Tag Archives: ممکن

خبرگزاری آريا – ۱۴ چيزي که ممکن است علت خستگي دائمي شما باشند!


14 چيزي که ممکن است علت خستگي دائمي شما باشند!

خبرگزاري آريا –
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
۱۴ چيزي که ممکن است علت خستگي دائمي شما باشند!
آيا براي انجام کارهاي روزانه خود احساس کم تواني داريد؟ آيا هميشه احساس مي‌کنيد انرژي شما به پايان رسيده‌ است؟ آيا احساس خستگي دائمي داريد؟ قطعاً مي‌توان به اين خستگي چيره شد، اما چگونه؟
کم خوابي يکي از دلايل اصلي احساس خستگي دائمي است. اما بايد گفت که چيزهاي ديگري هم هستند که به دليل انجام دادن يا انجام ندادن آنها دچار خستگي دائمي ، اعم از خستگي روحي و جسمي مي‌شويد. در اين مقاله به بيان ۱۴ دليلي از اين دلايل مي‌پردازيم. با رعايت اين ۱۴ نکته قطعاً به خستگي دائمي خود چيره خواهيد شد.
۱ – کنار گذاشتن ورزش
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
دليلي که اغلب ما براي کنار گذاشتن ورزش مي‌آوريم، خستگي و نداشتن انرژي کافي براي انجام آن است. اما حقيقت آن است که کنار گذاشتن ورزش به خستگي ما مي‌افزايد. پژوهشگران دانشگاه جورجيا براي اثبات اين فرضيه بر روي ۲۰ انسان بالغ، که به مشاغل اداري با تحرک کم اشتغال داشتند، آزمايشي را انجام دادند. اين افراد که دچار خستگي مزمن بودند، در طي دوره آزمايش ۲۰ دقيقه ورزش به برنامه روزانه خود اضافه کردند.
پس از ۶ هفته ، پيشرفت بسيار چشمگيري در سلامتي اين افراد مشاهده شده و از ميزان خستگي آنها کاسته شده بود. ورزش منظم باعث افزايش توان بدني شده، باعث بهبود عملکرد سيستم قلبي و عروقي شده و ميزان اکسيژن و املاح رسيده به بافت‌هاي بدن را افزايش مي‌دهد. پس دفعه بعد که احساس خستگي کرديد، به جاي چرت زدن به يک پياده‌روي آرام بپردازيد.
۲ – عدم نوشيدن آب به ميزان لازم
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
به اعتقاد متخصصان تغذيه، کاهش تنها ۲ درصدي مايعات بدن، عوارض بسيار جدي‌اي بر روي توانايي بدن خواهد داشت. کاهش مايعات بدن، باعث کاهش حجم خون شده و در نتيجه باعث بالا رفتن غلظت خون مي‌شود. افزايش غلظت خون، باعث کاهش چشمگير سرعت گردش آن مي‌شود و در نتيجه اين مساله پمپاژ قلب را با مشکل مواجه مي‌کند. همه اين‌ها دست به دست هم مي‌دهند تا سرعت رسيدن اکسيژن و املاح به بافت‌ها و عضلات بدن کاهش يابد.
۳ – عدم تغذيه کافي از آهن
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
آيا به ميزان کافي از خوراکي‌هاي آهن دار استفاده مي‌کنيد؟ کمبود ميزان آهن در بدن باعث بي‌حالي، ضعف و بدخلقي مي‌شود. به اين‌ها کاهش تمرکز را هم اضافه کنيد. براي کاهش خطر ابتلا به کم خوني، بايد مصرف آهن را افزايش دهيد. گوشت قرمز، حبوبات، تخم مرغ، بادام زميني، سبزيجات و تنقلات از جمله منابع اصلي آهن خوراکي هستند. براي جذب بهتر آهن، بهتر است در کنار اين‌ها، از خوراکي‌هايي که داراي ويتامين سي هستند استفاده کنيد. همه ما عوارض ناشي از فقر آهن را مي‌دانيم. بهتر است با مشاهده هريک از علائم کمبود آهن، پيش از هرکاري به پزشک مراجعه کنيد.
۴ – وسواس داشتن
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
در روانپزشکي و در اينجا منظور از «وسواسي»، فردي است که بر روي کارها بيش‌تر از نياز آن کار انرژي صرف کرده و دقت به خرج مي‌دهد. اين افراد براي کارهاي خود اهداف غيرواقعي و غيرقابل دستيابي منظور مي‌کنند. در نتيجه هيچ‌گاه به رضايتمندي نمي‌رسند. در چنين شرايطي، بايد براي کارهاي خود محدوده زماني تعيين کنيد و بيش‌تر از اين زمان بر روي آن وقت نگذاريد. بعد از مدتي متوجه خواهيد شد که با وجود صرف زمان کم‌تر، نتيجه کارتان با قبل تفاوت چنداني نکرده‌است.
۵ – بدبين بودن
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
وقتي ترس از شکست داريد، دائماً با آن درگير خواهيد بود. وقتي نگران اخراج شدن خود هستيد، هربار که رئيس ‌تان شما را صدا مي‌زند، احساس مي‌کنيد که وقتش رسيده‌است. يا از موتوسيکلت سواري مي‌ترسيد و هربار که مجبور به موتوسواري مي‌شويد، منتظريد که زمين بخوريد. در واقع در هر شرايطي شما منتظر بدترين پيش‌آمد ممکن هستيد.
اين نگراني هميشگي شما را فلج کرده و به سوي يک خستگي دائمي هدايت مي‌کند. وقتي احساس مي‌کنيد در موقعيت خطرناکي هستيد، نفس عميقي بکشيد، سپس از خودتان بپرسيد که اگر بدترين اتفاق ممکن بيافتد، چه مي‌شود! هواي تازه، مديتيشن، ورزش و يا تنها درميان گذاشتن نگراني‌هاي خود با يک دوست، به شما کمک مي‌کند که به اين نگراني‌ها فائق آييد و به مسائل پيرامون خود واقع بينانه نگاه کنيد.
۶ – حذف کردن وعده صبحانه
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
غذايي که مي‌خوريد، حکم سوختي است که بدن شما مصرف مي‌کند. وقتي خواب هستيد، بدن شما از وعده شام تغذيه مي‌کند. بعد از برخواستن از خواب، نيازمند سوخت‌گيري مجدد هستيد، پس نيازمند صبحانه هستيد. اما احتمالاً از روي تنبلي، صبحانه را حذف مي‌کنيد. نتيجه اين کار، نداشتن توان کافي براي کار است.
يک وعده صبحانه کامل بايد شامل حبوبات گوشت و چربي سالم باشد. شير کم چرب، روغن بادام، کره بادام زميني و پودر پروتئين با نان نمونه يک صبحانه کامل است. تخم مرغ به همراه نان و گوشت نيز صبحانه بسيار مقوي‌اي است.
۷ – خوردن «هله هوله»
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
خوراکي‌هاي مختلفي که مملو از شيريني‌جات و کربوهيدرات‌هاي اضافي هستند، شاخص قند بالايي دارند و به راحتي ميزان قند خون را به طور چشمگيري افزايش مي‌دهند. افزايش ناگهاني قندخون، باعث ايجاد رخوت در اندام و در نتيجه احساس خستگي مي‌شود. بهتر است تغذيه خود را از ميان خوراکي‌هاي کم چرب با قند پايين انتخاب کنيد.
۸ – نا تواني در «نه» گفتن
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
افرادي که به دنبال جلب رضايت همه اطرافيان خود هستند، اغلب در زندگي شخصي خود کم‌تر شاد بوده و انرژي کم‌تري دارند. غم‌انگيزتر اينجاست که اين افراد به طور ناگهاني دچار بي‌انگيزگي شده و از دست همه اطرافيان خود خشمگين مي‌شوند. بنابريان اگر فرزندتان از شما درخواست کرد که براي کل اعضاي تيم فوتبالشان چيپس سرخ کنيد، براي گفتن «بله» عجله نکنيد.
اگر از اينگونه افراد هستيد، بايد با پاسخ «نه» اخت بگيريد. براي اين کار نيز بايد تمرين کنيد. مثلاً هنگامي که رانندگي مي‌کنيد و تنها هستيد، با خود نه گفتن را تمرين کنيد تا در شرايط واقعي، راحت‌تر اين کلمه را بگوييد.
۹ – شلختگي در محيط کار
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
ميزکار شلوغ و بهم ريخته به لحاظ رواني باعث خستگي، کاهش تمرکز و کاهش توانايي پردازش اطلاعات در مغز مي‌شود.در پايان ساعت کار از منظم بودن محيط کار و همچنين زدودن اشياي اضافي مطمئن شويد. اين انتظام به شما کمک مي‌کند تا صبح روز بعد انرژي بيشتري براي شروع کار داشته باشيد.
۱۰ – کار، بدون تعطيلات
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
اگر زماني که نياز به استراحت و آرامش داريد، به کار بپردازيد، به طور کامل خستگي بر شما چيره خواهد شد. فاصله گرفتن از کار و در پي آن استراحت کردن، باعث بازيابي توانايي ذهن و بدن شما شده و بعد از اين استراحت با توان کامل مي‌توانيد به کار بازگرديد. اگر تعطيلات و استراحت منظم در برنامه کاري خود داشته باشيد، قطعاً فردي خلاق‌تر، سازنده‌تر و موفق‌تر در محيط کار خواهيد بود.
۱۱ – نوشيدن مشروبات الکلي قبل از خواب
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
برخي قبل از خواب به نوشيدن مشروبات الکلي مي‌پردازند، با اين باور که اين کار باعث رفع خستگي و بازيابي انرژي در آن‌ها مي‌شود. شايد بسياري هم به اين باور اعتقاد داشته‌باشند، اما بايد گفت که اينگونه نبوده و اين عادت عواقب ناخوشايندي در پي دارد. الکل به دليل خاصيت تسکين دهنده‌اي که دارد،در ابتدا سيستم عصبي مرکزي را آرام مي‌کند. اما ناگهان بر روي متابوليسم بدن تاثير گذاشته و ميزان آدرنالين خون را افزايش مي‌دهد. افزايش آدرنالين خون باعث اختلال در خواب شده و همين مساله باعث مي‌شود فرد در نيمه‌هاي شب خواب زده‌ شود.
۱۲ – چک کرد ايميل قبل از خواب
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
صفحه روشن تلفن همراه و يا مانيتور و نور ساطع شده از آن به چشم، باعث اختلال در فرآيند و ريتم شب و روز بدن شده، و باعث توقف توليد ملاتونين در بدن مي‌شود. ملاتونين هورموني است که به تنظيم چرخه خواب و بيداري بدن کمک مي‌کند. نور ساطع شده از گوشي‌هاي همراه و مانيتور رايانه درجات مختلفي دارد، اما توصيه مي‌شود تا ۲ ساعت قبل از رفتن به خواب، از اين وسايل استفاده نکنيد. چک کردن گوشي، لحظاتي قبل از به خواب رفتن، باعث اختلال در ساعت خواب شما مي‌شود.
۱۳ – مصرف زياد قهوه در طول روز
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
شرروع روز با يک فنجان قهوه و يا چاي پيشنهاد خوبي است. اما به ياد داشته باشيد که ميانگين مصرف قهوه در طول روز نبايد از ۳ فنجان تجاوز کند. اگر مصرف قهوه از اين مقدار افزايش يابد، ممکن است باعث تحريک و ايجاد نقص در چرخه خواب و بيداري شود. کافئين باعث توقف توليد آدنوزين مي‌شود. آدنوزين يک محصول فرعي فعاليت سلولي است که باعث ايجاد احساس نياز به خواب و خواب آلودگي مي‌شود. طبق مطالعات اخير، مصرف قهوه کمتر از ۶ ساعت قبل از خواب، باعث ايجاد مشکل در فرآيند خواب مي‌شود.
۱۴ – شب زنده داري آخر هفته
خستگي,علل خستگي دائمي,راههاي کاهش خستگي
اگر پنجشنبه‌ها تا ديروقت بيدار بمانيد، جمعه شب چگونه مي‌توانيد سر وقت به خواب برويد؟ قطعاً صبح شنبه نيز با کمبود خواب از خواب برخواهيد خواست. بنابراين سعي کنيد پنج‌شنبه‌ها خيلي هم خواب خود را به تاخير نياندازيد. اگر صبح شنبه احساس خستگي کرديد، کافي است با يک چرت ۲۰ دقيقه‌اي، اندکي اين مشکل را برطرف کنيد.
منبع : farnet.ir



خبرگزاری آريا – بوي بد دهان ممکن است نشانه اين بيماري ها باشد


بوي بد دهان ممکن است نشانه اين بيماري ها باشد

خبرگزاري آريا –
راه هاي رفع بوي بد دهان, علت بوي بد دهان چيست
اگر کليه ها نتوانند آنطور که بايد مواد زائد را از بدن حذف کنند دهان بوي ماهي مي گيرد
بوي بد دهان گاهي نشان دهنده وجود يک بيماري در بدن است که در اين مطلب به مهم ترين علل احتمالي آن اشاره مي کنيم.
بوي بد دهان مشکل آزاردهنده اي است که گاهي رهايي از آن سخت مي شود. با کشف علت بوي بد دهان و رفع علت زمينه اي مي توان اين مشکل را برطرف کرد.گاهي بوي بد دهان نشانه وجود بيماري و مشکل در بدن است. در ادامه به مهم ترين علت هاي بوي بد دهان اشاره مي کنيم.
بوي بد دهان و خر و پف کردن
اگر در هنگام خواب با دهان باز بخوابيد يا خر و پف کنيد، دهان شما خشک مي شود و خشکي دهان مکان مناسب تري در دهان براي رشد باکتري ها فراهم مي کند و اين باکتري ها يکي از عوامل بوي بد دهان در هنگام صبح خواهند بود. اگر به پشت بخوابيد احتمال خر و پف کردن شما بيشتر خواهد بود. بنابراين بهتر است به پهلو بخوابيد. غذاي بين دندان ها نيز به رشد باکتري هاي دهان کمک مي کنند. مسواک موثر و استفاده از نخ دندان قبل از خواب به تميز شدن بين دندان ها و کاهش مشکلات دهاني کمک مي کند.
بوي بد دهان و بيماري لثه
اگر دهان شما بويي شبيه به فلز مي دهد، احتمالا باکتري هايي در حال رشد زير لثه هايتان هستند، اين باکتري ها منجر به التهاب و عفونت مي شود. دندانپزشک ها اين مشکل را پريودنتيت periodontitis مي نامند. اگر سيگار مي کشيد، يا به طور منظم مسواک نمي زنيد و از نخ دندان استفاده نمي کنيد، احتمال بروز اين مشکل بيشتر خواهد بود. به علاوه بيماري لثه يک مشکل ارثي است.
بوي بد دهان و رفلاکس اسيد معده
اين شرايط باعث مي شود اسيد معده مسير اشتباهي برود و وارد مري شود (لوله اي که گلو را به معده متصل مي کند). اين مشکل باعث مي شود دهان شما طعمي ترش مزه بگيرد و مقداري غذا يا مايع وارد دهان شود. به علاوه اين اسيد مي تواند به گلو و دهان آسيب بزند و زمينه را براي رشد باکتري هايي که باعث بوي دهان مي شوند، فراهم مي کند.
راه هاي رفع بوي بد دهان, علت بوي بد دهان چيست
بريدگي در داخل دهان باعث عفونت دهان مي شود که باعث بوي دهان مي شوند
بوي بد دهان و ديابت
اگر مبتلا به ديابت هستيد، دهان شما بويي شبيه به ميوه مي دهد که مي تواند نشانه اين باشد که بدن شما به جاي چربي از قند يا گلوکز استفاده مي کند که به اين معناست که احتمالا هورمون انسولين شما خيلي کم است و لازم است به پزشک اطلاع دهيد.
بوي بد دهان و باکتري Helicobacter pylori
هليکوباکتري پيلوري Helicobacter pylori يا به اختصار H.pylori با سرطان معده و زخم معده در ارتباط است و باعث بوي بد دهان مي شود و علائم ديگري مانند تهوع، سوزش سر دل، معده درد يا سوء هاضمه را نيز در پي خواهد داشت. پزشک آزمايشاتي را براي بررسي اين باکتري در بدن انجام خواهد داد و زماني که اين باکتري با آنتي بيوتيک از بين مي رود، تمام اين علائم نيز برطرف مي شوند.
بوي بد دهان و عفونت هاي تنفسي
سرماخوردگي، سرفه و عفونت سينوسي مي توانند مخاط مملو از باکتري را وارد دهان و بيني شما کنند. اين امر بر روي بوي دهان شما تاثير مي گذارد که اغلب بوي بد دهان ناشي از اين شرايط بعد از درمان سرماخوردگي برطرف مي شود.
بوي بد دهان و دارو
بعضي داروها باعث خشکي دهان مي شوند و اين امر نيز بوي بد دهان را در پي خواهد داشت. ديگر داروها – مانند نيترات که بيماري قلبي را درمان مي کند، شيمي درماني براي درمان سرطان و برخي داروهاي خواب آور – زماني که در بدن تجزيه مي شوند، مواد شيميايي آزاد مي کنند که بوي بد دهان را در پي دارند. اين شرايط بر اثر مصرف بيش از حد ويتامين ها نيز بروز مي کند.
بوي بد دهان و سنگ لوزه
اگر غذا در لوزه گير کند – لوزه ها اندام هاي کوچکي هستند در پشت گلو که به مبارزه با ميکروب ها کمک مي کنند – کلسيم مي تواند در اطراف آن انباشته شده و سنگ لوزه تشکيل مي شود. سنگ لوزه معمولا باعث بروز مشکل نمي شود، اما گاهي مي تواند گلو را تحريک کرده و باکتري هايي روي آن رشد کند، تمام اين عوامل باعث بوي بد دهان مي شوند. مي توانيد با مسواک يا پنبه سنگ لوزه را برطرف کنيد. مسواک زدن – از جمله مسواک زدن زبان و قرقره کردن آب بعد از خوردن غذا به حل اين مشکل کمک مي کند. اگر اغلب دچار سنگ لوزه مي شويد، با پزشک مشورت کنيد.
بوي بد دهان و کم آبي بدن
زماني که بدن به اندازه کافي آب ندارد، به اندازه کافي بزاق توليد نمي شود. بزاق يک عامل طبيعي براي پاکسازي دهان از باکتري هاست. کم شدن بزاق دهان باعث بد بو شدن دهان مي شود. برخي بيماري ها که بر روي غدد بزاقي دهان تاثير مي گذارند – مانند سندروم شوگرن Sjögren s syndrome و بيماري اسکلرودرمي scleroderma – باعث خشکي و بوي بد دهان مي شوند.
*سندروم شوگرن Sjögren s syndrome : نوعي اختلال التهابي مزمن و وابسته به دستگاه ايمني است که با اختلال در عملکرد غدد برون ريز (غدد اگزوکرين) و ساير تظاهرات سيستميک مشخص مي‌شود.
*بيماري اسکلرودرمي scleroderma :نوعي بيماري نادر و پيشرونده روماتيسمي است که پوست بيماران ضخيم، سفت و خشک شده و گاه در انتهاهاي اندامها زخم ايجاد مي‌شود. تجمع کلاژن وساير فيبرها در اين بيماري پوست صورت و اندامها، مفاصل دست و پا، ريه، کليه و دستگاه گوارش به خصوص مري را گرفتار و فرد را ناتوان مي‌کند. اين بيماري مي‌تواند به صورت موضعي Limited يا عمومي Systemic scleroderma بروز کند.
راه هاي رفع بوي بد دهان, علت بوي بد دهان چيست
اگر مبتلا به ديابت هستيد دهان شما بويي شبيه به ميوه مي دهد
بوي بد دهان و عفونت
بريدگي يا آسيب در داخل دهان باعث عفونت دهان با باکتري هايي مي شود که باعث بوي دهان مي شوند. آسيب يا بريدگي دهان ممکن است تصادفي رخ دهد يا بيماري لثه باعث آن شود يا اينکه کشيدن دندان باعث آسيب ديدگي داخل دهان مي شود. اگر به دستورات دندانپزشک خود عمل نکنيد يا از دندان هاي خود به خوبي مراقبت نکنيد، بيشتر در معرض ابتلا به عفونت دهاني هستيد. اين مشکل به خودي خود برطرف مي شود و در غير اينصورت مصرف آنتي بيوتيک به رفع آن کمک خواهد کرد. در صورت بروز هر گونه آسيب ديدگي دهاني بهتر است داخل دهان را تميز نگه داشته و روزي دو بار دهان خود را با آب و نمک بشوييد.
بوي بد دهان و نارسايي کبد
اين عارضه باعث بوي شيرين و بويي شبيه به کپک در دهان مي شود که پزشک آن را بوي کبدي fetor hepaticus مي نامد. اين مشکل نشان مي دهد که کبد به دليل پيشروي بيماري کبدي به خوبي کار نمي کند. علائم ديگري نيز ممکن است مشاهده کنيد، از جمله زردي – زرد شدن پوست و سفيدي چشم ها که بر اثر تجمع رنگدانه طبيعي به نام بيلي روبين در سيستم بروز مي کند.
بوي بد دهان و نارسايي کليه
اگر کليه ها نتوانند آنطور که بايد مواد زائد را از بدن حذف کنند، دهان بوي ماهي مي گيرد. اين عارضه در آخرين مراحل نارسايي کليه بسيار رايج است که بيماري کليوي مرحله نهايي end-stage renal disease ناميده مي شود. زماني که بيماري به اين مرحله مي رسد درمان با استفاده از دياليز يا پيوند کليه انجام مي شود.
منبع:salamatnews.com



خبرگزاری آريا – خودشناسي، بدون دانستن فلسفه هم ممکن است


خودشناسي، بدون دانستن فلسفه هم ممکن است

خبرگزاري آريا –
خودآگاهي
براي رسيدن به خودآگاهي بايد هم خود را شناخت و هم امکانات رسيدنش به آگاهي
اجازه بدهيد به عنوان کسي که خودش را اهل فلسفه مي داند و براي شناخت فلسفي اهميتي بسيار قائل است بگويم بهتر است «خودآگاهي» را طوري تعريف نکنيم که تنها در ذيل فلسفه بگنجد.
پرسش: آيا راه ديگري براي رسيدن به خودآگاهي جز فلسفه وجود دارد؟
بستگي دارد به اين که منظورمان از «خودآگاهي» چه باشد، همچنان که بستگي دارد به اين که منظورمان از «فلسفه» چه باشد – و البته که بحث فلسفي دقيقا از همين تلاش براي روشن تر کردن «منظور»ها و بررسي امکان شناخت و پديد آوردن امکان مفاهمه آغاز مي شود – روزگاري معناي «فلسفه» چنان عام بوده که کم و بيش تمامي معارف بشري را در بر مي گرفته است، امروزه که علوم مختلف و از جمله علوم انساني از ذيل عنوان کلي «فلسفه» خارج شده اند، فلسفه معنايي مضيق تر و گستره اي محدود تر دارد. اکنون حوزه هايي از شناخت هست که به طور مستقيم ناظر به شناخت انسان است اما فلسفه به معناي رايج محسوب نمي شود.
به اين ترتيب بستگي دارد وقتي از «خودآگاهي» سخن مي گوييم چه منظور و مقصودي مد نظرما نباشد. اگر خودآگاهي را جوري تعريف کرده باشيم که صرفا ذيل شناخت فلسفي معنا پيدا کند، پاسخ پرسش در خود سوال هست و اگر نه هم، باز به همچنين. اما براي اين که از صرف تحليل پرسش تان يک گام جلوتر آماده باشيم، اجازه بدهيد به عنوان کسي که خودش را اهل فلسفه مي داند و براي شناخت فلسفي اهميتي بسيار قائل است، بگويم بهتر است «خودآگاهي» را طوري تعريف نکنيم که تنها در ذيل فلسفه بگنجد. از علوم طبيعي مثل عصب شناسي گرفته تا علوم انساني از قبيل روانشناسي و جامعه شناسي و مردم شناسي و از اينها گرفته تا تاريخ و ادبيات و هنر، هر کدام به جاي خود مي تواند به ما آدميان در شناخت بهتر خودمان ياري برساند و راهي باشد براي رسيدن به خودآگاهي بيشتر. شناخت انسان، شناخت همه انسان است؛ با همه ابعاد و توانايي ها و محدوديت هايش. بنابراين از نظر من آنچه امروزه فلسفه مي خوانيم و متاسفانه گاه به واسطه کارمندان بي مسئله و کم دانش اداره فلسفه به امري سخت محدود و محقر نيز فروکاسته مي شود، به تنهايي براي شناخت خود و طي طريق در مسير خودآگاهي کافي نيست، اگر به فرض حال من از حيث روانشناختي خوب نباشد، دنيا و مافيها را درست نمي بينم و نمي توانم آنچه را مي بينم و مي آموزم درست تحليل کنم. در چنين حالتي اطلاعات فلسفي و توانايي هاي منطقي ام حتي مي تواند حجابي بشود و باشد بر تعصبات و کم داني ها و بي انصافي ها و تنگ نظري هايم.
پس براي رسيدن به خودآگاهي بايد هم «خود» را شناخت و هم «امکانات» رسيدنش به آگاهي. فلسفه به معناي درست کلمه، به تصور من، آن گونه از مسئله مندي و خلاقيت است که مي تواند با مراجعه به جامع ترين چهارچوب هاي ارجاع لازم فراتر از تخصص هاي متعارف برود و دغدغه شناخت فراگير آدم و عالم را در دلمان زنده نگه دارد و امکان گفتگوي ميان دانش هاي گونه گون و خلاقيت هاي مختلف بشر را فراهم بياورد و کمک مان کند نگاهي جامع تر داشته باشيم، اگر چنين باشد، فلسفه قطعا نقشي اساسي در مسير خودآگاهي دارد اما قدم اول و آخر نيست، به تنهايي کافي نيست و در کنار ديگر دانش ها و با در نظر داشتن آنهاست که مي تواند نقش بنيادين خود را ايفا کند.
خودآگاهي
حوزه هايي از شناخت هست که به طور مستقيم ناظر به شناخت انسان است
پرسش: آيا جز فيلسوف ها مردم عادي نيز بايد اهل پرسشگري باشند؟
باز بستگي دارد به اين که منظور از «پرسشگري» و «فيلسوف» و «مردم عادي» و «بايد» چه باشد. به يک معنا انسان از کودکي پرسشگري مي کند و از قضا بخشي از پرسش هايي که کودکان مي کنند به معنايي پرسش هايي فلسفي است. به يک معناي ديگر بسياري از استادان و متخصصان فلسفه هم پرسشگري نمي کنند (منظورم همان کساني است که با تعبير کارمندان اداره فلسفه از آنها ياد کردم. اينها ممکن است در مدارج صوري آکادميک، کارمندان عالي رتبه اداره فلسفه بشونداما ذهن هاي قالبي دارند و مسئله و خلاقيت ندارند. واقعيت هم اين است که کسي با تکرار مسئله هاي ديگران نه صاحب مسئله و دغدغه مي شود و نه به تبع آن به خلاقيتي در طرح و حل مسئله و مفهوم پردازي درباره آنها مي رسد)، اين گروه پرسشگري هاي ديگران را طوطي وار تکرار مي کنند و البته در اين فرآيند گاهي دچار خودطاووس علّيين بيني هم مي شوند. آيا اينها را بايد در زمره همان «مردم عادي» پرسش شما شمرد يا نه؟
يا يک سوال ديگر: آيا اصلا بر مبناي لازمه منطقي پرسش تان درست است که فيلسوفان را مردمي غيرعادي بدانيم؟ ملاحظه مي فرماييد که باز بستگي دارد به معاني و منظورها، اما اگر با مسامحه از اين نازک بيني ها بگذريم، شايد بتوانم در مرحله بعد پرسش تان را با پرسش ديگري پاسخ بدهم و بگويم چرا مردم عادي نبايد اهل پرسشگري باشند؟
اما جداي از اين ملاحظات، براي پيش رفتن بحث چه بسا طرح دو، سه نکته ديگر نيز بي فايده نباشد. واقعيت اين است که پرسشگري فلسفي هم مانند هر فعاليت ديگر انساني امکانات و شرايط خودش را مي خواهد؛ از استعداد فردي گرفته تا شرايط اجتماعي و تاريخي. همه آدم ها بنا نيست دانشمند يا هنرمند باشند و به اين معنا همه آدم ها هم بنا نيست فيلسوف باشند اما همان طور که براي لذت و بهره بردن از هنر يا استفاده از دستاوردهاي علم نيازي نيست الزاما فرد خودش هنرمند يا دانشمند باشد، براي فايده بردن از بصيرت بخشي هاي فلسفه هم لازم نيست فرد خودش فيلسوف باشد.
هر انساني اگر قدر شأن انساني خود را بداند و دريافته باشد پرسش داشتن معجزه ذهن آدمي است، مي تواند با رجوع به آثار اهل علم و اهل هنر و ادبيات و اهل فلسفه پرسش هايش را پخته تر و منقح تر کند و در همراهي با ذهن هايي که عمري را صرف آن پرسش ها کرده اند و در امتداد مسيري که جامعه بشري در طرح پرسش ها طي کرده، به جستجوي پاسخ ها و چشم اندازها و افق هاي تازه بر آيد.
به يک معنا «بايد»ي در کار نيست اما آن که چنين نمي کند، به ويژه اين که به نظر من غرض از پرسشگري و جستجو تنها رسيدن به تعدادي داده و جواب نيست. هدف در حقيقت مي تواند حک و اصلاح خود باشد. تراشيدن سنگ وجود خويشن براي کشف آن مجسمه ماندگار منحصر به فرد که در وجود هر يک از ما بالقوه هست، اما به طور معمول در روزمرگي ها پنهان مي ماند و گاه هرگز آشکار نمي شود. پرسشگري و جستجو سلوکي مي تواند باشد براي تراشيدن و ساختن خويشتن.
منبع: هفته نامه کرگدن



خودشناسی، بدون دانستن فلسفه هم ممکن است


هفته نامه کرگدن – محمد منصور هاشمی: اجازه بدهید به عنوان کسی که خودش را اهل فلسفه می داند و برای شناخت فلسفی اهمیتی بسیار قائل است بگویم بهتر است «خودآگاهی» را طوری تعریف نکنیم که تنها در ذیل فلسفه بگنجد.

پرسش: آیا راه دیگری برای رسیدن به خودآگاهی جز فلسفه وجود دارد؟

بستگی دارد به این که منظورمان از «خودآگاهی» چه باشد، همچنان که بستگی دارد به این که منظورمان از «فلسفه» چه باشد – و البته که بحث فلسفی دقیقا از همین تلاش برای روشن تر کردن «منظور»ها و بررسی امکان شناخت و پدید آوردن امکان مفاهمه آغاز می شود – روزگاری معنای «فلسفه» چنان عام بوده که کم و بیش تمامی معارف بشری را در بر می گرفته است، امروزه که علوم مختلف و از جمله علوم انسانی از ذیل عنوان کلی «فلسفه» خارج شده اند، فلسفه معنایی مضیق تر و گستره ای محدود تر دارد. اکنون حوزه هایی از شناخت هست که به طور مستقیم ناظر به شناخت انسان است اما فلسفه به معنای رایج محسوب نمی شود.

خودشناسی بدون دانستن فلسفه

به این ترتیب بستگی دارد وقتی از «خودآگاهی» سخن می گوییم چه منظور و مقصودی مد نظرما نباشد. اگر خودآگاهی را جوری تعریف کرده باشیم که صرفا ذیل شناخت فلسفی معنا پیدا کند، پاسخ پرسش در خود سوال هست و اگر نه هم، باز به همچنین. اما برای این که از صرف تحلیل پرسش تان یک گام جلوتر آماده باشیم، اجازه بدهید به عنوان کسی که خودش را اهل فلسفه می داند و برای شناخت فلسفی اهمیتی بسیار قائل است، بگویم بهتر است «خودآگاهی» را طوری تعریف نکنیم که تنها در ذیل فلسفه بگنجد. از علوم طبیعی مثل عصب شناسی گرفته تا علوم انسانی از قبیل روانشناسی و جامعه شناسی و مردم شناسی و از اینها گرفته تا تاریخ و ادبیات و هنر، هر کدام به جای خود می تواند به ما آدمیان

در شناخت بهتر خودمان یاری برساند و راهی باشد برای رسیدن به خودآگاهی بیشتر. شناخت انسان، شناخت همه انسان است؛ با همه ابعاد و توانایی ها و محدودیت هایش. بنابراین از نظر من آنچه امروزه فلسفه می خوانیم و متاسفانه گاه به واسطه کارمندان بی مسئله و کم دانش اداره فلسفه به امری سخت محدود و محقر نیز فروکاسته می شود، به تنهایی برای شناخت خود و طی طریق در مسیر خودآگاهی کافی نیست، اگر به فرض حال من از حیث روانشناختی خوب نباشد، دنیا و مافیها را درست نمی بینم و نمی توانم آنچه را می بینم و می آموزم درست تحلیل کنم. در چنین حالتی اطلاعات فلسفی و توانایی های منطقی ام حتی می تواند حجابی بشود و باشد بر تعصبات و کم دانی ها و بی انصافی ها و تنگ نظری هایم.

پس برای رسیدن به خودآگاهی باید هم «خود» را شناخت و هم «امکانات» رسیدنش به آگاهی. فلسفه به معنای درست کلمه، به تصور من، آن گونه از مسئله مندی و خلاقیت است که می تواند با مراجعه به جامع ترین چهارچوب های ارجاع لازم فراتر از تخصص های متعارف برود و دغدغه شناخت فراگیر آدم و عالم را در دلمان زنده نگه دارد و امکان گفتگوی میان دانش های گونه گون و خلاقیت های مختلف بشر را فراهم بیاورد و کمک مان کند نگاهی جامع تر داشته باشیم، اگر چنین باشد، فلسفه قطعا نقشی اساسی در مسیر خودآگاهی دارد اما قدم اول و آخر نیست، به تنهایی کافی نیست و در کنار دیگر دانش ها و با در نظر داشتن آنهاست که می تواند نقش بنیادین خود را ایفا کند.

پرسش: آیا جز فیلسوف ها مردم عادی نیز باید اهل پرسشگری باشند؟

باز بستگی دارد به این که منظور از «پرسشگری» و «فیلسوف» و «مردم عادی» و «باید» چه باشد. به یک معنا انسان از کودکی پرسشگری می کند و از قضا بخشی از پرسش هایی که کودکان می کنند به معنایی پرسش هایی فلسفی است. به یک معنای دیگر بسیاری از استادان و متخصصان فلسفه هم پرسشگری نمی کنند (منظورم همان کسانی است که با تعبیر کارمندان اداره فلسفه از آنها یاد کردم. اینها ممکن است در مدارج صوری آکادمیک، کارمندان عالی رتبه اداره فلسفه بشوند

اما ذهن های قالبی دارند و مسئله و خلاقیت ندارند. واقعیت هم این است که کسی با تکرار مسئله های دیگران نه صاحب مسئله و دغدغه می شود و نه به تبع آن به خلاقیتی در طرح و حل مسئله و مفهوم پردازی درباره آنها می رسد)، این گروه پرسشگری های دیگران را طوطی وار تکرار می کنند و البته در این فرآیند گاهی دچار خودطاووس علّیین بینی هم می شوند. آیا اینها را باید در زمره همان «مردم عادی» پرسش شما شمرد یا نه؟

خودشناسی بدون دانستن فلسفه

یا یک سوال دیگر: آیا اصلا بر مبنای لازمه منطقی پرسش تان درست است که فیلسوفان را مردمی غیرعادی بدانیم؟ ملاحظه می فرمایید که باز بستگی دارد به معانی و منظورها، اما اگر با مسامحه از این نازک بینی ها بگذریم، شاید بتوانم در مرحله بعد پرسش تان را با پرسش دیگری پاسخ بدهم و بگویم چرا مردم عادی نباید اهل پرسشگری باشند؟

اما جدای از این ملاحظات، برای پیش رفتن بحث چه بسا طرح دو، سه نکته دیگر نیز بی فایده نباشد. واقعیت این است که پرسشگری فلسفی هم مانند هر فعالیت دیگر انسانی امکانات و شرایط خودش را می خواهد؛ از استعداد فردی گرفته تا شرایط اجتماعی و تاریخی. همه آدم ها بنا نیست دانشمند یا هنرمند باشند و به این معنا همه آدم ها هم بنا نیست فیلسوف باشند اما همان طور که برای لذت و بهره بردن از هنر یا استفاده از دستاوردهای علم نیازی نیست الزاما فرد خودش هنرمند یا دانشمند باشد، برای فایده بردن از بصیرت بخشی های فلسفه هم لازم نیست فرد خودش فیلسوف باشد.

هر انسانی اگر قدر شأن انسانی خود را بداند و دریافته باشد پرسش داشتن معجزه ذهن آدمی است، می تواند با رجوع به آثار اهل علم و اهل هنر و ادبیات و اهل فلسفه پرسش هایش را پخته تر و منقح تر کند و در همراهی با ذهن هایی که عمری را صرف آن پرسش ها کرده اند و در امتداد مسیری که جامعه بشری در طرح پرسش ها طی کرده، به جستجوی پاسخ ها و چشم اندازها و افق های تازه بر آید.

به یک معنا «باید»ی در کار نیست اما آن که چنین نمی کند، به ویژه این که به نظر من غرض از پرسشگری و جستجو تنها رسیدن به تعدادی داده و جواب نیست. هدف در حقیقت می تواند حک و اصلاح خود باشد. تراشیدن سنگ وجود خویشن برای کشف آن مجسمه ماندگار منحصر به فرد که در وجود هر یک از ما بالقوه هست، اما به طور معمول در روزمرگی ها پنهان می ماند و گاه هرگز آشکار نمی شود. پرسشگری و جستجو سلوکی می تواند باشد برای تراشیدن و ساختن خویشتن.


زندگی مشترک پس از خیانت هم ممکن است


مجله سیب سبز: اگر یک مرد با زنی غیر از همسر خود در ارتباط باشد، از نگاه عموم خیانت محسوب می‌شود اما اگر همین مرد مدارکی را برای مشروع بودن رابطه‌اش ارائه کند، ازدواج دوم است و از نگاه قانون دیگر خیانت نیست در حالی که بسیاری از خانواده‌ها این رفتار را یک نوع خیانت می‌دانند اگرچه این جامعه و قانون یک جامعه است که میزان خیانت و نامهربانی را مشخص می‌کند.

همیشه کسی که خیانت دیده باور نمی‌کند این اتفاق افتاده است و به جای تلاش برای بهبود وضعیت با انکار این موضوع، مشکلاتش را پیچیده‌تر می‌کند. در این مطلب پروفسور حسین باهر راه‌های کشف رفتارهای خیانکارانه و مقابله و مبارزه با آن را برای‌تان شرح می‌دهد.

زندگی مشترک پس از خیانت هم ممکن است
بهترین راه پیدا کردن حقیقت این است که از او بخواهید صادقانه و صریح درباره هر چیزی که به رابطه شما مربوط است، حرف بزند. اگرچه بیشتر زن و شوهرها پرسیدن مستقیم را سخت‌تر از کند و کاوهای پشت‌پرده رفتار همدیگر می‌دانند. حتی اگر با زیرنظر گرفتن همسرتان فهمیدید او خیانت می‌کند این دلیل خوبی نیست چون جاسوسی کردن کار درستی نیست. اگر همسرتان را زیرنظر بگیرید و هیچ اشتباهی در رفتار او پیدا نکنید، ممکن است احساس آرامش کنید، اما یادتان باشد که صداقت همسرتان را نشانه گرفتید. اکنون این شما هستید که در رابطه زناشویی‌تان چیزی را پنهان کرده‌اید. همه می‌خواهند حقیقت را بدانند، اما معمولا با انتخاب بدترین راه به این هدف می‌رسند.

دروغ شیرین یا حقیقت تلخ؟

همه ما اصرار داریم هرچه شریک زندگی‌مان می‌گوید، باور کنیم چون اعتماد به او، احساسی از امنیت و آرامش به ما می‌دهد. هیچ‌کس نمی‌خواهد به این مسئله اهمیت بدهد که همسرش دروغ می‌گوید به‌ویژه وقتی که احساس کند خیانتی در کار است. بیشتر انسان‌ها «دروغ شیرین» را به «حقیقت تلخ» ترجیح می‌دهند.

بسیاری از زنان تلاش می‌کنند از خیانت همسرشان چشم‌پوشی کنند، زیرا تغییرات تازه و قبول آنها غیرقابل تحمل است و دقیقا به این دليل است که معمولا همسران دیرتر از دیگران از خیانت شریک زندگی‌شان باخبر می‌شوند. همسر خیانتکار معمولا تمام تلاشش را برای گرفتن اعتماد شریک زندگی‌اش كرده و از این موقعیت کاملا سوء‌استفاده می‌کند. او همان چیزی را می‌گوید که همسرش دوست دارد بشنود: «من هرگز به تو خیانت نمی‌کنم.»

خانم‌ها! زرنگ باشید

کسی که خیانت می‌کند همیشه نگران این است که گیر بیفتد. اگر او بفهمد همسرش به او شک دارد، تمام تلاشش را می‌کند تا هیچ رد و نشانه‌ای از خیانت باقی نگذارد. درواقع فرد بدگمان به همسرش کمک می‌کند تا در خیانت موفق‌تر باشد. اگر به همسرتان شک دارید و بدگمانی‌های‌تان را به همسرتان نشان مي‌دهید، فهمیدن حقیقت خیانت برای‌تان سخت‌تر می‌شود. اعتماد و بدگمانی هر دو می‌توانند برای همسر خیانتكار مزیت باشند.

اگر به همسرتان شک دارید آن را ابراز نکنید تا زمانی که بتوانید اثباتش کنید. خوب است کمی درباره مشکلات زناشویی‌تان با هم حرف بزنید، اما به خیانت هیچ اشاره‌ای نکنید، چون او هرگز به شما نمی‌گوید که خیانت کرده است، مگر اینکه شما دلایل خوبی برای اثبات داشته باشید. پس هرگز بدگمانی‌تان را تا زمانی که دلیل واضحی برای خیانت او ندارید، نشان ندهید. او به راحتی می‌تواند حذف شما را  انکارکند. به واکنش همسرتان در برابر اتهامی که به او می‌زنید، فکر کنید. او به شما چه خواهد گفت؟ «شوخی می‌کنی؟»، «ما فقط دو تا دوست صمیمی هستیم»، «هیچ چیزی بین ما نیست»، «تو داری اشتباه می‌کنی.» اگر بتوانید واکنش‌های همسرتان را حدس بزنید، می‌توانید، از قبل دلایل مستندتان را به او نشان دهید.

شوک بعد از کشف خیانت

وقتی متوجه خیانت همسرتان می‌شوید خیالات و افکار زیادی درگیرتان می‌کند. شوک بعد از کشف راز خیانت واکنش‌هایي مثل افسردگی، خشم، افکار پریشان، عدم تمرکز و زیرنظر گرفتن همیشگی همسر نتایج اجتناب‌ناپذیر این موضوع هستند. بهترین راه برای مقابله با این احساسات و واکنش‌ها این است که با فرد مناسبی حرف بزنید با کسی که قضاوت نمی‌کند، حامی است و آرام‌تان می‌کند. کسی را انتخاب کنید که بدون پیشنهادات نامعقول و خشونت‌آمیر و نصیحت‌های ابتدایی و همیشگی شنونده خوبی باشد. نصیحت در این شرایط مفید نیست. پند و اندرز هیچ کمکی به شرایط شما نمی‌کند، تصمیم‌گیری‌های آنی نیز بی‌فایده هستند. اما پیدا کردن کسی که شنونده باشد بسیار مهم است زیرا تنش و فشار عصبی‌ای که تحمل کرده‌اید را آرام می‌کند.

زندگی مشترک پس از خیانت هم ممکن است

همچنین احساسات‌تان را نباید فورا با همسرتان در میان بگذارید. وقتی شما این راز را می‌فهمید و آن را با همسرتان مطرح می‌کنید او نمی‌تواند به حرف‌های‌تان گوش بدهد یا همراهی‌تان کند. مطرح کردن احساسات منفی‌تان با شدت و فشاری که تحمل می‌کنید باعث واکنش‌های دفاعی در همسرتان می‌شود.

جدایی تنها راه نیست

اگر زن و شوهر هر دو بخواهند رابطه زناشویی‌شان را حفظ کنند باید به فکر گام‌های بعدی باشند. قدم‌های بعدی سخت‌تر و مهم‌تر هستند. نجات و حفظ رابطه‌ای که از خیانت آسیب دیده است نیاز به همدلی هر دو نفر دارد. این هدفی نیست که به تنهایی به آن برسید.

تشخیص انگیزه‌های اصلی خیانت و حرف زدن درباره آن بسیار مهم است. اما همسر خیانتکار همیشه جزئیات را پنهان‌کند زیرا او نگران این مسئله است که حرف زدن درباره جزئیات فقط مشکلات را بیشتر و سخت‌تر ‌کند. گفت‌وگو درباره داستان خیانت باعث مطرح شدن حرف‌هایی می‌شود که نه گوینده و نه شنونده تحمل شنیدن آن را ندارند. سؤال‌هایی که جواب دادن به آنها سخت است و شنیدن جواب‌ها غیرقابل تحمل، بنابراین پیدا کردن انگیزه‌های خیانت و گفت‌وگو درباره جزئیات آن برای زن و شوهرها نیاز به بینشی عمیق و مهارت‌های ارتباطی موثر دارد. اما هرچه به مسئله پرداخته نشود مشکلات پیچیده‌تر می‌شوند. مشاوره برای زوج‌هایی که تردید دارند و نمی‌توانند احساسات‌شان را درست بشناسند و نگران آینده رابطه هستند بسیار ضروری و کمک‌کننده است.

این نکته را فراموش نکنید که زنان قدرت کافی برای مقابله با خیانت را دارند، تنها کافی است از این باور که همه مردها مثل هم هستند و جز به رابطه جنسی به چیز دیگری فکر نمی‌کنند، دست بردارند و در جهت بهبود شرایط زندگی مشترک خود تلاش کنند. لازم است بدانید برای مردان مهم‌ترین چیز در زندگی مشترک این است که ارزشمند و مورد احترام باشند و به آنها نشان دهند که تا چه اندازه به آنها احترام می‌گذارند و آنها را توانمند می‌دانند.


خبرگزاری آريا – وزن کم کردن سريع واقعا ممکن است ؟


وزن کم کردن سريع واقعا ممکن است ؟

خبرگزاري آريا –
وزن کم کردن سريع,كاهش وزن, سبزي‌هاي كم‌كالري
وزن کم کردن سريع واقعا ممکن است ؟
حتما بارها و بارها شنيده‌‌ايد كه رژيم‌هاي پرطرفدار شايد براي كاهش وزن دائمي مناسب نباشند. برخي از رژيم‌ها ناگهان و يكباره طرفداران بسيار پيدا مي‌كنند وبسيار محبوب مي‌شوند اما واقعا براي همه افراد كارساز نيستند. اين رژيم‌هاي پرطرفدار اغلب براي كاهش وزن در مدت كوتاه محبوب و معروف مي‌شوند.
برخي از متخصصان بر اين باورند، كاهش وزن سريع اصلا جالب نيست و بايد كاهش وزن در مدت طولاني انجام شود اما امروزه تحقيقات نشان داده، اگر به درستي برنامه كاهش وزن و رژيم آن اجرا شود، هيچ‌اشكالي به كاهش وزن نسبتاسريع وارد نيست! راز موفقيت رژيم‌هاي نسبتا سريع، داشتن انگيزه‌اي قوي و هدفي مشخص است.
در مدت‌زماني كوتاه وزن كم كنيد
كاهش وزن يك فرمول رياضي ساده است: شما بايد بيشتر از آنچه مي‌خوريد، كالري بسوزانيد. به‌طور كلي متخصصان توصيه مي‌كنند، اگر افراد روز به روز ۵۰۰ كالري از ميزان مواد‌غذايي مصرفي خود بكاهند و فعاليت‌هاي روزانه خود را افزايش دهند، گام بزرگ و مثبتي در جهت كاهش وزن برداشته‌اند. با دنبال‌كردن اين نكته مهم در مدت يك هفته شما مي‌توانيد حدود يك كيلو وزن كم كنيد.
اگر بخواهيد سريع‌تر وزن كم كنيد بايد كمتر بخوريد و بيشتر ورزش كنيد نهايتا ميزان كالري مصرفي‌تان را تا ۱۲۰۰ كالري برسانيد و چند ساعت ورزش كنيد (مراقب باشيد! كم‌كردن ناگهاني ميزان كالري مصرفي مي‌تواند خطراتي را براي برخي افراد به‌دنبال داشته باشد) با اين برنامه مي‌توانيد هفته اول حدود ۱٫۵ تا ۲٫۵ كيلوگرم وزن كم كنيد. رژيم گيرنده‌هايي كه به‌خوبي برنامه را دنبال مي‌كنند، مي‌توانند هفته‌اي ۲ كيلوگرم بابت رژيم و يك كيلوگرم بابت ورزش‌هاي روزانه وزن كم كنند. فراموش نكنيد كه حذف كردن نمك و نشاسته نيز مي‌تواند به ميزان چشمگيري در اين زمينه موثر باشد. با كاهش سديم و نشاسته مصرفي، ميزان مايعات موجود در بدن كاهش مي‌يابد و از اين طريق وزن بدن كمتر مي‌شود.
هرگونه رژيمي مبني‌بر مصرف كالري كم و زير ۱۰۰۰ كالري در روز خطرناك محسوب مي‌شود و سلامت بدن‌تان را به خطر مي‌اندازد.
سبزي‌هاي كم‌كالري, اضافه‌ وزن
اين توصيه‌ها را جدي بگيريد
متخصصان رژيم‌هاي سريع بر اين باورند كه به ازاي هر نيم‌كيلو، بايد ۷ كالري محاسبه ‌شود، يعني به‌عنوان مثال اگر فردي ۱۰۰ كيلوست بايد روزانه حدود ۱۴۰۰كالري مصرف كند. برخي كارشناسان تا ۱۲۰۰ كالري را نيز پيشنهاد مي‌كنند. نخستين نكته براي كاهش وزن سريع اين است كه ميزان نشاسته (حتي نشاسته موجود در نان‌هاي سبوس‌دار) كنترل شود و مصرف شكر، چربي گوشت و لبنيات به حداقل برسد. براي كاهش وزن سريع، رژيم‌گيرنده‌ها بايد ميوه، سبزي‌هاي تازه، سفيده تخم‌مرغ، سويا و ماهي مصرف كنند. خيلي از كارشناسان تغذيه نيز بر اين باورند كه اگر ميزان پروتئين مصرفي بدن را افزايش دهيد به تسريع كاهش چربي كمك مي‌كنيد. به‌طور كلي دستورالعمل‌هاي گفته شده مي‌تواند كمك بزرگي باشد.
به ميزان كافي سبزي‌هاي كم‌كالري مصرف كنيد تا حس گرسنگي را از شما دور كند.
به ميزان كافي آب بنوشيد تا گرسنگي را با تشنگي اشتباه نگيريد.
از خــوردن هـله‌هــوله و خوراكي‌هاي فاقد ارزش غذايي بپرهيزيد.
سرتان را گرم كنيد تا از روي بي‌حسي سراغ خوردن نرويد.
هميشه وعده‌هاي اصلي غذا و يك ميان‌وعده را حفظ كرده اما حجم غذاي‌تان را كم كنيد.
برخي از متخصصان بر اين باورند كه خوردن دانه‌ رازيانه، زنجبيل، جعفري، نعنا، آناناس و ماست با عسل، يك تا ۳ روز قبل از شروع برنامه رژيم‌ به شما كمك مي‌كند تا حس كنيد شكم‌تان لاغر‌تر شده و چربي اطراف آن آب شده است.
زيرنظر حرفه‌اي‌ها باشيد!
يكي از شيوه‌هاي مناسب براي لاغري و رسيدن به تناسب‌اندام استفاده از تجارب سيستم‌هاي كارآمد در اين حيطه است. ما به شما مجموعه اولتراتون را پيشنهاد مي‌كنيم.
سبزي‌هاي كم‌كالري, اضافه‌ وزن
اين ورزش‌‌ها به شما كمك مي‌كند
اگر الان هم ورزش مي‌كنيد و در عين حال اضافه‌وزن داريد بايد ميزان ورزش‌كردن‌تان را افزايش دهيد. تحقيقي كه رابطه بين ورزش‌كردن و كاهش وزن را بررسي مي‌كرد نشان داد، براي اين‌كه وزن‌تان كم شود بايد حتما روزانه يك ساعت ورزش كنيد.ورزش‌هاي هوازي يكي از بهترين ورزش‌هايي است كه در كنار حفظ سلامت قلب، به كاهش وزن نيز كمك مي‌كند؛ اين نوع نرمش‌ها به ميزان چشمگيري كالري مي‌سوزانند. بهتر است ورزش‌تان را هر روز نسبت به روز قبل بيشتر كنيد. منظور از بيشتر شدن ورزش‌ لزوما تعداد ساعات بيشتر نيست بلكه حركات ورزشي سنگين‌‌تر هم مي‌توانند چربي بيشتري بسوزانند. نرمش‌هاي مقاومتي نيز در كنار ايروبيك و نرمش‌هاي هوازي موثرند.
مراقب باشيد!
اگر رژيمي كارساز به شما پيشنهاد مي‌شود حتما ابتدا مطمئن شويد كه مي‌توانيد آن رژيم را دنبال كنيد و قرار نيست آن را نصف و نيمه رها كنيد. رژيم‌هاي سريع و كارساز هم بايد منطقي باشند. اگر رژيمي ادعا كند كه ميزان كالري مصرفي را به زير ۱۰۰۰ كالري مي‌رساند عوارض جانبي بسياري شما را تهديد خواهد كرد.اين ميزان كالري خطرناك است.يكي ديگر از راه‌هاي رسيدن به تناسب‌اندام استفاده از روش‌هاي تركيبي استاندارد است پيشنهاد ما به شما مشاوره گرفتن از مجموعه نيو.يومد اسپا است.
منبع:salamatnews.com