی است و شرایط کاری شان به گونه ای نیست که از عهده مخارج خرید خانه بربیایند.

دو فرهنگ متفاوت خرید خانه در چین و آلمان

داستان فرهنگ صاحبخانه شدن در چین و آلمان کاملا با یکدیگر متفاوت است. در آلمان بیشتر جوان ها دوست دارند به سراغ اجاره کردن بروند و در چین بیشتر دوست دارند خانه و زندگی خودشان را داشته باشند. در آلمان داستان ریشه ای قدیمی دارد. بعد از جنگ جهانی و نابود شدن بسیاری از خانه ها ناگهان دولت تصمیم گرفت خانه های زیادی درست کند. خانه هایی که قیمت پایینی داشتند و البته ارزان قیمت بودند و به خاطر سرعت ساخت، کیفیت پایین تری هم داشتند. در کنار آن بخش خصوصی هم خانه هایی بسیار محکم و مجهز ساخت.

این خانه ها بعدا ارزش زیادی پیدا کردند و باعث یک اتفاق شدند. آلمانی ها ترجیح می دادند در این خانه های گران قیمت اجاره نشینی کنند تا در آن خانه های بی کیفیت صاحبخانه باشند. به علاوه دولت سیستم حمایتی مالیاتی و افزایش قیمت خاصی برای اجاره نشین ها دارد که باعث می شود هزینه های اجاره نشینی بعضا از صاحبخانه شدن کمتر شود. مثلا قیمت اجاره در یک دوره سه ساله نباید بیشتر از ۱۵ درصد رشد کند. در چین داستان کاملا فرق می کند. همانطور که می دانید بیش از یک بچه داشتن در چین جریمه های خاص خود را دارد.

از طرفی تعداد جمعیت مردها حدود ۳۰ میلیون بیشتر از زن ها است. این مسئله باعث شده تا بعد از بهبود اوضاع مالی در چین خانواده ها به فکر فرزند خود باشند و با خرید خانه شانس او برای زن گرفتن را بالا ببرند. چرا که مثل ایران، وظیفه تهیه خانه به عهده مرد بوده و یکی از اهرم های قدرتمند جوانان برای ازدواج با دختران مرفه محسوب می شود. یک نکته جالب دیگر نیز در این میان وجود دارد. بسیاری از والدین چینی وقتی پیر می شوند بی خیال خانه خود شده و پیش فرزندشان زندگی می کنند. در حقیقت خانه خریدن برای فرزندان در آنجا به نوعی سرمایه گذاری برای آینده خودشان است. به خصوص با توجه به اخلاق پس انداز که بین چینی ها رایج است. اخلاقی که باعث شده چینی ها به صورت متوسط حدود ۳۰ درصد از درآمد خود را پس انداز کرده و یا به شکل سرمایه گذاری حفظ کنند.


خبرگزاری آريا – چند نکته براي تقويت قدرت اراده


چند نکته براي تقويت قدرت اراده

خبرگزاري آريا –
راه هاي تقويت اراده
داشتن اراده در زندگي يک ضرورت است‎
اراده چيزي نيست که بخواهيد آن را داشته باشيد، يا نداشته باشيد. بلکه داشتن اراده در زندگي يک ضرورت است. موفقيت تابع اراده است. وقتي در مورد کاري که انجام مي‌دهيد، حس خوبي داريد، ادامه و تمام کردن آن آسان است.
اراده مانند يک عضله است که مي‌تواند رشد کند؛ هرچه بيشتر ورزش کنيد، عضله قويتر مي‌شود. اما اگر در کاري که هم اکنون در حال انجام آن هستيد، نيار به کمک داشتيد، داستان چگونه خواهد بود؟ اگر نتوانستيد منتظر ايجاد انگيز بمانيد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟
در اينجا به چند نکته اشاره خواهيم کرد که به شما کمک کنند، کاري را که مي‌خواهيد، تمام کنيد.
مرحله ۱ : انتخاب ها را تا جاييکه مي‌توانيد محدود کنيد
ما همگي انرژي ذهني محدودي براي تمرين خود داريم. برخي کمتر داريم، برخي بيشتر. اما همگي، گاهي با کمبود اراده مواجه خواهيم شد. به همين دليل، هرچه انتخاب هاي ما در طول روز بيشتر باشد، بيشتر به مغز فشار وارد مي‌آيد و بيشتر دنبال ميانبرها مي‌گرديم. سپس، تحريک پذير و عصباني، و در نهايت درمانده مي‌شويم و تصميماتي مي‌گيريم که نبايد.
در حقيقت، ما اغلب نمي‌توانيم به خودمان کمک کنيم : انرژي ذهني ما براي اتخاذ تصميمات هوشمندانه به پايان رسيده. به همين دليل است که هر چه دامنه انتخاب ها محدودتر باشد، تصميمات هوشمندانه‌تري خواهيد گرفت. مثلا تصميم داريد، آب بيشتر و نوشابه کمتر بنوشيد. آسان است : هميشه سه بطري آب روي ميز بگذاريد تا مجبور نباشيد هر بار سراغ يخچال برويد و از ميان نوشيدني‌ها يکي را انتخاب کنيد.
تلاش مي‌کنيد تا از چک کردن‌هاي متوالي تلگرام خلاص شويد. براي شروع، تمام زنگ هاي هشدار را خاموش کنيد. و فقط يک بار در ساعت آن را چک کنيد.
انتخاب ها دشمن اراده هستند. بنابراين، آنها را ساده و راحت کنيد. به تصميماتي فکر کنيد که به قدرت اراده نياز دارند، و سپس، اراده را از معادله بيرون بکشيد ببينيد چه اتفاقي خواهد افتاد.
مرحله ۲ : تصميمات را امشب بگيريد و آنها را به فردا موکول نکنيد
انتخاب، زماني که تصميم درست جلو شما قرار نگرفته است، آسانتر است. تصميمات آسان که اگر آنها رابه فردا موکول کنيد، اراده شما ته خواهد کشيد، همين امشب اتخاذ کنيد.
تصميم داريد از فردا قبل از کار يک ساعت ورزش کنيد. براي شروع، شب قبل وسايل ورزشي خود را در کيف بگذاريد.
کليد موفقيت در اين نهفته است که تصميمات را تا جاييکه مي‌توانيد از قبل بگيريد. با اينکار، انرژي ذهني فرداي شما ذخيره شده و براي تصميمات مهمتر مهيا مي‌شود. هدف از اينکار، اتوماتيک کردن اقدامات معين به جاي تصميمات است؛ چراکه تصميمات به اراده نياز دارند.
قدرت روتين نه تنها کارايي شما را بالاتر مي‌برد، بلکه اتخاذ تصميمات مهم را براي شما بسيار آسان مي‌کند. وقتي مجبور به تصميم گيري نباشيد، اجتناب از خستگي تصميم‌گيري آسان است.
مرحله ۳ : سخت‌ترين کار را اول انجام دهيد
علم مي‌گويد که شما بيشترين انرژي را در همان ابتداي روز داريد. در يک مطالعه مهم که توسط آکادمي ملي علوم به انجام رسيد، قاضي‌ها بهترين تصميمات را صبح‌ها مي‌گرفتند. درست قبل از نهار، احتمال داوري مطلوب به صفر مي‌رسيد. بهترين زمان براي انجام مهمترين کارها، اول صبح است. کارهاي مهم را مشخص کنيد و ابتدا براي آنها برنامه‌ريزي کنيد.
مرحله ۴ : گاه به گاه سوخت گيري کنيد
به نظر مي‌رسد که گلوکز يکي از پايه‌هاي اراده باشد. اگرچه مغز در صورت پايين بودن گلوکز متوقف نمي‌شود، اما انجام برخي کارها را شروع و برخي ديگر را متوقف مي‌کند : مغز به پاداش‌هاي فوري، قوياً پاسخ مي‌دهد و توجه کمتري به نتايج بلند مدت دارد.
چگونه مي توان از اين حالت اجتناب کرد؟ غذاها و اسنک هاي سالم بخوريد. با خوردن غذا و اسنک هاي سالم و مفيد، نه تنها احساس بهتري به شما دست خواهد داد، بلکه تصميمات بهتري نيز خواهيد گرفت. شما قادر خواهيد بود از قدرت اراده در تصميم‌گيري ها بيشتر و بهتر استفاده کنيد.
مرحله ۵ : براي اهداف بلند مدت يادآورنده تنظيم کنيد
مي‌خواهيد لاغر شويد. اما وقتي از لحاظ ذهني خسته هستيد، به آساني خود را توجيه مي‌کنيد که عاقلانه تر آنست فردا تمرينات را شروع کنيد.
خستگي ذهني شما را وادار مي‌کند تا يک راه ساده فرار را انتخاب کنيد. حتي اگر اين راه ساده، يک راه اشتباه باشد. راه حل آسان است : يادآورنده‌هايي را در معرض ديد خود قرار دهيد تا شما را از فراموشي‌هاي آني برهانند. براي مثال يکي از دوستان، يکي از عکسهاي خود را زمانيکه ۲۰ کيلو سنگين تر بود، به در يخچال چسبانده تا مدام فردي را به خاطر بياورد که نمي‌خواست مانند او باشد. يکي ديگر، ميزش را پر از عکسهاي خانوادگي کرده بود. هم به اين دليل که نگاه کردن به آنها را دوست داشت، و هم افرادي را به خاطر بياورد که مسئول تأمين زندگي آنهاست.
به لحظاتي فکر کنيد که هيجانات و افکار آني، شما را از اهداف بلند مدت دور مي‌کند. پس، از يادآورنده‌هايي براي به خاطر آوردن آن اهداف بلند مدت استفاده کنيد و مسائلي را که شما را از مسير دور مي‌کنند، در هم بشکنند.
قدرت اراده را فراموش نکنيد و مدام به خود يادآوري کنيد کهن مي توانيد.
منبع: بانوي شهر